پرسش :

ديدگاه امام علي درمورد اصلاحات چيست؟


شرح پرسش :
پاسخ :
در عصر پرتب و تاب اصلاح، اصلاح‎مداري و اصلاح‎گري و اصلاح طلبي اگر الگوي اصلاحات و شاخصه‎هاي آن فرا راه انسان نباشد، چه بسا در ساية ابهام اين اصطلاح همانند ساير واژه‎ها، هر كسي طبق سليقه و ميل خود آن را تعريف و تبيين نمايد. كه در اين صورت ممكن است اصلاح سر از افساد برآورد.[1] دقيقاً در يك چنين اوضاع و احوالي، الگوهاي حسنه مي‎تواند راهنماي افراد و جوامع باشد هر چند در سؤال مشخص نشده كه كدام بُعد از ابعاد اصلاحات علوي مراد است. در اين جا به برخي ابعاد اشاره مي‌كنيم:
حقيقت و مفهوم اصلاح:
اصلاح در لغت به معناي سامان دادن، سازش دادن و ... ضد فساد و تباهي به كار مي‎رود.[2] در فرهنگ سياسي نيز به معناي «رفرم» در برابر انقلاب استعمال مي‎شود.[3] اما اصلاح در فرهنگ قرآني به همان معناي لغوي (يعني سامان بخشي و زدودن فساد و تباهي) و فراتر از اصلاح در فرهنگ سياسي است چنانكه رهبر معظم انقلاب اسلامي فرمودند: «وقتي ما مي‎گوييم اصلاح معناي خاص آن را كه امروز در اصطلاح سياسي به كار مي‌رود، نمي‎گوييم بلكه منظور هر گونه مبارزه با فساد و رفع مفاسد است، خواه به صورت تدريجي باشد (رفرم) خواه به صورت دفعي و انقلابي ... خود انقلاب اسلامي يك اصلاح بود، با اين كه در اصطلاح سياسي امروز به آن اصلاح نمي‎گويند.[4]
بنابراين اصلاحات از منظر فرهنگ اسلامي زوايا و ابعاد گوناگون فردي و اجتماعي، مادي و معنوي و در عرصه اجتماعي نيز انواع سياسي، فرهنگي، اقتصادي، نظامي، اداري، و... را دربر مي‎گيرد. كه بررسي همه آنها در اين جا مقدور نيست. در خصوص اصلاح فردي آيات و روايات متعددي داريم.[5] همين طور در زمينه اصلاحات به معناي به هنجار درآوردن ناهنجاريها و اصلاح تباهيها.[6]
تذكر اين نكته ضروري است كه اصلاحات از اين منظر در جايي است كه كاستي وجود داشته باشد و پيامبران الهي نيز به عنوان مصلحان اجتماعي درصدد بودند كه كاستي‎ها را از جامعه انساني برطرف كنند و به زندگي مردم سامان و نظم عادلانه بدهند و اين اصلاحات بايستي بر نظام توحيدي و الهي استوار باشد.
دريافت ما از اصلاحات در گفتار و كردار امام علي-عليه السلام- و ديگر امامان معصوم -عليهم السلام- نيز به همان معناي قرآني اصلاحات است. يعني آنان نيز به عنوان مصلحان اجتماعي رسالت‎شان را احياي ارزشهاي ديني و انساني و مبارزه با فساد و تباهي در همه زواياي اجتماعي مي‎دانستند. چون كه اسلام براي ماندگاري خود جامعه‎اي مبتني بر اصول و قوانين اسلامي اصل امر به معروف و نهي از منكر را تاسيس كرده است كه دايره‎اي وسيع و گسترده‎اي دارد و شامل حوزه فردي و اجتماعي است. زيرا منكر هر زشتي و معروف هر نيكي را دربر مي‎گيرد بنابراين هر رفتار و كردار طرح و برنامه‌اي كه جامعه را سالم سازي كند خير و نيكي را ترويج نمايد. و با شر و بدي مبارزه كند. معروف است: و هركار و رفتار و برنامه‎اي كه جامعه را به اختلاف، آلودگي زشتي بكشاند منكر است. اصلاحات شاخه يا مصداقي از اصل امر به معروف و نهي از منكر است.
