| • چکیده : |
,"آنچه در جامعة امروزی بسیار شایع است زندگی انسان به صورت مستقل از خداست در حالی كه وجود و روح انسان جزئی از خداوند است. اگر این روح رشد كند انسان با خدای خویش هماهنگتر میشود و در غیر این صورت وجود انسان و روح او با سازندة خویش ناهماهنگتر و نامانوستر میگردد و این به معنی زوال حیات است. نقطة شروع هماهنگی با خداوند و پیشرفت در این امر كسب عادت الهی است؛ عادت فكری، آن فكری است كه دایم در افراد جریان دارد. این تداوم فكر تبدیل به «آگاهیهای ثابت» میشود كه همان اعتقاد، ایمان و یقین را حاصل میكند. تفكر مداوم امری ارادی است كه نیازمند تمرین، یعنی همان «خوب نگاه كردن» است. نگارنده در كتاب حاضر به موضوع همانگی با خدا پرداخته و موضوعاتی از این دست را مطرح ساخته است: عشق الهی، سود و زیان، گناه، نعمت، تسلیم، و تقویت تفكر دربارة خداوند." |