پرسش :
پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ امّي بودند نه به معناي بي سواد، بلكه يعني علم لدني داشتند،پس چرا خطاب به جبرئيل در هنگام نزول آیه اقرأ فرمودند: نمي توانم بخوانم؟
شرح پرسش :
پاسخ :
نبوت مبتني بر مقام «خلافت الهي» است از اينرو لازم است کسي که خليفه خداوند متعال بر روي زمين است اوصاف حضرت حق به عنوان آينه و مظهر الهي در او به منصه ظهور برسد.
خليفه الله همان انسان کاملي است که مظهر و جامع همه اسماي الهي است، انسان کامل مظهر همه اوصاف خداوند متعال ـ مانند علم و... است علم خداوند متعال، شهود محض و حضور صرف است.
حقايق همه اشياء در نزد خداوند به نحوي خاص وجود دارد بنابراين مي شود خداوند آنها را به انسان کامل بياموزد.[1]
علم پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به عنوان انسان کامل که مظهر جميع صفات جمال و کمال الهي است از جانب خداوند متعال و به عنايت و اذن الهي است و استقلالي نيست و پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ هر گاه بخواهد بداند به اذن و مشيت الهي مي داند.[2]
علم پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ را بايست از دو حيث بررسي کرد:
اوّل: اين که چون رتبه وجودي پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ بر همه چيز مقدم است از اين رو رسول (ص) با وجود شريف نوريش، همه حقايق غيب را مي داند که اين مربوط به عالم ذر مي باشد.
ثانيا: به عالم مادي که باز در اين جهت مي توان با استناد به آيات و روايات استدلال کرد. مطابق آيات سوره مريم که وقتي از حضرت مريم (س) سؤال شد اشاره به حضرت عيسي (ع) کرد تا مردم جواب خود را از ايشان بگيرند در حالي که کودکي در گهواره بود فرمود «اني عبدالله».[3] که اين خود دلالت بر آن است که علم در ذات آنها نهاده شده است.[4]
از اين کلام بر مي آيد که وجود نوراني حضرت ختمي مرتبت که مقامشان از تمام انبياء بالاتر بوده قطعا واجد اين علم الهي بوده است «العالم بلا إکتساب و لا إزدياد و لا علم مستفاد» دانايي اندوختن و افزودن دانش و نه دانشي فرا گرفته به کوشش.[5] / [6]
که اين علم را مي توان به علم عالم کون و قبل از رسالت نام نهاد که بندگان برگزيده الهي، همواره ـ از بدو تولد و طفوليت ـ از همه امور مربوط به حال، گذشته و آينده آگاهند و چيزي از رويدادهاي جهان بر آنها پوشيده نمي ماند.[7]
البته اين بدان معنا نيست که علم آنها علم الهي است بلکه علم آنان وابسته به مشيت و اراده الهي است «إذا اراد أن يعلم شيئا اعلمه الله ذلک» هر گاه بخواهيد چيزي را بداند، خداوند متعال فورا از آن آگاه مي کند.[8]
لهم علوم لايکاد يعلم و إن ارادوا علم شي ء علموا[9]
آنان داراي علومي اند که براي ما شناخته نيست و هر گاه بخواهند چيزي را بدانند، فورا مي فهمند.
يکي پرسيد از آن گم کرده فرزند که اي روشن گهر پير خردمند
زمصرش بوي پيراهن شنيدي چرا در چاه کنعانش نديدي
بگفت احوال ما برق جهان است دمي پيدا و ديگر دم نهان است
گهي بر طارم اعلا نشينیم گهي بر پشت پاي خود نبينيم.[10]
نتيجه آنکه مطلبي که شما در سؤال خود بدان ملتزم شديد آن است که فرموديد پيامبر اکرم (ص) به جبرئيل در جواب «إقرأ» فرمودند: نمي توانم بخوانم.[11]
توان خواندن نداشتن غير از علم نداشتن است همان طور که در قبل عنوان شد.[12] پيامبر اکرم (ص) انسان کامل است که مظهر صفات جمال و کمال الهي است و داراي علم لدني[13] است که بي واسطه از حضور خداوند متعال فرا گرفته و متعلم به تعليم الهي از همان ابتداي خلقت بوده ولي علم پيامبر به مشيت و اذن الهي است.
اين که به جبرئيل گفت نمي توانم بخوانم چون کتاب او معجزه الهي بود و اگر همان اول که جبرئيل به ايشان گفت بخوان حضرت مي خواند معجزه بودن کتاب الهي خدشه بر مي داشت و مورد ترديد مخالفان قرار مي گرفت که مي گفتند پيامبر اکرم (ص) که علم خواندن و نوشتن مي دانسته آن را از کتب اديان قبل و از کتاب ها به دست آورده است.[14]
لکن به جهت مصلحتي که بدان مترتب بود و شايد رفع ترديد و شبهه که از بيخ کنده شود و در معجزه بودن آن ترديدي نشود و غرض الهي، نقض نگردد، اذن الهي در قرائت کتاب الهي محقق نشد.