به گفتة شهيد مطهري (ره) اصلاح طلبي يك روحيه اسلامي است هر مسلماني به حكم اين كه مسلمان است اصلاح‌طلب و يا لااقل طرفدار اصلاح طلبي است. زيرا اصلاح طلبي به عنوان يك شأن پيامبري در قرآن و هم مصداق امر به معروف و نهي از منكر است كه از اركان تعليمات اجتماعي اسلامي است ... پس هر مسلمان آشناي به وظيفة از آن جهت كه خود را موظف به امر به معروف و نهي از منكر مي‎داند نسبت به اصلاح اجتماعي حساسيت خاصي دارد.[7]
اقسام اصلاحات علوي:
اصلاحات در انديشه علوي در دايره بسيار وسيع مطرح است و نگاه امام علي -عليه السلام- به اصلاحات چنان فراگير است كه تمام زوايا و ابعاد زندگي اجتماعي و فردي را دربر مي‎گيرد، و با همه كاستي و كج انديشي‎ها در ستيز است تا انسانها را در حوزه انديشه و عمل اصلاح سازد. اصلاحات علوي شاخصه‎هايي دارد كه تنها با تحقق آنها اصلاحات اسلامي در جامعه مي‎تواند پا بگيرد: امام علي -عليه السلام- در اين زمينه مي‎فرمايد: اللهم انك تعلم انه لم يكن الذي كان منا منافسه في سلطان و لا التماس شئ من فضول الحطام و لكن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك فيأمن المظلومون من عبادك و تقام المعطلة من حدودك.[8]
«خدايا تو خود مي‎داني كه هدف از آنچه ما انجام داديم، نه به دليل رغبت در قدرت بود و نه از دنياي ناچيز طمع داشتن، بلكه مي‎خواستيم نشانه‎ها و شعاير دين را به جاي اصلي آن قرار دهيم. و اصلاحات را در شهرهاي تو ظاهر سازيم، تا بندگان ستمديده‎ات در امنيت زندگي كنند و حدود به تعطيل كشيده شده است اجرا گردد.»
امام علي-عليه السلام- در اين فراز از گفتارش، چهار شاخصه براي اصلاحات برشمرده و حركت اصلاحي خود را بر اين اصول استوار ساخته است، كه در واقع بيانگر ابعاد و اقسام اصلاحات از ديدگاه امام علي ـ عليه السّلام ـ است؛ به طور مختصر به آن اشاره مي‌كنيم:
1. عرضه اسلام ناب محمدي ـ صلّي الله عليه و آله ـ و زدودن پيرايه‌هاي غلط:
آشكار و نمايان ساختن نشانه‎هاي ناپديد شده دين خدا، اصول بنيادين واقعي اسلام راستين و بازگشت به اسلام ناب محمدي -صلي الله عليه و آله و سلم-. بدعت‎ها را از ميان برداشتن و سنت‎هاي الهي را جاي‎گزين كردن يعني اصلاحات در حوزه فكر و انديشه و ايجاد تحول در روح‎هاي خفته و رهايي آنها از دام بدعت و خرافه.
2. غلبه صلاح بر فساد:
اصلاح بنيادين و چشم گير كه بيانگر بهبودي وضع زندگاني مردم باشد، تأمين وضع معيشتي مردم يعني اصلاحات اقتصادي و تنظيم روابط عادلانه آن. اصلاحات اقتصادي مهم‌ترين برنامه حكومت علوي است.
3. حاكميت ملي براساس دين:
رهايي بندگان دربند و ستمديده از شر ستمگران (اصلاحات در روابط اجتماعي) به گونه‌اي كه احساس امنيت مستضعفان در برابر مستكبران تأمين شود.
