| • چکیده : |
راوی در این داستان یك سرتیپ بازنشسته است كه در ایام جوانی به دختری به نام شیدا علاقهمند شده با او ازدواج میكند، غافل از آن كه پدر شیدا همواره مترصد است تا زندگی این دو سامان نگیرد و به نوعی مانعی برای آنان به وجود میآورد .پدر شیدا پس از آن كه داماد به ماموریت اعزام میشود، با وكالتی كه از او داشته شیدا را سه طلاقه میكند .پس از این ماجرا، افسر جوان سرخورده میشود و زندگی او در نابسامانی سیر میكند تا آن كه به توصیه خواهر، دوباره ازدواج میكند و به حقایقی درباره عشق بعد از ازدواج پی میبرد .او پس از انقلاب در جبهههای نبرد حضور مییابد و جان فشانیهایی از خود نشان میدهد .با این همه، او پس از سالها، مسیر زندگی شیدا "را دنبال میكند .او درمییابد كه "شیدا "با تغییر نام به "ولهان "به آمریكا رفته در آن جا در یك مهد كودك مشغول به كار شده است ." |