| • چکیده : |
,"حضرت امیرالمومنین (ع) از كوچهای میگذشتند و كودك گریانی را دیدند، كه به دلیل یتیم بودن، كودكان دیگر از بازی با او امتناع میكردند. حضرت وقتی علت را فهمیدند با مهربانی خود را پدر كودك نامیدند و او را برای بازی با بچهها روانه كردند. این داستان تحت عنوان «اشك مولا و اشك یتیم» به همراه چندین داستان مذهبی دیگر در كتاب حاضر آمده است. عنوانهای این داستانها عبارتاند از: دریای بیكران علم، جوانمردی و بزرگواری شاه مردان، فرمانداری در حكومت حضرت علی (ع)، در آخرین لحظات زندگی، ایثار بچهها را گرسنه خواباندند، اسلام نمیتواند یك مسلمان را خوار ببیند، چه خوب است كه به عاقبت كار بیندیشیم، علی (ع) دروازة شهر علم پیامبر (ص)، و مشكلگشا علی (ع) است. مخاطبان این كتاب كه جلد دوم از مجموعة «سرمشقهای زندگی» است، گروه سنی «ب» و «ج» هستند." |