ناشناس ( تحصیلات : فوق لیسانس ، 45 ساله )

با سلام. 4 فرزند پسر دارم. فرزند اول 19سال و دانشجو میباشد و مابقی با اختلاف 5 سال به ترتیب کوچک تر میباشند. مشکل من با فرند اول بر سر تحصیل و نماز خواندن میباشد. برای هر دو کوتاهی میکند و باعث این شده که با هم بحث کنیم و با هم رفیق نباشیم. فرزند دوم هم کلاس 9میباشد که ایشان مشکل تحصیل ندارد و نسبتا خوب است. ولی مشکل اخلاقی دارد. پرخاشگر و بی تربیت است. با برادران کوچکتر می جنگد و اگر بنده و مادرش 2ماه هم با او صحبت نکنیم مشکلی ندارد. حرف شنوی ندارد. تنبیه هم فایده ندارد. از نظر استراحت، غذا، تفریح، امکانات، هیچ مشکلی ندارد. برای تشویق هیچ چیز برایش تازگی ندارد. وقتی دو نفری با هم تنها هستیم حالا یا در مسافرت و یا در منزل هیچ مشکلی ندارد ولی در جمع خانواده قابل تحمل نیست.


مشاور (خانم قربانی)

با سلام و احترام خدمت شما همراه گرامی سایت راسخون.
۴ فرزند پسر دارید که مطابق میل تان رفتار نمیکنند و با ۲ فرزند اولتان هم اختلافاتی را تجربه میکنید. مشخص است که پدری بسیار دلسوز و دغدغه مند اینده فرزندانتان هستید و همه همّ و غمّ تان این است که در نهایت کمال و شایستگی و سلامت رفتاری رشد نمایند. این دغدغه و نگرانی شما قابل درک است.
همراه گرانقدر، در مورد کاهل نماز بودن پسر ارشدتان و بی انگیزگی برای تحصیل، عوامل متفاوتی میتوان را تصور کرد اما مسئله این است که اگر دنبال رفاقت و تربیت درست او هستید، تنها راه ان‌ اجتناب از نصیحت و همراهی صرف است. یک رفیق، دوستش را همانگونه که هست می پذیرد و بدون ایراد گیری مکرر، با رفتار خودش و انسی که ایجاد کرده، او را به تغییر رفتاری اختیاری و ناخوداگاه، سوق میدهد. سن ۱۹ سالگی تقریبا پایان دوره نوجوانی ست و نوجوان فقط از عمل و مشاهده رفتار والدین و اطرافیان اموزش می بیند و کاملا نسبت به گفتار واکنش منفی نشان میدهد. از طرفی تحولات دوران نوجوانی نیز خود به خود سبب کاهش انگیزه تحصیلی میگردد. لذا اگر شما به عنوان والدین صالح، در عمل فردی اهل تلاش و توجه به عبادات باشید و در کودکی که زمان اموزش مستقیم‌ است با راهکارهای درست عقاید را در او پایه گذاری کرده باشید،‌ دیگر نیازی به نگرانی نیست و اکنون فقط جهت امر به معروف و نهی از منکر، فقط یک بار حق تذکر ان هم با عطوفت را دارید و باید مابقی را به نوع پذیرش او واگذار کنید و البته مراقبت غیرمستقیم از محیط اجتماعی و ارتباط با دوستان هم لازم است‌. در مورد پرخاشگری فرزند دوم تان نیز، با توجه به اینکه ایشان دقیقا در بطن دوره نوجوانی و اوج تلاطمات روحی قرار دارند، رفتارش قابل توجیه است. اگر شما بلد باشید روحیات او را مراعات کنید، این پرخاشگری او تعدیل خواهد یافت. البته شرایط فرزندپروی و نوع برخورد شما و میزان توجه تان و همچنین وجود مشکلات دیگر نیز باید بررسی شود. توصیه میکنم کتابهایی در برخورد با نوجوان را مطالعه کنید تا با اشفتگی و نابسامانی نوجوان اشنا شوید و بدانید که بسیاری از رفتارهای او مانند مقابله و جبهه گیری نزد خانواده، استقلال طلبی، عدم اطاعت، ستیزه جویی های او نشان رشد اوست و نیازی نیست او را بی تربیت بخوانید. تلاش کنید همراهی و درک بیشتری از فرزندانتان بر اساس دوره رشدی شان داشته باشید. انها را انگونه که هستند، بپذیرید و تفاوت های فردی شان را مورد توجه قرار دهید.
اصرار نداشته باشید که طبق میل شما بزرگ شوند و هدفهای مورد نظر شما را دنبال کنند. برای فرزندان تان یک الگوی رفتاری دوست داشتنی و مهربان باشید. با احترام و مانند یک فرد شایسته با انها برخورد کنید. اگر فرزندان تان انگونه که شما خواستید، رشد نکردند، خود را ناراحت نکنید و بدانید که ادمی مامور به وظیفه ست نه نتیجه و بندگی ما" تلاش" برای کسب رضای خداست . در نهایت اگر تندخویی فرزندتان را بیش از حد میدانید، حتما از یک مشاوره حضوری کمک‌ بگیرید.
در پناه حق و عاقبت بخیر باشید.