| • چکیده : |
,"«ارسلان»، سرباز شجاع ایرانی در نبرد با تاتاران سه تیر به بدنش خورده بود. تیری كه در سینهاش رفته بود، به گفتة طبیب فقط با دارویی خوب میشد كه یك نفر در سپاهان داشت و به هیچكس نمیداد. فرمانده به خاطر ارسلان به سپاهان رفت، اما آن مرد حتی با دیدن خود ارسلان هم دارویش را نداد. روزها گذشت و ارسلان به طرز معجزهآسایی خوب شد. او از طبیب نشانی كوه خطرناكی را كه میتوانست آن گیاه دارویی را در آن پیدا كند، گرفت و رفت. در آنجا با شجاعت تمام یك مار و یك جانور خیلی ترسناك را كشت و توانست كلی گیاه دارویی با خود به شهر بیاورد، تا همگی از آن استفاده كنند. این قصه از مجموعه قصههای گلستان سعدی برای كودكان دو گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است." |