| • چکیده : |
,"در زمان نمرود كودكی به دنیا آمد، اسم این كودك مهربان «ابراهیم (ع)» بود. ابراهیم وقتی خیلی كوچك بود، پدرش از دنیا رفت و عمویش به نام «آزر» از او مراقبت كرد. اما عموی ابراهیم (ع) بتپرست بود و هر روز بتهای زیادی میساخت و ابراهیم (ع) به عمویش میگفت چرا این بتها را كه با دست خود میتراشی پرستش میكنی؛ اما عمویش بازهم این كار را ادامه میداد تا این كه ابراهیم بزرگ شد. او دوست داشت همه، خدای بزرگ را پرستش كنند، او دعوت خود را آغاز كرد و ... . كتاب حاضر از سلسله قصههای پیامبران است كه با روایتی تازه و با كلماتی ساده و نثری روان برای گروه سنی «ب» تهیه شده است." |