پرسش :
در رابطه ابعاد سیاسی ازدواج پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ در آن مقطع زمانی و هم چنین تولد حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ از منظر قرآن کریم مطالبی بفرمائید.
شرح پرسش :
پاسخ :
اولین همسری که پیامبر اکرم –صلی الله علیه و آله و سلم- انتخاب کردند، جناب خدیجه دختر خویلد بود.این ازدواج، که حدود 15 سال قبل از بعثت صورت گرفت، پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ 25 سال و حضرت خدیجه 40 سال از عمر خود را سپری کرده بودند. با وجود این که خدیجه قبلاً دوبار ازدواج کرده و صاحب فرزندانی بود،[1] ولی به خاطر داشتن موقعیت اجتماعی مناسب و نیر ثروت و دارائی فراوان باعث شده بود، سران رؤسای قبایل و سرمایه داران مکه، توجه ویژه ای به این بانوی بزرگوار داشته باشند و هر کدام آرزوی ازدواج با آن حضرت را داشتند. حتی به خواستگاری آن بانوی بزرگوار نیز می رفتند. ولی از طرف بانو خدیجه جواب رد می شنیدند.[2] از جمله افرادی که چنین آرزویی را در سر می پروراند، می توان به عقبه ابن ابی معیط، صلت بن ابی یهاب، ابوجهل و ابو سفیان اشاره کرد.[3]
عمده ترین بعد سیاسی این ازدواج مبارک، می تواند همین باشد که خدیجه با اعتماد به یتیم بنی هاشم و کسی که از نظر مال و ثروت هیچ نداشت، ولی از نظر اخلاقی و انسانی، فردی بود دارای اصل و نسب، صاحب شرافت و دارای صفات حسنه اخلاقی از جمله معروف به امانتداری بود؛ با وی ازدواج کردند.
لذا حضرت خدیجه با این انتخاب که حتی مطرح کننده ازدواج هم خود ایشان بودند،[4] باعث سرافکندگی سران قبایل بالاخص ابوسفیان و ابو جهل گردید در برابر یتیم قریش، هم خودشان و هم ثروت و مقام و جایگاهشان به هیچ انگاشته شود.
دیگر بعد سیاسی این ازدواج بعد از نبوت، در سال های 7 تا 10 هجری خود را نمایان می کند، آن زمان که مسلمین در محاصره اقتصادی مکیان بودند، اموال خدیجه و ابوطالب بود که توانست به مدت سه سال قوای اسلام را در برابر زور و ظلم مکیان حفظ کند تا از طرف خداوند گشایشی در امور مسلمین داده شود.[5]
البته نباید از این نکته غافل شد که ازدواج پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، با خدیجه شباهتی به ازدواج های شناخته شده نداشت، بلکه در نوع خود بی نظیر و دارای ویژگی هایی بود. چرا که این ازدواج نه بر اساس انگیزه های مادی بود و نه بر اساس اغراض و اهداف رایج که در ازدواج چهره های مشهور و سرشناس دنیا وجود دارد. اهداف این ازدواج خیلی بالاتر و بزرگتر از آن است که در زبان گفته شود و با قلم به تحریر در آید. چرا که علت ازدواج خدیجه با محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، بیشتر بر اساس تمایلات معنوی بود، حضرت خدیجه –علیها السلام- شنیده بود که محمد –صلی الله علیه و آله- آخرین پیامبر خدا می باشد.[6]
این ازدواج در قرآن کریم به طور صریح منعکس نشده است، اما می توانآیه: وَوَجَدَک عَائِلًا فَأَغْنَى[7] و محتاجت یافت و بی نیاز کرد؟ را اشاره به این ازدواج دانست.
محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ یتیم، دیده به جهان گشود، به یتیمی بزرگ شد، اما وقتی نظر خداوند اقتضاء کرد، توانگری و آسایش حاصل از کار را به او بخشید و زندگی سخت او را تامین کرد و بدین ترتیب، او به چراندن گوسفند و تدبیر تجارت پرداخت. خداوند متعال نیز، در روزی او گشایشی فراهم آورد و همسری با وفا و مورد پسند به او داد، بدین سان خداوند اسبابی برای رسول خود تکمیل کرد و مادر بودن و همسر بودن را بر خدیجه به کمال رساند. و هر دو برای زندگی همکاری کردند.[8]
جایگاه خدیجه، نزد خداوند متعال، آن گونه است که امین وحی، هنگامیکه بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، نازل می شد، سلام خدا و سلام خود را برای خدیجه ـ سلام الله عليها ـ به عرض پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، می رساند. و حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، می فرمود: «یا خدیجه! این جبرئیل است که سلام خداوند را به تو می رساند.»[9]
حضرت خدیجه –علیها السلام- جزو سابقین در ایمان است که در قرآن مورد ستایش و تمجید خداوند قرار گرفتند.
