| • چکیده : |
,"خانوادة الكساندر، به علت كار پدر میخواهند در شهر دیگری زندگی كنند. آنتونی و نیك، برادران الكساندر و پدر و مادر وسایلشان را جمع كردهاند. الكساندر دوست ندارد كه بهترین دوستاش «پل» و یا ریچل، بهترین پرستار بچهای را كه میشناسد، ترك كند. او دوست ندارد از خانوادة بالدوین كه یك گربة خوشگل دارند و یا از خانم و آقای اوبردورمز كه همیشه در جشنها، به او هدیههای خوب میدهند، جدا شود. او فكر میكند در شهر جدید چیزهای خوب شهر خود را نخواهد داشت و مدام بهانهگیری میكند. «از جایم تكان نمیخورم»، دربرگیرندة داستانهای اجتماعی و روانشناسی برای گروه سنی «ج» است." |