| • چکیده : |
,"«ابوالقاسم» كاتب حدیث و ذاكر و راوی زندگی اولیای خدا در «طوس»، میدانست كه به زودی ماموران خلیفه از بغداد برای دستگیری او خواهند آمد. ابوالقاسم بارها به دیدار موسیبن جعفر (ع) مشرف شده و از امام شنیده بود كه او و برادرش «فتاح صحاف» به زودی با هم خواهند مرد و به آنها توصیه كرده بود كه احادیث و روایات خود را جایی مكتوب كنند كه غیرقابل دسترسی باشد. ابوالقاسم مدتها آموختههای خود را به دختر فهمیدهاش «لیلا» و فتاح تمامی مكتوبات خود را به پسر پهلوانش «هاتف» منتقل كرده بودند. در آن شب آن دو آموختههای خود را تماما در اختیار لیلا و هاتف نهادند و به سوی سرنوشت خود شتافتند." |