پرسش :

چه ارتباطی بین قیام امام حسین (علیه السلام) و قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجود دارد؟


پاسخ :
بین عاشورای حسینی و قیام مهدوی، ارتباط معناداری وجود دارد؛ بطوری که هنگام تحقیق و بررسی در مورد هر یک از آنها حضور طرف دیگر را نیز لمس می کنیم؛ هر جا سخن از امام حسین(علیه السلام) به میان می آید، نام حضرت مهدی(علیه السلام) نیز پا به میدان می گذارد و هر جا یادی از قیام امام حسین(علیه السلام) و اهداف آن می شود، خواه ناخواه ذهن ها به سوی قیام فرزند برومندش حضرت مهدی(علیه السلام) کشیده می شود.

حال این سوال مطرح می گردد که چه چیزی باعث این پیوست شده است؟ چه امری باعث شده است که ارتباطی ویژه و ممتاز بین این دو امام بزرگوار و فعالیت های ایشان پدید آید؟ و چه سرّی در این ارتباط نهفته است؟

قبل از اینکه به جواب بپردازیم، برای ملموس تر شدن سوال به گوشه ای از این پیوستگی ها اشاره می کنیم:
 

امام مهدی(علیه السلام)، فرزند امام حسین(علیه السلام)

در احادیث فراوانی وارد شده که امام مهدی(علیه السلام) نهمین فرزند امام حسین(علیه السلام) است و در بیشتر احادیثی که از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) درباره حضرت ولی عصر(علیه السلام) آمده است، از ایشان با عناوینی چون: «از تبار پسرم حسین »، «از نسل این پسرم» و «نهمین فرزند پسرم حسین» یاد شده است. مانند این حدیث از رسول خدا(صلّى اللّه علیه و آله) که می فرمایند: (بدانید خداوند حاکمی عادل و امامی دادگر در میان امتم برخواهد انگیخت که زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد همانطور که از ظلم و جور پر شده است. او نهمین نسل از فرزندان پسرم حسین است)؛ «فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَبْعَثُ فِی أُمَّتِی سُلْطَاناً عَادِلًا وَ إِمَاماً قَاسِطاً یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ هُوَ التَّاسِعُ‏ مِنْ‏ وُلْدِ وَلَدِیَ الْحُسَیْن ...» .(1)
 

عاشورا، روز ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)

امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «کَأَنِّی بِالْقَائِمِ یَوْمَ عَاشُورَاءَ یَوْمَ السَّبْتِ‏ قَائِماً بَیْنَ‏ الرُّکْنِ‏ وَ الْمَقَامِ بَیْنَ یَدَیْهِ جَبْرَئِیلُ یُنَادِی الْبَیْعَةَ لِلَّهِ فَیَمْلَأُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا» (2)؛ (گویا حضرت قائم را می بینم که روز عاشورا، روز شنبه، [کنار کعبه] بین رکن و مقام ایستاده، و جبرئیل ندا می دهد: بیعت [امروز] برای خدا است. پس زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود).
 

یاد امام حسین(علیه السلام)، اولین کلام حضرت مهدی(علیه السلام) بعد از ظهور

حضرت مهدی(علیه السلام) در اولین سخنان پس از ظهورشان، خود را به عنوان نواده امام حسین(علیه السلام) و انتقام گیرنده از قاتلان او معرفی نموده، می فرمایند: «ألَا یا أَهلَ العَالَم أَنَا الإِمَامُ القَائِمُ. ألَا یا أَهلَ العَالَم أنَا الصَمصَامُ المُنتَقِمُ. ألَا یا أَهلَ العَالَم إِنَّ جَدِّی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشَانَاً. ألَا یا أَهلَ العَالَم إنّ جَدِّی الحُسَین طَرَحُوهُ عُریانَاً. ألَا یا أَهلَ العَالَم إِنّ جَدِّی الحُسَین سَحَقُوهُ عُدوَانَاً».(3)؛ (آگاه باشید ای جهانیان، که من امامِ به پا خواسته ام. آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده. ای مردم، بدانید که جدّ من حسین را تشنه کام کشتند. ای اهل عالم، جدّ من حسین را عریان روی خاک افکندند. آگاه باشید ای جهانیان که جدّ من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند).
 

امام مهدی(علیه السلام) منتقم خون امام حسین(علیه السلام)

امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: (چون جدم حسین(علیه السلام) کشته شد، فرشتگان صدا به گریه و ناله بلند نمودند. خداوند به آنها وحی فرستاد: ای فرشتگان من! آرام گیرید. به عزت و جلالم سوگند، از آنان انتقام خواهم گرفت؛ هر چند بعد از گذشت زمان ها باشد. آن گاه پروردگار، فرزندان امام حسین(علیه السلام) را که بعد از او امام خواهند شد به آنها نشان داد. فرشتگان دیدند که یکی از آن بزرگواران، ایستاده و مشغول نماز است. خداوند فرمود: بوسیله این «قائم» از آنان [قاتلان حسین(علیه السلام)] انتقام خواهم گرفت)؛ «لَمَّا قُتِلَ جَدِّى الحُسَینُ(علیه السّلام) ضَجَّت المَلَائِکَةُ إِلَى اللَّهِ بِالبُکَاءِ، فَأَوحَى اللَّهُ إِلَیهِم قِرُّوا مَلَائِکَتِى وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی‏ لَأَنتَقِمَنّ‏َ مِنهُم‏ وَ لَو بَعدَ حِینٍ، ثُمَّ کَشَفَ اللَّهُ عَن الاَئِمَّةِ مِن وُلدِ الحُسَینِ فَإذَا أَحَدُهُم قائِم یُصَلِّى فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: بِذَلِکَ القَائِم أَنتَقِمُ مِنهُم» .(4)

همچنین امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «شعار یاران حضرت مهدی(علیه السلام) «یَا لَثَارَاتِ‏ الْحُسَیْن‏» ؛ (ای خون خواهان حسین) است».(5)

و موارد دیگری از این ارتباطات و پیوندها که ذکر همه آنها به طول می انجامد.
 

