| • چکیده : |
((اسیر عشق)) عنوان داستانی است كه نگارنده از زاویه((اول شخص))، ماجرای اصلی آن را چنین آغاز میكند...)) :پس از چند روز از بیمارستان مرخص شدیم و به خانه بازگشتیم .چند روزی در خانه استراحت میكردم كه ناگهان لحظههای مرگ آن جوان، شیونها و زاری آن دختر جوان و ماتم مادر جوان از دست رفته در جلوی چشمانم مثل شبهی پدیدار شدند .بیاختیار بلند شدم و با آدرسی كه در اختیار داشتم، به سراغ خانه مادرش رفتم و با هزار زحمت و پرس و جو خود را به آن خانه رساندم .جلوی در آن خانه، حالت عجیبی داشتم، نمیدانستم چه میكنم .((... |