پرسش :

چه ارتباطی بین عید قربان و عید غدیر وجود دارد که با فاصله هشت روز در یک ماه قمری واقع شده‌اند؟


پاسخ :
قربان از قرب به معنای نزدیکی و تقرّب گرفته شده، اوّلین قربانی که در تاریخ بشر کنونی پذیرفته شد، مربوط به حضرت هابیل[1] علیه السلام است. در میان اقوام پیشین هم رسم بر این بود که برای تقرّب به معبود یا معبودان خود قربانی کنند. این مسأله ادامه یافت تا هنگامه نبوّت حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام در این هنگام ایشان 3 مرتبه در رؤیای صادقه دیدند که خداوند ایشان را امر به ذبح فرزند می فرمایند. آنگاه که یقین برای ایشان حاصل شد که رؤیا صادقه است، خود را برای اجرای فرمان الهی آمده کردند ولی تیغ، گلوی فرزند ایشان حضرت اسماعیل علیه السلام را نبرید، و به امر الهی قوچی را به عنوان قربانی به جای فرزندشان، ذبح کردند. که این قضیه مبنای عید قربان در اسلام هم قرار گرفت. بعد از ذکر تاریخچه اجمالی عید قربان باید مطالب ذیل را ذکر کنیم:

اوّلا: در روایات ما کلمه «قربانی» در مواردی ذکر شده مثل «الصلوة قربان کل تقی» نماز مایه تقرّب هر شخص پرهیزکار به خداوند است. پس با توجه به روایت شریفه «قربان»، «آنچه مایه تقرّب الی الله» است، صرفاً در ذبح حیوان خاصّ خلاصه نمی شود بلکه مفهومی بسیار گسترده تر از آن دارد.

و بالاترین و عالی ترین مصداق «قربان»، جهاد با نفس و گشتن و از بین بردن رذائل نفسانی و اخلاقی است که در حدیث شریف «موتوا قبل ان تموتوا» یعنی بمیرید پیش از آنکه شما را بمیرانند، بدان اشاره شده دارد. معنای «موتوا» در حدیث فوق این است که نفسانیت خود را ذبح کنید و از منیت ها و هواهای نفسانی کاملا جدا شوید تا به جوار قرب الهی دست یابید.

پیوند روز عید قربان با عید غدیر که عید ولایت مطلقه کلیه الهیه است، این است که در روز عید قربان رذائل و هواهای نفسانی را در درون خود ذبح و قربانی کنید تا با طهارت و پاکی روح، وارد، عید ولایت مطلقه کلیه الهیه حضرت امیر علیه السلام شوید زیرا مسأله ولایت حضرت امیر علیه السلام آن قدر پاک و طاهر است که، هرگز نمی تواند با آلودگی های باطنی، قدم در آن نهاد و خود را از موالیان واقعی حضرت امیر ـ علیه السلام ـ دانست.

امّا خود عید غدیر با قطع نظر از عید قربان،به منزله آخرین جزء از علّت تامّه نسبت به مبعث پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است. بلکه غدیر به منزله باطن یک چیز ظاهر و به منزله روح، نسبت به انسان است زیرا تمامی خیرات و سعادات مشروط به ولایت امیر المومنین علی علیه السلام و فرزندانش علیهم السلام است. در روایات کثیره از طریق شیعه و اهل سنت وارد شده که نورهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیر المؤمنین علیه السلام یکی بود تا این که در صلب عبدالله و عبدالمطلب از هم جدا گشته و خداوند، ولایت آنان را بر همه مردم واجب نموده است و این ولایت در روز غدیر آشکار شد،[2] به همین جهت در قرآن کریم آمده: «امروز «روز غدیر» دینتان را برایتان کامل و نعمتم را بر شما تکمیل و دین اسلام را برای شما انتخاب نمودم».[3]

البته نکته اساسی در پیوند عید غدیر و قربان آن است که در قرآن می خوانیم: زمانی که خداوند حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ را به امتحانات گوناگون آزمود و ایشان همه آنها را به اتمام رساند، خداوند به ایشان فرمود: تو را امام برای مردم قرار دادم و او گفت آیا از ذریه من هم کسی به امامت می رسد، خداوند فرمود، عهد من «امامت و ولایت» به ستمگران نمی رسد.[4]

از آیه شریفه فوق استفاده می شود که حضرت ابراهیم علیه السلام پس از تحمّل آزمایش های سخت که از جمله مهم ترین آنها قربانی فرزند بود به مقام امامت رسید، و این امر نشان گر آن است که نقطه مشترک روز عید قربان و روز عید غدیر از لحاظ معرفتی و با نگاهی عمیق، امر ولایت و امامت است.

اگر حضرت ابراهیم علیه السلام، فرزند خود را به قربانگاه آورد تا مایه تقرّبش به ذات اقدس الهی شود، حضرت امیر علیه السلام هم تمام هستی اش را قربانی راه خدا نمود.

