| • چکیده : |
,"كتاب حاضر حاوی سه داستان كوتاه از «گابریل گارسیا ماركز» به عنوانهای «هفده انگلیسی مسموم»، «نور مثل آب است» و «فقط آمدم تلفن بزنم» است. در داستان «هفده انگلیسی مسموم» آمده است: «سینپورا و پرودنسیا لینرو» بعد از مرگ شوهرش كه به مدت 30 سال در كما بود، برای اولین بار از محل زندگی خود در «ریوآچا» دور میشد. خلاف انتظار همه مرگ همسرش، آسایش او را بعد از 30 سال انتظار فراهم نكرد و به قدری غمگین شد كه بچههایش برای رسیدن او به آرامش به تكاپو افتادند. او رفتن به رم و دیدار با پاپ را مایة آرامش خود میدید، بنابراین در سفری با كشتی همراه با ایتالیاییهای از جنگ برگشته، طوفانهای كارائیب را تحمل كرد و به بندر ناپل رسید. او در آنجا 17 جهانگرد انگلیسی را مشاهده كرد كه مجبور بود با آنها در یك غذاخوری غذا بخورد، اما او از خوردن غذا امتناع كرد و صبح روز بعد شاهد جسد 17 انگلیسی بود كه از خوردن غذا مسموم شده بودند." |