| • چکیده : |
,"در این كتاب مصور و رنگی كه برای گروه سنی "ب" تدوین شده، حكایت دختركی به نام "گلابتون" در قالب شعر بازگو میشود. او هر روز به باغ داییاش میرفت، یك سبد هلو میچید و برای زنداییاش میبرد. زیرا او به دلیل فوت دایی، به تنهایی زندگی میكرد. روزی، گلابتون" طبق عادت هرروز، پس از چیدن هلوها، به سمت منزل زندایی در حركت بود كه ناگهان... كتاب، اینچنین آغاز میشود: دختر ناز و تپلو/ با دستهایی پر از هلو/ میرفت به سمت جنگل/ نبود حسود و تنبل/ دختر ناز قصهمون/ كه اسمشه گلابتون/ هر روز میرفت باغ دایی/ هلو بچینه تنهایی/...." |