پرسش :

روانشناسان معتقدند که هنگام ازدواج دختر یا پسر باید به بلوغ فکری، بلوغ اجتماعی، بلوغ عاطفی و بلوغ جنسی رسید؛ منظور از این بلوغ‌ها چیست؟


پاسخ :
یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین انتخاب‌های زندگی، ازدواج است. فردی که می‌خواهد، همسر انتخاب نماید، و زندگی جدید را شروع کند بایستی از حد لازم رشد در تمام ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی، اخلاقی برخوردار باشد. با این رشد فرد به کسی احساس نیاز می‌کند، که بتواند هیجانات عاطفی، مسائل جنسی و نیاز به پیوند جویی وی را بر آورده کند و هم چنین می‌تواند این نیازها را در زوجش برآورده سازد.


ویژگی‌های بلوغ

نوجوانی دوره فرآیند انتقال از کودکی به بزرگسالی است. این فرآیند جنبه های گوناگونی دارند: شامل 1ـ رشد و نمو سازمان عصبی مغز که نمود آن در تحول فرآیندهای شناختی، عاطفی و رفتارها مشاهده می شود. 2ـ رشد فیزیکی که شامل رشد اندازه های بدنی و تغییر در نیم رخ جسمی است. 3ـ رشد نظام جنسی یا تولید مثل، 4ـ رشد احساس «خود» به عنوان یک بزرگ سال یا یک انسان مستقل و خود راهبر.


انواع بلوغ

بلوغ را می توان از دیدگاه های مختلف به انواع مختلف تقسیم کرد: بلوغ جنسی، بلوغ جسمی، بلوغ شرعی، بلوغ عرفی، بلوغ روانی، بلوغ اقتصادی، بلوغ اجتماعی، بلوغ سیاسی، بلوغ شناختی، بلوغ عقلی، بلوغ اخلاقی، بلوغ عاطفی و هیجانی، بلوغ هنری و غیره که البته رسیدن به همه این بلوغ ها برای ازدواج لازم نیست و همچنین در موارد لازم هم فرق است بین حداقل لازم با درجات بالای رشد در آن زمینه.
 

بلوغ روانی

فرد دارای جنبه های مختلفی شامل پرورش ذهن، درک مفاهیم اخلاقی، نقطه اوج حافظه، کمال اراده، انفعالات و سایر خصوصیات ذهنی می باشد که در صورت هماهنگی تعادل فرد را به وجود می آورد و در صورت نا هماهنگی، رفتار غیر عادی یا عدم تعادل روانی به وجود می آورد.[1] این بلوغ برای ازدواج لازم می باشد و با این قید افراد بزرگسالی که دارای سلامت روانی نیستند و نوجوانی که هنوز به ثبات نرسیده به همین جهت آینده را فدای حال می کند، مبنای تصمیم گیری هایش احساسات است، مسئولیت را متوجه نیست و... مناسب ازدواج نمی باشند.
 

بلوغ جنسی

بلوغ در این جا به معنای رسیدن به سن تولید مثل و شهوت جنسی و قدرت باردار نمودن برای مردان و بار دار شدن برای زنان است که زمان آن در بین ملل و افراد مختلف متفاوت است و معمولاً بین سنین 11 ـ 17 سالگی واقع می شود.


بلوغ جسمی

جسم انسان تا 5 سال اول زندگی به طور سریع رشد می کند و پس از آن تا آغاز دوره نوجوانی و بلوغ (12 ـ 13) سالگی رشد آن به کندی می گراید و سپس در دوره نوجوانی سرعت رشد دوباره افزایش پیدا می کند و در فواصل سنین (18 ـ 20) تا (23 ـ 25) سالگی به حد کمال خود می رسد و رشد آن متوقف می شود. از این به بعد رشد طولی متوقف شده و رشد انسان به صورت عرضی می باشد.[2]


بلوغ شناختی ـ اجتماعی

این نظریه، رشد اجتماعی را از یک سو به محیط فیزیکی، خانواده، گروه همسالان، و سایر تأثیرات اجتماعی مربوط می داند و از سوی دیگر معتقد است که توانایی های شناختی، خصوصیات جسمی، باورها و نگرش های کودکان و نوجوانان تأثیر متقابل خود را بر محیط باقی می گذارند و این دو عامل محیطی و شناختی در ارتباط متقابل با رفتارهای فرد است. در این مرحله کسی به مرحله رشد و بلوغ اجتماعی رسیده است که از خود مرکزی به جامعه مرکزی رسیده باشد.[3] به عبارت دیگر به بلوغ اجتماعی، کسی رسیده است که در رفتارهای اجتماعی، مصالح عمومی، قوانین اجتماعی، ارزش های همگانی و حقوق اساسی انسانی را بر مصلحت های شخصی مقدم نماید. این نوع بلوغ در حد پذیرش مسئولیت زندگی مشترک لازم است اما به شکل بالفعل لازم نیست تمام مصالح اجتماعی را درک و پذیرفته باشد بلکه اگر قرائن از سلامت فرد حکایت کند، کافی می باشد.


