ناشناس ( تحصیلات : دیپلم ، 19 ساله )

سلام خسته نباشید .من در کودکی پسری که همبازی ام بود را دوست داشتم وتا الان فراموشش نکردم.اون منو مثل خواهرش میدونه منو و دوس داشتن من یک طرفس.من خیلی تلاش میکنم فراموشش کنم خودمو سرگرم درس و کار کردم یا خودم کنترل میکنم که باهاش تماس نگیرم .ولی گاهی ناخودآگاه یادش میوفتم .چند روز پیش اتفاق بدی واسش افتاد و تا پای مرگ پیش رفت .همش هرلحظه ب این موضوع فکر میکنم و خیلی ناراحت میشم اینکه اگه اتفاقی میوفتاد.من چطوری هم این موضوع و هم خودش فراموش کنم.من ی مدته که از همه ادما بدم میاد نمیدونم این حسم به این موضوع مربوطه یانه.


مشاور (خانم کشمیری)

با سلام خدمت شما همراه گرامی
از اینکه در مسائل پیش روی خود راه درست مشورت را پیش گرفتید و خواهان بهبود شرایط فعلی تان هستید تبریک صمیمانه من را پذیرا باشید.
از بیانات شما دوست عزیز این گونه متوجه شدم، علاقه مند به پسری هستید که همبازی دوران کودکی تان بوده و این موضوع فکر شما را به خود مشغول کرده است، و اینکه می دانید ایشان شما را به چشم خواهری می بیند.
دوست خوبمان تا به حال متوجه دلایل علاقه مندی خود به پسر شده اید؟ آیا به ازدواج با او می اندیشید؟ در این صورت او چقدر معیارهای لازم برای ازدواج با شما را دارد؟ فکر می کنید تمایل دو طرف نسبت به هم در ازدواج چقدر می تواند مهم باشد ؟ و یا اینکه شما صِرفا به او علاقه مندید و فقط خواهان داشتن ارتباط و اطلاع از ایشان هستید؟ در واقع احساس شما به ایشان از چه نوعی است، دلبستگی یا وابستگی؟ آیا انسانی آزاده و مستقل‌ هستید که همواره در آرامش و شادی زندگی می‌کند یا فردی دربند و اسیر احساسات که همیشه در حال ترس از دست دادن وابستگی‌های خود است؟ قبل از پاسخ ببینیم منظور از وابستگی چیست و اصلا وابستگی با دلبستگی چه تفاوت‌هایی دارد؟ وابستگی به هر عامل وابسته‌کننده‌ای مانند انسان‌های دیگر، اینترنت و چت، تلفن و پیامک، کار و موقعیت، پول و ثروت، مقام و شهرت و... گفته می‌شود که در صورت از دست دادن آنها آرامش، هویت، استقلال، رهایی و سلامت جسم و روان خود را از دست می‌دهیم. در دلبستگی، احساس رهایی، آرامش، امنیت، هویت، استقلال، اعتماد‌بنفس بالا و شادی وجود دارد، یعنی فرد علاوه بر داشتن علاقه مندی به کسی یا چیزی و یا در صورت از دست دادن آن، به شدت تحت تاثیر قرار نمی گیرد و آشفته نمی شود چرا که از درون احساس غنی بودن می کند و آرامش دارد. و اما در صورت احساس وابستگی چه باید کرد؟ خودآگاهی و خودشناسی جزء تفکیک‌ناپذیر تکنیک رهایی از وابستگی است. خودشناسی به معنای شناخت و کشف و همچنین باور توانمندی و استعدادهای منحصربه فرد خود و شکوفایی آنها می باشد. افراد موفق با شناخت کرامت‌ها و ظرفیت‌های خود برای رسیدن به رشد و کمال انسانی تلاش می کنند. بنابراین با شناخت افکار، احساسات، رفتارها و انتظارات خود می‌توان از وابستگی رها شد. پیشنهادم به شما دوست عزیز این است که، به احساسات خود اهمیت و توجه بیشتری داشته باشید و دلایل ایجاد شان را در خود جست و جو کنید. همچنین می توانید برای داشتن احساسی زیبا نسبت به زندگی و اطرافیان، از این راهکارها استفاده کنید:

1. با اهتمام به مسائل معنوی و مذهبی و شرکت در چنین مراسم هایی روحیه معنوی خود را تقویت کنید. از معاشرت با افرادی که به امور معنوی و علمی توجهی ندارند اجتناب کنید. بیشتر از همیشه به نیروى ایمان به خدا، تکیه کنید و او را در همه حال ناظر بر خود و پشتیبان واقعی ‏تان بدانید. در چنین صورتى به یارى حق، موفقیت در انتظار شما خواهد بود.
2. در انتخاب دوست دقت نمایید.گاهی اوقات اطرافیان و دوستان با بیان مطالبی ناامیدانه انگیزه و آرامش روانی را کاهش می دهند. برای رفع این مشکل باید از ارتباط با افراد منفی اجتناب کرد.
3. هر زمانی که احساس می کنید علاقه ای به زندگی ، تحصیل ، ارتباط با دیگران و ... ندارید با اساتید و کارشناسان مشورت کنید آنها با دادن راهنمایی به شما کمک می کنند تا از حالت بی تفاوتی و بی انگیزگی نجات پیدا کنید.
۴. ورزش کردن و پی گیری علاقه مندی های خود را از یاد نبرید و آنها را دنبال کنید.
در پناه خدا شاد و سربلند باشید باشید

بیشتر بخوانید:
روشهایی برای داشتن احساس بهتر در زندگی