| • چکیده : |
هما دوران كودكی و نوجوانی خود را در خانوادهای نجیب و آبرومند طی كرده است و اینك در آستانه ازدواج قرار دارد .قاسم و سعید هر دو از خواستگاران هما هستند و برای رسیدن به او تلاش میكنند .در این میان هما سعید را انتخاب میكند، ولی قاسم دست از هما نمیكشد و برای اینكه با او در ارتباط باشد با دختر عمه هما ازدواج میكند .سعید پسری مغرور است كه علاقه زیادی به خانوادهاش دارد و حرف آنها را بدون هیچ دلیلی میپذیرد و این امر هما را به سختی میآزارد .ولی از آنجا كه هما دختری صبور است در برابر كارها و بی اختیاری های سعید سكوت میكند .اكنون هما باردار است و مشكلات را به سختی تحمل میكند . |