| • چکیده : |
,"هاپو سگ گله است، او از پنج گوسفند مواظبت میكند. مثل همة سگها گوشت و استخوان میخورد. یك روز كه هاپو با گوسفندها به چمنزار رفته بود، به كنار رودخانه رفت تا آب بخورد. وقتی برگشت، دید كه گوسفندها نیستند. گوسفندها قایم شده بودند و میخواستند با هاپو بازی كنند. یكی از گوسفندها پشت درخت و یكی هم پشت سنگ بود. هاپو آنها را شمرد و با خودش گفت: «چهارتا را پیدا كردم. فقط مانده یكی «حالا گوسفند پنجم كجاست؟» كتاب حاضر از مجموعة «كتابهای انگشتی» است و برای گروه سنی «الف و ب» تهیه و تدوین شده است." |