از دیگر اشتراکات عید غدیر و عید قربان، مسأله فضیلت این دو عید اکبر الهی است. از امام رضا علیه السلام روایت شده است که فرمودند: در روز قیامت، چهار روز با شتاب به خدا می رسد همان گونه که عروس به حجله خود می رسد پرسیدند این چهار روز کدام است؟ حضرت فرمودند: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر که روزی است که ابراهیم خلیل علیه السلام در آن از آتش رهایی یاف و به جهت سپاسگزاری، آن روز را روزه گرفت و نیز روزی است که در آن روز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت امیر علیه السلام را به عنوان جانشین خود معرّفی و فضیلت های او را بیان نمود و خداوند بدین وسیله دین را کامل کرد و حضرت امیر علیه السلام به خاطر شکرگزاری این روز را روزه گرفته است.[5]
 
این روز روز کمال، روز ناراحتی شیطان و روزی است که اعمال شیعه و دوستداران آل پیامبر پذیرفته شده و خداوند عمل مخالفین آنها را باطل و نابود می گرداند و این همان است که خداوند در آیه 23 سوره فرقان می فرماید: «آن اعمال اعمال مخالفین اهل بیت علیهم السلام را باطل و نابود نمودیم.»

وجه اشتراک دیگر غدیر و قربان را باید در خود نام غدیر جستجو کنیم، غدیر نام برکه ای است که این واقعه اعلام ولایت امیر المومنین علیه السلام در نزدیکی آن واقع شده است؛ از سوی دیگر حاجیان هم که به منی قربانی می فرستند شهر مکّه کنار چاه زمزم قرار دارند که آب پر برکتش به دعای حضرت ابراهیم علیه السلام نیاز آبی همه زائران و ساکنان مکّه را تأمین می کند. برکه و چاه هر دو محل تجمع آب هستند و آب، مظهر پاکی است و تفسیر عرفانی آب، همان ولایت و امامت است همان طور که آب ظاهر را تطهیر می کند، طهارت باطنی هم بدون ولایت ممکن نیست.

لذا باز از هر دو عید قربان و عید غدیر، به پاکی ظاهری که مظهرش آب است و پاکی و طهارت باطنی که مظهرش ولایت است و معنای باطنی آب هم همان ولایت است دست می یابیم.

از سوی دیگر عید قربان در هشتم ذی الحجّه است و عید غدیر در هجدهم ذی الحجّه لذا هر دو عید قربان و غدیر با حج گره خورده اند و این وجه اشتراک دیگری از قربان و غدیر است و شاید سرّ این که بین این دو روز، هشت روز فاصله است این باشد که بعد از آن که انسان موفق شد به توفیق الهی باطن خود را از اغیار پاک نماید و هوا های نفس خود را قربانی کند، هشت روز تا ولایت فاصله دارد.

امّا استفاده از این ارتباط عمیق بین قربان و غدیر در افزایش، سطح معارف انسان چنین است: ما از مطالب گذشته به این مطلب رسیدیم که قربان و غدیر، نقطه تلاقی شان امامت و ولایت است آن هم ولایت مطلقه کلیه، یعنی ولایتی که بر همه مخلوقات از قبیل جمادات،گیاهان، حیوانات، انسان و فرشتگان عرضه شد و در رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم امیر المؤمنین علی علیه السلام و یازده جانشین آنها علیهم السلام است.

تمام درجات و مناجات پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم اولیاء و اوصیاء به همین ولایت برگشته و این ولایت از فنای بنده در حق و بقای بنده به وسیله حق سرچشمه می گیرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در روایتی می فرمایند: اوّلین چیزی که خدا آفرید نور من بود در حالی که «آدم» هنوز در مرحله، آب و گل بود که به همان ولایت اشاره دارد یا روایت امیر المؤمنین علی علیه السلام که من ولی بودم در حالی که «آدم» هنوز در مرحله آب و گل به سر می برد همان معنای ولایت را دارد. و از صاحب ولایت مطلقه با نام هایی مانند خلیفه اعظم، قطب اقطاب، انسان کامل، عقل اوّل و روح اعظم در عرفان یاد شده است.[6] و همین مسأله امامت و ولایت رکن رکین اعتقادات شیعه است که به واسطه آن، شیعه از غیر شیعه در میان مسلمین متمایز می شود. و در روایات کثیره، قبولی سایر اعمال یک فرد وابسته به پذیرش ولایت از سوی آن فرد شده و این مسأله عمق مسأله ولایت را می رساند.

پی نوشت ها:
[1]. ر.ک: مائده / 27.
[2]. المراقبات، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص462 و 463.
[3]. مائده / 3.
[4]. بقره / 124.
[5]. المراقبات، میرزار جواد آقا ملکی تبریزی، ترجمه ابراهیم محدث بندر ریگی، انتشارات اخلاق، ص 488.
[6]. همان، ص 492.

منبع: اندیشه قم