4. قانون محوري:
به پا داشتن حدود و قوانين الهي و حاكم نمودن آن بر ابعاد گوناگون زندگي بشر. يعني دگرگوني ثمر بخش در نظام حاكم و نهادهاي مدني و اداره آنها براساس قوانين الهي.
امام حسين -عليه السلام- نيز حركت اصلاحي خود را براساس اين قوانين و اصول تبيين مي‎كند و هدف از آن را اصلاح امت و حركت براساس سيره رسول الله -صلي الله عليه و آله و سلم- و امام علي -عليه السلام- اعلام مي‎دارد.[9]
از ديدگاه قرآن نيز اصلاحات تنها در سايه كتاب خدا و آموزه‎هاي الهي امكان پذير است «آنان كه به كتاب تمسك جستند و نماز به پا داشتند پاداش خود را خواهند يافت كه ما پاداش اصلاح گران را تباه نخواهيم ساخت.[10]
امام علي -عليه السلام- براساس شاخصه‎هاي مزبور آغاز اصلاحات اجتماعي را در حوزه رابطه مردم و حكومت مي‎داند و مي‎فرمايد: پس رعيت اصلاح نمي‌شود جز آنكه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمي‌شوند جز با درستكاري رعيت و آنگاه كه مردم حق رهبري را اداء كنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت يابد، و راههاي دين پديدار نشانه‎هاي عدالت برجا و سنّت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ چنان كه بايد اجرا گردد. پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مي‌گردد.[11]
نتيجه: با توجه به آنچه گفته شد اصلاحات در نگاه امام علي -عليه السلام- هم‌سويه و فراگير بوده، ناظر به تمام ابعاد و زواياي گوناگون زندگي انسان و جامعه انساني است. و اصلاحات علوي در ادامه فعاليتهاي اصلاحي انبياي الهي به خصوص پيامبر گرامي اسلام- صلي الله عليه و آله و سلم- رسالتي است الهي. از اين منظر هر مسلماني وظيفه شناس بايد اصلاح طلب يا لااقل طرفدار آن باشد. البته اصلاحات علوي شاخصه‎هايي دارد كه بايد در حركت اصلاح گرايانه مسلمانان مورد توجه قرار بگيرد. و چنين تلاش اصلاح گرايانه از منظر امام علي -عليه السلام- كمال سعادت به شمار مي‌آيد: حضرت مي فرمايند من كمال السعاده السعي في صلاح الجمهور[12]. تلاش براي اصلاح توده مردم از نشانه‎هاي كمال سعادت انسان است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مرتضي، مطهري، نهضت‎هاي اسلامي صد ساله آخر، قم، صدرا، 1367.
2. مجله حوزه شمارة، 101 ـ 102 (سال 1379) ويژه اصلاحات علوي، همان، شمارة 98.
3. مجله كتاب نقد، شمارة 16، پائيز 1379، (ويژه اصلاحات).
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. بقره/11.
[2]. دهخدا، علي اكبر، لغت نامه، ج 2، ص 2803، المفردات في غريب القرآن، ص 284.
[3]. دهخدا، همان.
[4]. سخنان مقام معظم رهبري در تاريخ 19 / 4 / 1379.
[5]. انعام/56، شعراء/152، اعراف/142، حجرات/10، نساء/34، بقره/182، انفال/1.
[6]. اعراف/56، شعراء/152، اعراف/142، يونس/81، بقره/220، هود/88، نمل/45 و 48 و 53.
[7]. مطهري، مرتضي، نهضت‎هاي اسلامي درصد ساله آخر، تهران، انتشارات صدرا، 1367، ص 8.
[8]. نهج البلاغه، خطبه 131.
[9]. شريف القرشي، باقر، حياه الامام الحسين بن علي، مدرسة الايرواني، 1371، ص 464.
[10]. اعراف/170.
[11]. نهج‌البلاغه، خطبة 216.
[12]. غرر الحكم و درر الكلم آمدي، ج 6، ص 30.