| • چکیده : |
,"این رمان در واقع روایت جست و جوی راوی به دنبال دوست گم شده و بیان اتفاقات و ماجراهای زندگی او در خلال این جست و جوست. دوست گم شده "فنشاو" نام دارد كه از او همسر، فرزند و مجموعهای داستانی و شعر به جا مانده است. راوی در این رمان به خلق شخصیتهایی در قالب داستان پلیس میپردازد؛ شخصیتهایی كه اوضاع لاینحل و طاقتفرسایی را تحمل میكنند. این اوضاع زاییدهی جهان بیرون آنهاست و تصویر جامعهای در حال زوال و فروپاشی به همین سبب "فنشاو" در جامعهای كه همه سعی دارند شبیه یك دیگر باشند محكوم به تنهایی است. كار به جایی میرسد كه حتی همسر و فرزند نوزادش را با نیرنگ تنها میگذارد تا خودش را بیابد. اما پس از آن جست و جوی پلیسی آغاز میشود؛ به گونهای كه یافتن حقیقت به جست و جوی نابتر و فلسفیتر ـ كاوش در هویت ـ بدل میشود." |