پیامبر اسلام در سال پنجم از بعثت که در سخترین شرایط و حالات به سر می برد و اسلام از جانب مشرکان تهدید می شد، در این وضعیت از نعمت پسر که از جمله مفاخر عرب بود به مصلحت و مشیت الهی بی بهره بودو مشرکین پیامبر را شماتت می کردند که اوابتر است و نسل او از بین خواهد رفت. در این رابطه خداوند با دادن نعمتی بزرگ و با برکت به رسول خویش، برای چندمین بار بینی دشمن قسم خورده پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و اسلام را به خاک مالید. آری این مولود بزرگ که عصاره جان پیامبر و خدیجه فداکار بود، 20 جمادی الثانی سال پنجم بعثت، گام به جهان خاکی نهاد تا طعن و سرزنش های مخالفین که پیامبر را بدون «نسل جانشین» می پنداشتند، همگی نقش بر آب شد و به مضمون سوره کوثر، فاطمه زهرا –علیها السلام-، چشمه جوشانی برای ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدی و خیر فراوان در طول قرون و اعصار تا روز قیامت شد و به این وسیله فخر فروشان تا ابد به این نعمت عظیم غبطه خواهند خورد. و در یک کلام می توان گفت که تولد حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ بهار پیروزی یکتا پرستان بر بت پرستان بود.[10]
خداوند متعال به وسیله ازدواج پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ با حضرت خدیجه –علیها السلام- و تولد حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ به دشمن قسم خورده اسلام، نشان داد که حق بر باطل پیروز خواهد شد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ فروغ ابدیت، جعفر سبحانی.
2ـ خاتم پیامبران، محمد ابو زهره، ترجمه حسین صابری.
3ـ درس هایی از تاریخ تحلیل اسلام، رسولي محلاتی.
4- سیره عملی پیامبر،مصطفی دلشاد تهرانی.
پی نوشتها:
[1] . مثنی، ابو عبیده معمر بن، ازدواج النبی و اولاده، تحقیق بدیوی، یوسف علی، بیروت، دار المکتبه التربیه، 1410 هـ.ق، ص 54.
[2] . خیامی، امیرمهنا، زوجات النبی و اولاده، بیروت، موسسه عز الدین، 1416 هـ.، ص 48.
[3] . همان.
[4] . ابن هشام، سیره النبویه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا، ج 1، ص 200.
[5] . بدر الدین، حسین، محمد تصویر جمال خدا، تهران، نشر علم، 1380، ص 370.
[6] . سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1372، چاپ هشتم، ج 1، ص 202.
[7] . ضحی / 6.
[8] . ابو زهره، پیشین، ص 290.
[9] . ابن عبدالبر، الاستیعاب، بیروت دارالجبل، طبع اول، 1412هـ، ج 4، ص 1821.
[10] . بدر الدین حسین، پیشین، ص 272.
منبع: اندیشه قم
اولین همسری که پیامبر اکرم –صلی الله علیه و آله و سلم- انتخاب کردند، جناب خدیجه دختر خویلد بود.این ازدواج، که حدود 15 سال قبل از بعثت صورت گرفت، پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ 25 سال و حضرت خدیجه 40 سال از عمر خود را سپری کرده بودند. با وجود این که خدیجه قبلاً دوبار ازدواج کرده و صاحب فرزندانی بود،[1] ولی به خاطر داشتن موقعیت اجتماعی مناسب و نیر ثروت و دارائی فراوان باعث شده بود، سران رؤسای قبایل و سرمایه داران مکه، توجه ویژه ای به این بانوی بزرگوار داشته باشند و هر کدام آرزوی ازدواج با آن حضرت را داشتند. حتی به خواستگاری آن بانوی بزرگوار نیز می رفتند. ولی از طرف بانو خدیجه جواب رد می شنیدند.[2] از جمله افرادی که چنین آرزویی را در سر می پروراند، می توان به عقبه ابن ابی معیط، صلت بن ابی یهاب، ابوجهل و ابو سفیان اشاره کرد.[3]
عمده ترین بعد سیاسی این ازدواج مبارک، می تواند همین باشد که خدیجه با اعتماد به یتیم بنی هاشم و کسی که از نظر مال و ثروت هیچ نداشت، ولی از نظر اخلاقی و انسانی، فردی بود دارای اصل و نسب، صاحب شرافت و دارای صفات حسنه اخلاقی از جمله معروف به امانتداری بود؛ با وی ازدواج کردند.
لذا حضرت خدیجه با این انتخاب که حتی مطرح کننده ازدواج هم خود ایشان بودند،[4] باعث سرافکندگی سران قبایل بالاخص ابوسفیان و ابو جهل گردید در برابر یتیم قریش، هم خودشان و هم ثروت و مقام و جایگاهشان به هیچ انگاشته شود.