و اين مطلب منافاتي با علم پيامبر اکرم (ص) نداشته و ندارد چرا که به فرموده حضرت علي (ع) که درباره گستره دانش رسول خدا (ص) مي فرمايند: «علم النبي علم جميع النبيين و علم ما کان و ما هو کائن الي قيام الساعة»: علم پيامبر مجموعه دانش هاي همه پيامبران است و آن حضرت از آنچه در گذشته روي داده و تا قيامت روي خواهد داد، آگاه است.[15]
پی نوشتها:
[1]. جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي ـ وحي و نبوت در قرآن، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ اول، 1381ش، ص237.
[2]. رضواني، علي اصغر، پیامبر شناسي و پاسخ به شبهات، انتشارات ستاره، چاپ اول، 1387ش، ص247.
[3]. مريم / 30.
[4]. طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، قم، جامعه مدرسين، چاپ دهم، 1387ش، ص61.
[5]. نهج البلاغه، تصحيح صبحي صالح، خطبه 213؛ شرح ابن ابي الحديد، قم، مکتبة آيت الله مرعشي نجفي، 1404ق.
[6]. رشاد، علي اکبر، دانشنامه امام علي(ع)، سازمان انتشارات فرهنگ و انديشه اسلامي، نوبت سوم، 1385ش، ج3، ص335.
[7]. براي آشنايي با دلائل عقلي و نقلي، ر.ک: مظفر، محمد حسين، علم امام، ص79 ـ 78؛ نجفي لاري، عبدالحسين، مرکز جواهر، بيروت، 1411ق.
[8]. کافي، محمد بن يعقوب الکليني، تهران، مکتبة الصدوق، 1381ش، ج1، ص258؛ بصائر الدرجات، محمد صفار قمي، 3151.
[9]. نور الافهام، همان مشخصات، ج2، ص306.
[10]. شيرازي، مصلح الدين، کليات سعدي، تهران، امير کبير، چاپ هشتم، 1369ش، باب دوم، ص75.
[11]. پيامبر امّي، مجموعه آثار، استاد مطهري، ج3، چاپ دوم، 1372ش، صدرا.
[12]. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامي، چاپ سي و يکم، 1385ش، ج6، ص473.
[13]. سجادي، سيد جعفر، فرهنگ علوم فلسفي، تهران، انتشارات امير کبير، چاپ اول، 1375ش، ص532.
[14]. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، نشر بنياد علمي و فکري علامه، 1363ش، ج20، ص746.
[15]. صفار قمي، محمد، بصائر الدرجات، قم، مکتبة آيت الله مرعشي نجفي، 1404ق، ص127.
منبع: اندیشه قم
نبوت مبتني بر مقام «خلافت الهي» است از اينرو لازم است کسي که خليفه خداوند متعال بر روي زمين است اوصاف حضرت حق به عنوان آينه و مظهر الهي در او به منصه ظهور برسد.
خليفه الله همان انسان کاملي است که مظهر و جامع همه اسماي الهي است، انسان کامل مظهر همه اوصاف خداوند متعال ـ مانند علم و... است علم خداوند متعال، شهود محض و حضور صرف است.
حقايق همه اشياء در نزد خداوند به نحوي خاص وجود دارد بنابراين مي شود خداوند آنها را به انسان کامل بياموزد.[1]
علم پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به عنوان انسان کامل که مظهر جميع صفات جمال و کمال الهي است از جانب خداوند متعال و به عنايت و اذن الهي است و استقلالي نيست و پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ هر گاه بخواهد بداند به اذن و مشيت الهي مي داند.[2]
علم پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ را بايست از دو حيث بررسي کرد:
اوّل: اين که چون رتبه وجودي پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ بر همه چيز مقدم است از اين رو رسول (ص) با وجود شريف نوريش، همه حقايق غيب را مي داند که اين مربوط به عالم ذر مي باشد.
ثانيا: به عالم مادي که باز در اين جهت مي توان با استناد به آيات و روايات استدلال کرد. مطابق آيات سوره مريم که وقتي از حضرت مريم (س) سؤال شد اشاره به حضرت عيسي (ع) کرد تا مردم جواب خود را از ايشان بگيرند در حالي که کودکي در گهواره بود فرمود «اني عبدالله».[3] که اين خود دلالت بر آن است که علم در ذات آنها نهاده شده است.[4]
از اين کلام بر مي آيد که وجود نوراني حضرت ختمي مرتبت که مقامشان از تمام انبياء بالاتر بوده قطعا واجد اين علم الهي بوده است «العالم بلا إکتساب و لا إزدياد و لا علم مستفاد» دانايي اندوختن و افزودن دانش و نه دانشي فرا گرفته به کوشش.[5] / [6]
که اين علم را مي توان به علم عالم کون و قبل از رسالت نام نهاد که بندگان برگزيده الهي، همواره ـ از بدو تولد و طفوليت ـ از همه امور مربوط به حال، گذشته و آينده آگاهند و چيزي از رويدادهاي جهان بر آنها پوشيده نمي ماند.[7]
البته اين بدان معنا نيست که علم آنها علم الهي است بلکه علم آنان وابسته به مشيت و اراده الهي است «إذا اراد أن يعلم شيئا اعلمه الله ذلک» هر گاه بخواهيد چيزي را بداند، خداوند متعال فورا از آن آگاه مي کند.[8]
لهم علوم لايکاد يعلم و إن ارادوا علم شي ء علموا[9]
آنان داراي علومي اند که براي ما شناخته نيست و هر گاه بخواهند چيزي را بدانند، فورا مي فهمند.