بلوغ شناختی

از نظر پیاژه از سال های نوجوانی به بعد فرد می تواند تصورات امور را در ذهن داشته باشد و درباره نتایج فرضی آن ها نیز استدلال کند. برای مثال او می تواند مسائل انتزاعی از قبیل مذهب، اخلاق و سبک زندگی های متفاوت را بررسی کرده و مورد ارزیابی نظام دار قرار دهد. او می تواند درباره اندیشه های خود به تفکر بپردازد و آرمان هایی برای خود و آینده اش بسازد. در این مرحله، محتوای فکر گسترش و عمق می یابد.[4]
در ازدواج، فکر یک جوان بالغ تا جایی گسترش و عمق می یابد که انعطاف پذیر، باز، همه جانبه نگر، و سازگار شونده با راههای جدید باشد. به عبارت دیگر، انسان رشد یافته و پخته به استدلال های خود، جنبه شخصی و اختصاصی می دهد و برای حل مسائل مبهم و پیچیده از تجربه های شخصی و تمام نظام روان شناختی خود (منطق، انگیزش ها و ارزش ها و دریافت های اجتماعی، فرهنگی و تاریخی) کمک می گیرد.


بلوغ عاطفی

جوان بعد از این که هویت اصلی خودرا یافت، علاوه بر این که استقلالش را از والدین و نهاد های حمایتی شبیه به والدین مانند مدرسه پی می ریزد و کارکرد یک بزرگسال بالغ و مسئول را آغاز می کند، روابط صمیمی با دیگران را به شکل دوستی های نزدیک برقرار می کند در این نوع صمیمیت، روابط، گسترش و عمق می یابد و به همراه احساس توجه و تعهد آزادانه و با حفظ خود کفایی، هویت خود را با هویت فرد دیگری، ترکیب می کند. افرادی که نتوانند چنین رابطه صمیمی برقرار نمایند، در یک حالت انزوا به سر خواهند برد.[5] بنابر این در قدم اول، شخص باید بتواند درک کند من کیستم؟ برای چه زندگی می کنم و به کجا خواهم رفت و مرحله دوم مرحله بالاتر است علاوه بر این که خود را یافته است می خواهد روابط خود را اصلاح کند و به یک صمیمیت پایدار برسد. صمیمیت در روابط با خودش، صمیمیت در رابطه با خدایش و صمیمیت با هم نوعانش.

نتیجه گیری:
فرد بالغ کسی است که علاوه بر رسیدن به بلوغ جنسی، جسمی، شناختی، اجتماعی، به مرحله شناخت خود، شناخت فرهنگ و جامعه برسد. اعتقادات اساسی او از خرد، استدلال عقلانی، فطری و وجدانی سرچشمه بگیرد و روابط وی بر اساس مهربانی، صمیمیت، و محبت پایه ریزی شود.
تأکید: در مورد ازدواج باید توجه داشت که در همه انواع بلوغ لازم نیست فرد به حد نهایت آن دست یافته باشد بلکه در برخی انواع بلوغ مثل بلوغ جنسی و بلوغ در حدی که اطلاق این لفظ مناسب باشد، لازم است اما در برخی از موارد نفس وجود نشانه های سلامت و موفقیت، کفایت می کند و لازم نیست فرد به حد اعلای بلوغ رسیده باشد.
بنا به نظر متخصصان، سن مناسب برای ازدواج در دختران از پانزده سال به بعد است و در پسران از 18 سال به بعد.[6] و شما می توانید با سنجش شرائط خود و تطبیق آن بر مطالب ارائه شده و میانگین سنی ذکر شده به جمع بندی لازم برسید.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. لطف‌آبادی‌، حسین‌، روانشناسی رشد (2) نوجوانی‌، جوانی و بزرگسالی‌، تهران‌: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت‌)، 1378.
2. انتصاری‌، محمدناصر، بحران‌ها و درمان‌ها در دورۀ بلوغ‌، قم‌: موسسه فرهنگی انتشاراتی گرگان‌، 1382.
3. سهرابی محمدرضا و ثریا سهرابی، دوران شکفتگی (راهنمای بلوغ دختران نوجوان)، تهران: انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی، واحد انتشارات، ‎۱۳۷۷.
4. سهرابی محمدرضا و ثریا سهرابی، دوران شکفتگی (راهنمای بلوغ پسران نوجوان)، تهران: انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی، 1386.
5. محمدیان، محمود، بلوغ ... تولدی دیگر، تهران: انجمن اولیاء و مربیان، 1384.
6. پارسا، محمد، روان شناسی رشد کودک و نوجوان، تهران: بعثت،1387.

پی‌نوشت‌ها:
[1]. انتصاری، محمد ناصر، بحران ها و درمان ها در دوره بلوغ، 1382، انتشارات گرگان، ص 21.
[2]. روانشناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی ج1
[3]. همان، ص 33.
[4]. همان، ص 36.
[5]. دوان شولتز، نظریه های شخصیت، ترجمه کریمی یوسف و همکاران، 1384، نشر ارسباران، چاپ پنجم، ص 332 ـ 333.
[6]. تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن، مجموعه مقالات، ج 1، ص 76 مقاله اهمیت ازدواج و سن مناسب آن نویسنده پناهی، علی احمد، قم، انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، 1386.


در این زمینه حتما بخوانید:

نقش بلوغ در ازدواج

ملاک‌ها و معیارهای صحیح برای ازدواج چیست؟