دیگر بعد سیاسی این ازدواج بعد از نبوت، در سال های 7 تا 10 هجری خود را نمایان می کند، آن زمان که مسلمین در محاصره اقتصادی مکیان بودند، اموال خدیجه و ابوطالب بود که توانست به مدت سه سال قوای اسلام را در برابر زور و ظلم مکیان حفظ کند تا از طرف خداوند گشایشی در امور مسلمین داده شود.[5]
البته نباید از این نکته غافل شد که ازدواج پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، با خدیجه شباهتی به ازدواج های شناخته شده نداشت، بلکه در نوع خود بی نظیر و دارای ویژگی هایی بود. چرا که این ازدواج نه بر اساس انگیزه های مادی بود و نه بر اساس اغراض و اهداف رایج که در ازدواج چهره های مشهور و سرشناس دنیا وجود دارد. اهداف این ازدواج خیلی بالاتر و بزرگتر از آن است که در زبان گفته شود و با قلم به تحریر در آید. چرا که علت ازدواج خدیجه با محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، بیشتر بر اساس تمایلات معنوی بود، حضرت خدیجه –علیها السلام- شنیده بود که محمد –صلی الله علیه و آله- آخرین پیامبر خدا می باشد.[6]
این ازدواج در قرآن کریم به طور صریح منعکس نشده است، اما می توانآیه: وَوَجَدَک عَائِلًا فَأَغْنَى[7] و محتاجت یافت و بی نیاز کرد؟ را اشاره به این ازدواج دانست.
محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ یتیم، دیده به جهان گشود، به یتیمی بزرگ شد، اما وقتی نظر خداوند اقتضاء کرد، توانگری و آسایش حاصل از کار را به او بخشید و زندگی سخت او را تامین کرد و بدین ترتیب، او به چراندن گوسفند و تدبیر تجارت پرداخت. خداوند متعال نیز، در روزی او گشایشی فراهم آورد و همسری با وفا و مورد پسند به او داد، بدین سان خداوند اسبابی برای رسول خود تکمیل کرد و مادر بودن و همسر بودن را بر خدیجه به کمال رساند. و هر دو برای زندگی همکاری کردند.[8]
جایگاه خدیجه، نزد خداوند متعال، آن گونه است که امین وحی، هنگامیکه بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، نازل می شد، سلام خدا و سلام خود را برای خدیجه ـ سلام الله عليها ـ به عرض پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، می رساند. و حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، می فرمود: «یا خدیجه! این جبرئیل است که سلام خداوند را به تو می رساند.»[9]
حضرت خدیجه –علیها السلام- جزو سابقین در ایمان است که در قرآن مورد ستایش و تمجید خداوند قرار گرفتند.
پیامبر اسلام در سال پنجم از بعثت که در سخترین شرایط و حالات به سر می برد و اسلام از جانب مشرکان تهدید می شد، در این وضعیت از نعمت پسر که از جمله مفاخر عرب بود به مصلحت و مشیت الهی بی بهره بودو مشرکین پیامبر را شماتت می کردند که اوابتر است و نسل او از بین خواهد رفت. در این رابطه خداوند با دادن نعمتی بزرگ و با برکت به رسول خویش، برای چندمین بار بینی دشمن قسم خورده پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و اسلام را به خاک مالید. آری این مولود بزرگ که عصاره جان پیامبر و خدیجه فداکار بود، 20 جمادی الثانی سال پنجم بعثت، گام به جهان خاکی نهاد تا طعن و سرزنش های مخالفین که پیامبر را بدون «نسل جانشین» می پنداشتند، همگی نقش بر آب شد و به مضمون سوره کوثر، فاطمه زهرا –علیها السلام-، چشمه جوشانی برای ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدی و خیر فراوان در طول قرون و اعصار تا روز قیامت شد و به این وسیله فخر فروشان تا ابد به این نعمت عظیم غبطه خواهند خورد. و در یک کلام می توان گفت که تولد حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ بهار پیروزی یکتا پرستان بر بت پرستان بود.[10]
خداوند متعال به وسیله ازدواج پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ با حضرت خدیجه –علیها السلام- و تولد حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ به دشمن قسم خورده اسلام، نشان داد که حق بر باطل پیروز خواهد شد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ فروغ ابدیت، جعفر سبحانی.
2ـ خاتم پیامبران، محمد ابو زهره، ترجمه حسین صابری.
3ـ درس هایی از تاریخ تحلیل اسلام، رسولي محلاتی.
4- سیره عملی پیامبر،مصطفی دلشاد تهرانی.
پی نوشتها:
[1] . مثنی، ابو عبیده معمر بن، ازدواج النبی و اولاده، تحقیق بدیوی، یوسف علی، بیروت، دار المکتبه التربیه، 1410 هـ.ق، ص 54.
[2] . خیامی، امیرمهنا، زوجات النبی و اولاده، بیروت، موسسه عز الدین، 1416 هـ.، ص 48.
[3] . همان.
[4] . ابن هشام، سیره النبویه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا، ج 1، ص 200.
[5] . بدر الدین، حسین، محمد تصویر جمال خدا، تهران، نشر علم، 1380، ص 370.
[6] . سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1372، چاپ هشتم، ج 1، ص 202.
[7] . ضحی / 6.
[8] . ابو زهره، پیشین، ص 290.
[9] . ابن عبدالبر، الاستیعاب، بیروت دارالجبل، طبع اول، 1412هـ، ج 4، ص 1821.
[10] . بدر الدین حسین، پیشین، ص 272.
منبع: اندیشه قم
تازه های پرسش و پاسخ
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}