| • چکیده : |
,""كروزو"، زادگاه نویسنده، شهری كوچك، دورافتاده و غمانگیز است كه در گذشته دارای صنعت بوده و كارگران زحمتكش ساكن آن، تمام نیرو و توان خود را در كارخانه صرف میكردند. اما با بسته شدن كارخانه، شهر و مردمانش با فقر و ورشكستگی دست به گریبان شدهاند. با این وصف، در طول كتاب، "بوبن" آرامآرام به خواننده نشان میدهد كه در دل زادگاهی كه هرگز ترك نكرده، در بطن سختیها و خشونت شهری متروك، چگونه توانسته است به بالاترین درج? آرامش، شادی و سرمستی دست یابد و چگونه پدیدههایی چون محرومیت، تهیدستی و تنهایی به مسیرهایی برای نیل به آزادی، روشنایی و آفرینش تبدیل شدهاند. بوبن در این كتاب كه در حقیقت زندگینام? خودنوشت او است، از كودكی، پدر و مادر و شهر و دیارش سخن میگوید؛ كار طاقتفرسای مادر، بیماری پدر، بیكاری مردم شهر و نیز صحنههای گاه مرموز و زودگذر كه با این همه در خاطر میمانند. "اسیر گهواره" را بسیاری از ناقدان به تران? عاشقانهای تعبیر كردهاند كه نویسنده در وصف و ستایش شهر زادگاهش سروده است." |