| • چکیده : |
,"در دوران پیش از اسلام، در ایرانشمالی پادشاهی با زنی به نام شهرو ازدواج كرد كه حاصل آن دو فرزند به نام «ویرو و ویس» بود. شهرو فرزند دیگری داشت به نام رامین. ویس و رامین با هم نزد دایه بزرگ شدند. رامین پس از مدتی به خراسان رفت و ویس با برادرش، ویرو ازدواج كرد، اما در همین دوران موبدی پیر عاشق ویس شد و او را از دست همسرش درآورد. ویس به كمك دعا و سحرهای دایهاش مانع این ازدواج شد. وقتی رامین از خراسان بازگشت ویس را دید و بیقرار شد. موبد كه از این عشق باخبر شد ویس و دایهاش را در قصر زندانی كرد تا دست رامین به او نرسد، ولی رامین از جایگاه آنها باخبر شد و پس از جنگیدن با موبد، ویس را آزاد كرد. در آخر، رامین با ویس ازدواج كرد و حاصل آن ازدواج دو فرزند شد. موبد هم در یكی از اردوهایش بر اثر حملة گراز كشته شد. «ویس و رامین» از داستانهای عاشقانة ایرانی است كه بر اساس منظومهای از فخرالدین اسعد گرگانی به نثر درآمده است." |