| • چکیده : |
,""آندیا"، در جوانی دلباختهی استاد خوشنویسی خویش ـ فردی متاهل و انسانی شریف و صاحب كلامی نافذ ـ میشود. اما به دلیل اعتقادات رایج در جامعه مبنی بر عدم تمكن مالی هنرمندان، به ازدواج با پسرعموی خویش تن میدهد و صاحب دو فرزند میشود. اما سایهی عشق دیرینه، همواره در زندگی آندیا وجود دارد. استاد نیز زمانی كه متوجه میشود آندیا ازدواج كرده، همسر خویش را كشته و به جنون مبتلا میشود. پس از گذشت سالها آندیا برای دیدن استاد، راهی میشود، اما در این میان درمییابد كه دوست دیرینهاش با همسرش ارتباط داشته و قصد دارد زندگی او را به تباهی بكشد. آندیا پس از این جریان، به ناراحتی قلبی دچار شده و در بیمارستان بستری میگردد." |