راسخون

آن مادیان سرخ‌یال

•پدید اورندگان : ,
•ناشر : موسسه انتشارات نگاه
•سال نشر : 1383
• نوع کتاب : تالیف
• رده سنی : 0
• تیراژ : 24000
• نوع جلد : شومیز
• شابک : 964-351-201-0
• تاریخ نشر :
• محل نشر : تهران
• زبان : فارسی
• زبان اصلی :
• تعداد صفحات : 168
• قیمت : 14000
• نوبت چاپ : 1
• قطع : رقعی
• شماره جلد : 0
• چکیده : این داستان، توصیف فضا و زمانه‌ای بس دور است؛ هنگامه عصر جاهلی؛ زمانه امروالقیس ـ شاعر عرب ـ و سرگذشت زندگی، عشق، جنگ، بی مهری، تفاخر، و حكایت بیابان، شتر، و آن مادیان سرخ یال امروالقیس، و روایت "زرقاء". "... از آن میان قیس پدیدار شده بود در عشق، ستوده و كامل؛ مثل سادگی، مثل آب و مثل شب صحرا، و این بار فرود آمده بود بركنار بركه دمون از آن مركب سرخ یال و دستان عطش در خنكای آب فرو برده بود مگر جرعه‌ای بر آن آتش نهفته دل...". معشوق قیس "زرقا" نام دارد. "و نام زرقا از یمامه فرا رفت تا از بادیه الشام برگذشت و بادها كشانیدش سوی روم و پاریس؛ وز آن پس... همگان چشم‌ها به در كردند به جست و جوی دو چشم كبود؛ زنی كبود چشم در جزیره العرب!" زنی چنین، زیبنده همسری قیس است؛ "آن تركیب زیبایی و برنایی را". زرقا در طلب قیس به همرهان می‌گوید:‍ "در اقلیم انقره [آنكارا] به قیس خواهیم رسید. پس بتازید با من راهیان، دلیران! آبله زدگان را فرو گذارید و بتازید و بپرهیزید از دام مرض". .... اما مرگ قیس "از درون می‌آمد، از درون بافت جامه زربفت، از آن نرم جامه تن پوش شبانه، و از سحر مغز و روان و انگشتان طماع و از تار و پود افتخار و بزرگی كه نخست از پوست گذر كرده و در گوشت می‌خلید یكپارچه و می‌شد تا از مویرگ‌ها با شتاب نور به شریان‌ها درون شود و آن تندیسوار آدمی را فرو بنشاند بر گرده كوه عسیب در بهت نگاه چشمان كبود زرقا كه عروسوار جامه‌ای از حریر به تن پوشیده بود، چونان شهبانوی سلطانی كه قیس او می‌بود از آن پس در گمانی گوارا..."."