يکي پرسيد از آن گم کرده فرزند که اي روشن گهر پير خردمند
زمصرش بوي پيراهن شنيدي چرا در چاه کنعانش نديدي
بگفت احوال ما برق جهان است دمي پيدا و ديگر دم نهان است
گهي بر طارم اعلا نشينیم گهي بر پشت پاي خود نبينيم.[10]
نتيجه آنکه مطلبي که شما در سؤال خود بدان ملتزم شديد آن است که فرموديد پيامبر اکرم (ص) به جبرئيل در جواب «إقرأ» فرمودند: نمي توانم بخوانم.[11]
توان خواندن نداشتن غير از علم نداشتن است همان طور که در قبل عنوان شد.[12] پيامبر اکرم (ص) انسان کامل است که مظهر صفات جمال و کمال الهي است و داراي علم لدني[13] است که بي واسطه از حضور خداوند متعال فرا گرفته و متعلم به تعليم الهي از همان ابتداي خلقت بوده ولي علم پيامبر به مشيت و اذن الهي است.
اين که به جبرئيل گفت نمي توانم بخوانم چون کتاب او معجزه الهي بود و اگر همان اول که جبرئيل به ايشان گفت بخوان حضرت مي خواند معجزه بودن کتاب الهي خدشه بر مي داشت و مورد ترديد مخالفان قرار مي گرفت که مي گفتند پيامبر اکرم (ص) که علم خواندن و نوشتن مي دانسته آن را از کتب اديان قبل و از کتاب ها به دست آورده است.[14]
لکن به جهت مصلحتي که بدان مترتب بود و شايد رفع ترديد و شبهه که از بيخ کنده شود و در معجزه بودن آن ترديدي نشود و غرض الهي، نقض نگردد، اذن الهي در قرائت کتاب الهي محقق نشد.
و اين مطلب منافاتي با علم پيامبر اکرم (ص) نداشته و ندارد چرا که به فرموده حضرت علي (ع) که درباره گستره دانش رسول خدا (ص) مي فرمايند: «علم النبي علم جميع النبيين و علم ما کان و ما هو کائن الي قيام الساعة»: علم پيامبر مجموعه دانش هاي همه پيامبران است و آن حضرت از آنچه در گذشته روي داده و تا قيامت روي خواهد داد، آگاه است.[15]
پی نوشتها:
[1]. جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي ـ وحي و نبوت در قرآن، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ اول، 1381ش، ص237.
[2]. رضواني، علي اصغر، پیامبر شناسي و پاسخ به شبهات، انتشارات ستاره، چاپ اول، 1387ش، ص247.
[3]. مريم / 30.
[4]. طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، قم، جامعه مدرسين، چاپ دهم، 1387ش، ص61.
[5]. نهج البلاغه، تصحيح صبحي صالح، خطبه 213؛ شرح ابن ابي الحديد، قم، مکتبة آيت الله مرعشي نجفي، 1404ق.
[6]. رشاد، علي اکبر، دانشنامه امام علي(ع)، سازمان انتشارات فرهنگ و انديشه اسلامي، نوبت سوم، 1385ش، ج3، ص335.
[7]. براي آشنايي با دلائل عقلي و نقلي، ر.ک: مظفر، محمد حسين، علم امام، ص79 ـ 78؛ نجفي لاري، عبدالحسين، مرکز جواهر، بيروت، 1411ق.
[8]. کافي، محمد بن يعقوب الکليني، تهران، مکتبة الصدوق، 1381ش، ج1، ص258؛ بصائر الدرجات، محمد صفار قمي، 3151.
[9]. نور الافهام، همان مشخصات، ج2، ص306.
[10]. شيرازي، مصلح الدين، کليات سعدي، تهران، امير کبير، چاپ هشتم، 1369ش، باب دوم، ص75.
[11]. پيامبر امّي، مجموعه آثار، استاد مطهري، ج3، چاپ دوم، 1372ش، صدرا.
[12]. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامي، چاپ سي و يکم، 1385ش، ج6، ص473.
[13]. سجادي، سيد جعفر، فرهنگ علوم فلسفي، تهران، انتشارات امير کبير، چاپ اول، 1375ش، ص532.
[14]. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، نشر بنياد علمي و فکري علامه، 1363ش، ج20، ص746.
[15]. صفار قمي، محمد، بصائر الدرجات، قم، مکتبة آيت الله مرعشي نجفي، 1404ق، ص127.
منبع: اندیشه قم
تازه های پرسش و پاسخ
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}