| • چکیده : |
,"اسفندیار، فرزند گشتاسب پاشاه ایران بود. خواهران جوان او توسط ارجاسپ تورانی در روییندژ زندانی بودند. اسفندیار برای نجات خواهران خود با سپاهی جنگاور و گروهی از موبدان و دانایان و برادر خردمندش، «پوشتن» رهسپار روییندژ شد. راهنمای اسفندیار برای گذر از هفتخوان و رسیدن به روییندژ، پهلوان تورانی حیلهگری به نام «گرگسار» بود كه در میدان جنگ به دست اسفندیار اسیر شده بود. از این رو با حیلهگری و بزرگتر جلوه دادن خطرهای هر خوان، سعی میكرد اسفندیار را از این سفر بازدارد. اما اسفندیار با دلاوری و ایمان به قدرت پروردگار، سه خوان را گذرانده بود و به خوان چهارم، نابودی زن جادوگر رسیده بود. او با تدبیری، زن جادوگر را نابود كرد و به خوان پنجم كه جنگیدن با سیمرغ پیكارجو بود رسید. كتاب حاضر از قصههای شاهنامه، به ماجرای گذشتن اسفندیار از خوان چهارم و پنجم اختصاص دارد كه همراه با تصاویری برای گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است." |