| • چکیده : |
,"«آدرین» مرد جوانی است كه به تازگی مهندس شده است و در حالی كه درك درستی از زندگی، عشق و جنگ ندارد، در اولین روز بسیج عمومی جنگ علیه آلمانیها، زادگاه خود را در«دوردونی» ترك میكند و به جبهه میرود. جنگی كه تجربة عشق را از او میگیرد. او عمق فاصله را درك میكند، جنایات وحشتناك دستهجمعی را که به خاطرهای وحشتناكآور برایش تبدیل میشود، در جنگ و بعد از جنگ عدهای از دوستان معلولش خودكشی میكنند، عدهای راه انزوا در پیش میگیرند و به زندگی مخفیانه در آسایشگاه روانی یا در گوشة بیمارستان روی میآورند. آدرین با كولهباری ازخاطرات وحشتناك به پاریس برمیگردد و در حالی كه تاثیر جنگ برخود و خانواده و دوستانش همچنان ادامه دارد." |