پرسش :

عبارت «قرآن» به چه معناست و چه اسامی و صفاتی برای قرآن وجود دارد؟


پاسخ :
واژه «قرآن» یک واژه عربى اصیل به شمار مى رود و ریشه اشتقاق آن از ماده «قرأ» به معناى خواندن گرفته شده است. همزه «قرأ» در اصل واو بوده و از ماده «قرو» به معناى گردآورى می باشد؛ زیرا قارى ـ هنگام قرائت ـ کلمات و حروف را گرد هم مى آورد. همانند: «کَتَب» که «راغب» مى گوید: در اصل به معناى جَمَع است.

قرآن در اصل، مصدر قَرَأَ، یَقْرَأُ است؛ مانند: غُفران، کُفران و رُجحان، چنان که در این آیه آمده است: «إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ * فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ»(1)؛ (چرا که جمع کردن و خواندن آن بر عهده ماست * پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروى کن). همچنین آیه: «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَىٰ غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداً»(2)؛ (نماز را از زوال خورشید [هنگام ظهر] تا نهایت تاریکى شب [نیمه شب] برپادار؛ و همچنین قرآن فجر [نماز صبح] را؛ چرا که قرآن فجر، مشهود [فرشتگان شب و روز] است).

برخى در وجه تسمیه قرآن گفته اند: چون جامع ثمرات تمامى کتب سالفین است ـ که در این آیه بدان اشارت رفته: «وَ لَٰکِن تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ»(3)؛ (بلکه [وحى آسمانى است، و] با کتب آسمانى پیشین هماهنگ است؛ و در آن است شرح هر چیزى [که مایه سعادت انسان است]) ـ از این رو نبایستى واژه «قرآن» را از واژه هاى دخیل (مأخوذ از دیگر لُغات) دانست، چنان که برخى گمان برده اند که قرآن واژه اى است سُریانى و از ریشه «قریانه» به معناى تلاوت گرفت شده که در کنیسه‌هاى یهود رایج بوده است.(4) آرى، اشتراک لغات سامى را نباید نادیده گرفت و این اشتراک نباید موجب انکار اصالت واژه‌ هاى مورد استعمال در هر لغت گردد. عمده دلیل اصالت واژه هاى هر لغت جریان اشتقاق آن واژه است. قرأ، یقرأ، قراءةً و قرآنا و دیگر اشتقاقات این واژه دلیل بر اصالت آن مى باشد.
 

اسامی و اوصاف قرآن

مفسر بزرگ قرن ششم «جمال الدین ابوالفتوح رازى» در مقدمه تفسیر خود 43 نام براى قرآن آورده است.(5) که بیشتر جنبه وصفى دارد. و طبرسى در «مجمع البیان» به نام هاى قرآن، فرقان، کتاب و ذکر اکتفا کرده است.(6) «بدرالدین زرکشى»(7) نقل مى کند که «حرالىّ» کتابى در این زمینه نوشته و بیش از نود اسم یا وصف براى قرآن یادآور شده است. از «قاضى عزیزى» نیز 55 نام و عنوان براى قرآن نقل شده است.

پی‌نوشت‌ها:
(1). قرآن کریم، سوره قیامت، آیات 17 و 18. رجوع شود به مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، حسین بن محمد، تحقیق: صفوان عدنان داودی، دارالعلم، الدار الشامیه، دمشق، بیروت، 1412 هـ ق، چاپ اول، ص 668.
(2). قرآن کریم، سوره اسراء، آیه 78.
(3). همان، سوره یوسف، آیه 111.
(4). ر.ک: قضایا قرآنیة فی الموسوعة البریطانیة، فضل حسن عباس‏، دار الفتح‏، عمان‏، 1421 هـ ق / 2000 م، چاپ اوّل‏ ص 25 و 26.
(5). ر. ک: روض الجنان و روح الجنان فى تفسیر القرآن، ابوالفتوح رازى، حسین بن على، تحقیق: یاحقى، محمد جعفر، ناصی، محمد مهدى، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، 1408 هـ ق، ج 1، مقدمه، ص 8.
(6). مجمع البیان فى تفسیر القرآن، طبرسى، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 هـ ش، چاپ سوم، ج 1، مقدمه، فن رابع، ص 41.
(7). البرهان فی علوم القرآن‏، الزرکشى، محمد بن عبد الله، دار المعرفة، بیروت‏، 1410 هـ ق/ 1990 م، چاپ اوّل‏، ج 1، ص 370.

منبع: علوم قرآنی، معرفت، محمد هادی، موسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، قم، 1381 هـ ش، ص 93 الی 97.