سرّ این ارتباط!

حال به جواب سوالمان می پردازیم؛ به این که سرّ این ارتباط و در هم تنیدگی چیست؟ سرّ این ارتباط در این است که در حقیقت، انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) ادامه قیام امام حسین(علیه السلام) است؛ قیام عاشورا پشتوانه و زمینه ساز قیام مهدوی است و قیام مهدوی محقق کننده‌ی اهداف عاشورا در سطحی جهانی است. در واقع، عاشورا دریچه ای به انتظار برای ظهور منجی موعود است؛ و انتظار برای ظهور امام مهدی(علیه السلام)، تجلّی آرزوهای حسینیان است.

مهم ترین دلیل این برداشت، یکسانی و هماهنگی اهداف، پیام ‌ها و برنامه های این دو قیام است. این دو نهضت، مبارزه ای سخت علیه ظلم و ستم و فساد هستند؛ یعنی همان طور که امام حسین(علیه السلام) با تمام وجود علیه ظلم قیام کرد(6) و نقطه عطفی در مبارزات حق و باطل پدید آورد، امام مهدی(علیه السلام) نیز پای بر جای پای او نهاده، با ظالمان به شدت می جنگد تا اینکه عدالت را در سراسر دنیا حکم فرما کند.(7)

از میان برنامه های اصلی این دو قیام نیز می توان به اصلاح جامعه، احیای آموزه های دینی، نجات مستضعفان و مظلومان، سرپیچی از همراهی با ظالمان و مفسدان و رفع موانع رشد و تعالی انسان اشاره کرد.(8)

همه این ها، برای توجه دادن به این دو مطلب است که اولاً: راه امام مهدی(علیه السلام) همان راه جدش حسین بن علی(علیه السلام) است و هدفش نیز همان هدف می باشد. ثانیاً: پیمودن این راه و رسیدن به جامعه آرمانی عصر ظهور، بدون توجه به قیام امام حسین(علیه السلام) امکان پذیر نیست. چرا که توجه به قیام امام حسین(علیه السلام) جان های خفته را بیدار می کند و برای تمام منتظران و همه حق جویان و عدالت طلبان، الگوی آزادگی، آگاهی، ایثار، مقاومت و ... است. این قیام با تاثیراتی که دارد، زمینه ها و بسترهای لازم برای قیام جهانی مهدی موعود(عجل الله تعای فرجه) را فراهم می سازد و امام مهدی(علیه السلام) با کمک این مقدمات، حق و عدالت را در تمام زمین برپا می کند.

پی‌نوشت‌ها:
(1). کتاب سلیم بن قیس الهلالی، هلالى، سلیم بن قیس، الهادى، قم، چاپ اول، 1405 ق، ج 2، ص 958.
(2). الغیبة، طوسى، محمد بن الحسن، دار المعارف الإسلامیة، قم، چاپ اول، 1411 ق، ص 453.
(3). إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب(عجل الله تعالی فرجه)، یزدى حایرى، على‏، محقق / مصحح: عاشور، على‏، بیروت، مؤسسة الأعلمى‏، 1422 ق، چاپ اول‏، ج ‏2، ص 233.
(4). دلائل الإمامة، طبرى آملى، محمد بن جریر، بعثت، قم، چاپ اول، 1413 ق، ص 452.
(5). بحار الأنوار، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403 ق، ج 52، ص 308، باب 26 (یوم خروجه و ما یدل علیه).
(6). ایشان در نامه ای به بزرگان کوفه، یکی از اهداف قیامش را مبارزه با حاکم ظالم و متجاوز بیان نموده، می فرماید: (هرکس حاکمی را ببیند که به مردم ظلم می کند ولی اعتراض نکند سزاوار است خداوند او را نیز مثل آن ظالم عذاب کند)؛ «مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً ... یَعْمَلُ فِی عِبَادِ اللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ یُغَیِّرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ کَانَ حَقِیقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ». (بحارالأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، مصحح / محقق: جمعی از محققان، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج 44، ص 381؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، علی بن محمد، دارالصادر، بیروت، ج 4، ص 48).
(7). پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) درباره قیام حضرت مهدی(علیه السلام) می فرماید: (او تمام زمین را از عدل و داد پر می کند همانطور که از ظلم و جور پر شده است)؛ «... یَمْلَؤُهَا (الأرض) عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً». (کمال الدین و تمام النعمة، ابن بابویه، محمد بن على، ‏محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، اسلامیة،‏ تهران، ‏1395 ق‏، چاپ دوم، ج 1، ص 286‏).
(8). علاوه بر آنچه در پی نوشت 6 و 7 آمد، می توان به این سخن امام حسین(علیه السلام) نیز اشاره نمود: «إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسیرَ بِسیرَةِ جَدّى وَ أَبى عَلِىِّ بْنِ أَبیطالِب»؛ (من فقط براى اصلاح در امّت جدّم به پا خاستم، می خواهم مردم را به درستکاری دعوت کنم و از زشتی ها باز دارم؛ و حرکت من در این راه، بر اساس روش جدّم و پدرم علی بن ابی طالب است). (مثیر الأحزان، ابن نما حلى، جعفر بن محمد، مدرسه امام مهدى، قم، چاپ سوم، 1406 ق، ص 4).