| • چکیده : |
,"راوی پس از آشنایی با مقدمات سلوك با دوستی با نام «سعید» آشنا میشود؛ كسی كه به همهچیز جز حق بیاعتناست. همچنین اثری از حسادت، خودخواهی، خودبزرگبینی و بدبینی و تحقیر دیگران در او نیست. او به همه حتی به گناهكاران دلسوز است. نه از مرگ میهراسد و نه به دنیا دلبستگی دارد. اما راوی همین كه احساس میكند لحظهای بدون سعید هم نمیتواند زندگی كند، درمییابد كه او مرحلة پایانی سلوك را حل كرده است و از عالم روح به عالم سر وارد شده و به فناء فی الله رسیده است. او سعید را در میان شعلههای آتش میبیند كه به همان نسبت كه آتش خاموش میشود، نور امنیت دیگری بر وجود سعدی فرومیریزد. در این حال سروشی از غیب به راوی میگوید كه بیش از این نمیتواند نظارهگر آتش باشد زیرا فروغ تجلی، او را خواهد سوزاند. مجلد حاضر دربرگیرندة سه دفتر از نویسنده است. دفتر اول: آشنایی و شناخت، دفتر دوم: آغازینههای سلوك (وسوسهها، نگرانیها) و دفتر سوم: آیین راه (مراحل و منازل سیر و سلوك)، در این اثر به شیوهای تخیلی مراحل سیر و سلوك بازگو شده است." |