پرسش :

آیا تقدیر الهى، همان جبر است؟


پاسخ :
پاسخ اجمالی:
درباره آیه «ما هر چیزى را به اندازه آفریدیم»، جبریون گفته اند: خالق همه چیز حتى اعمال ما خداست، به طورى که ما هیچ اختیارى نداریم. در این صورت عدل خدا زیر سؤال می رود؛ چرا که گنهکاران را مجبور بر معاصى ساخته و سپس آنها را مجازات مى کند. در مقابل، مفوضه گفته اند: خدا هیچ دخالتى در اعمال ما ندارد. در روایات شیعه و سنی این دو دیدگاه نکوهش شده. امر بین الامرین این است که: ما مختاریم و مختار بودنمان به اراده اوست و هر لحظه بخواهد مى تواند از ما سلب اختیار نماید، و این همان مکتب اهل بیت(ع) است.

پاسخ تفصیلی:
ممکن است از آیه (ما هر چیزى را به اندازه آفریدیم)؛ «إِنّا کُلَّ شَىْء خَلَقْناهُ بِقَدَر»، (1)

و شبیه آن، این توهم یا سوء استفاده پیش آید که، اگر همه چیز را خداوند روى اندازه و حسابى آفریده است، پس اعمال ما نیز مخلوق اوست، و بنابراین، از خود اختیارى نداریم.

ولى گرچه اعمال ما به تقدیر و مشیت الهى است و هرگز خارج از محدوده قدرت و اراده او نیست، ولى او مقدر ساخته که ما در اعمال خود مختار باشیم، و لذا براى ما تکلیف و مسئولیت قائل شده که اگر ما در اعمال خود فاقد اراده و مجبور باشیم، این بر خلاف تقدیر الهى است.

اما در مقابل افراط «جبریون»، گروهى به تفریط و تندروى در جهت مقابل افتاده اند که آنها را «قدریون» و «مفوضه» مى نامند، آنها صریحاً مى گویند: اعمال ما به دست ما است، و خدا را مطلقاً به اعمال ما کارى نیست، و به این ترتیب قلمرو حکومت الهى را محدود ساخته و خود را مستقل پنداشته، و راه شرک را مى پویند.

حقیقت این است که، جمع میان این دو اصل (توحید افعال و عدل) نیاز به دقت و ظرافت خاصى دارد، اگر «توحید» را به این معنى تفسیر کنیم که: خالق همه چیز حتى اعمال ما خداست، به طورى که ما هیچ اختیارى نداریم، «عدل» خدا را انکار کرده ایم؛ چرا که گنهکاران را مجبور بر معاصى ساخته و سپس آنها را مجازات مى کند.

و اگر «عدل» را به این معنى تفسیر کنیم که: خدا هیچ دخالتى در اعمال ما ندارد، او را از حکومتش خارج ساخته ایم، و در دره «شرک» سقوط کرده ایم.

«امر بین الامرین» که ایمان خالص و صراط مستقیم و خط میانه است، این است که: معتقد باشیم ما مختاریم ولى مختار بودنمان نیز به اراده خدا است و هر لحظه بخواهد، مى تواند از ما سلب اختیار نماید، و این همان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) است.

قابل توجه این که، روایات متعددى در مذمت از این دو گروه در کتب تفسیر اهل سنت و شیعه وارد شده است:
از جمله در حدیثى مى خوانیم که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِی لَیْسَ لَهُمْ فِى الإِسْلَامِ نَصِیبٌ: الْمُرْجِئَةُ وَ الْقَدَرِیَّةُ، أُنْزِلَتْ فِیْهِمْ آیَةٌ فِی کِتابِ اللّهِ،إِنَّ الْمُجْرِمِیْنَ فِی ضَلال وَ سُعُر...»(2)؛ (دو گروه از امتم هستند که سهمى در اسلام ندارند! جبرى ها، و قدرى ها و درباره اینها آیه «إِنَّ الْمُجْرِمِیْنَ فِی ضَلال وَ سُعُر...»؛ [گنهکاران در گمراهى و جنون و شعله هاى آتش اند...] نازل شده). (3)

«مرجئه» از ماده «ارجاء» به معنى تأخیر انداختن است و این اصطلاحى است که در مورد «جبریون» به کار مى رود؛ چرا که آنها اوامر الهى را نادیده گرفته و رو به سوى معصیت مى آورند، به گمان این که مجبورند، یا این که معتقدند مرتکبین گناهان کبیره، سرنوشتشان روشن نیست و آن را به قیامت مى اندازند. (4)

و در حدیثى از «امام باقر»(علیه السلام) مى خوانیم: «نُزِلَتْ هذِهِ فِى الْقَدْرِیَةِ: ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ إِنّا کُلَّ شَىْء خَلَقْناهُ بِقَدَر»(5)؛ (این آیات درباره «قدریه» نازل شده، در قیامت به آنها گفته مى شود: آتش دوزخ را بچشید، ما هر چیزى را روى حساب و اندازه آفریدیم)، (6) اشاره به این که، منظور از اندازه و حساب این است که، براى هر گناهى، مجازات دقیقى معین ساخته ایم، و این یکى دیگر از تفسیرهاى آیه است، و یا این که، شما که منکر تقدیر الهى بودید و خود را قادر بر هر چیز مى پنداشتید و خدا را از قلمرو اعمال خود بیرون مى دیدید، اکنون قدرت خدا را ببینید، و بچشید عذاب انحراف خود را.

پی نوشت:
(1). سوره قمر، آیه 49.
(2). سوره قمر، آیه 47.
(3). در تفسیر «روح المعانى» این حدیث را از بخارى، ترمذى، ابن ماجه، ابن عدى، و ابن مردویه از «ابن عباس» نقل کرده است، جلد 27، صفحه 81؛ نظیر همین حدیث را «قرطبى» در تفسیرش آورده است. (جلد 9، صفحه 6318).
(4). «مجمع البحرین»، ماده «رجا».
(5). سوره قمر، آیات 48 و 49.
(6). تفسیر «نورالثقلین»، جلد 5، صفحه 186.

منبع: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دارالکتب الإسلامیه، چاپ بیست و هفتم، ج 23، ص 93.

پرسش های مرتبط:

به چه دلیل آزادى اراده و اختیار انسان فطرى است؟

آیا خالقیت خدا نسبت به همه چیز دلیل بر جبر مى شود؟

آیا سلب قدرت تشخیص، دلیل بر جبر نیست؟

آیا سرنوشت انسان به دست خودش است یا محکوم به جبر تاریخ می باشد؟

آیا علم ازلی خداوند با اختیار انسان منافات ندارد؟

آیا لازمه پذیرش توحید افعالى قبول جبر است؟

چرا خداوند جواد و کریم از آغاز بندگان را کامل نیافرید؟

چگونه مشیّت خداوند به حکومت ستمگران تعلّق مى گیرد؟

چگونه اشخاصى را که خدا آنها را سنگدل کرده در برابر اعمال خود مسئولند؟