| • چکیده : |
,"«نازنین» دختر زیبای خانواده ثروتمندی است كه در برخوردی اتفاقی، با «داوود»، پسردایی دوستش، آشنا شده و پس از چندی با وی ازدواج میكند. اما داوود پس از ازدواج، هویت واقعی خود را نشان داده و از همان ابتدا بر خلاف میل باطنی نازنین، او را وادار میكند تا چادر سر كند. پس از گذشت یك سال نازنین صاحب فرزندان دوقلویی با نامهای «مانی» و «مانا» میشود و این امر سختگیریهای داوود را نسبت به وی بیشتر میكند تا جایی كه سرانجام نازنین جدایی از داوود را انتخاب میكند. وی پس از متاركه در هنگام قدمزدن در پارك با مردی با نام دكتر «میلاد» آشنا میشود و درمییابد كه او هفتهای یك بار به پارك میآید تا گره از مشكلات دیگران باز كند. نازنین سرانجام به رغم تهدیدهای داوود مبنی بر ازدواج او با مردی دیگر، با دكتر میلاد ازدواج میكند." |