پرسش :

اگر مي شود تفسيري قابل فهم درباره معناي اين آيه (احزاب 72)ما امانت را بر آسمان و زمين و كوهها عرضه كرديم پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند و انسان آن را برداشت راستي او ستمگري نادان بوده برايم بگوييد و منظور از امانت و اينكه او ستمگري نادان بوده چيست.


شرح پرسش :
پاسخ :
در رابطه با ستمگري و ناداني كه در اين آيه آمده تفاسير متعددي وجود دارد.
(1) مثلا در مورد جهول بودن يكي از تفاسير آن «جهل ذاتي» است يعني انسان خود بخود و بدون عنايات الهي در جهل و بي‏خبري است و اگر از هر طريقي علم و دانشي كسب مي‏كند همه از عنايات و فيوضات رباني و به اصطلاح علم افاضي است. اين ويژگي به هيچ روي قابل تغيير نيست وقتي در مورد پيامبران و امامان (ع) نيز چنين است و تنها خداوند است كه علم مطلق است و علم او ذاتي است نه افاضه شده از ناحيه ديگري.
(2) تفسير ديگر آن «جهل نسبي» است يعني انسان هراندازه دانش بياموزد معرفت كسب كند دانسته‏هاي او در برابر نادانسته‏هايش آن چنان اندك است كه گويي قطره‏اي در برابر درياست. اين ويژگي نيز در همه انسان هاي عادي وجود دارد غير از آنان كه به تعبير قرآن «راسخون في‏العلم» اند.
(3) جهل ديگري كه با سياق اين آيه سازگارتر است ناآگاهي نسبت به رسالت الهي انسان و تكليف و لوازم آن مي‏باشد. و از همين‏جا است كه «ظلوم» بودن نيز رخ مي‏نمايد. زيرا عدم توجه جدي به وظايفي كه انسان در برابر خالق خويش دارد موجب سرپيچي از فرامين وي و ستم در ابعاد و اشكال مختلف آن مي‏گردد. اين وضعيتي است كه اكثر مردم جهان گرفتار آنند البته بنه ه طور مطلق بلكه نسبي و نه يكسان بلكه با مراتب مختلف و مسلما اين مسأله درمان‏پذيراست و يكي از فلسفه‏هاي بعثت انبيا درمان اين بيماري است ليكن همچنان كه خود فرموده است همگان در مسير صلاح خويش برنمي‏آيند (و قليل من عبادي الشكور) نكته ديگر آن كه (ظلوم و جهول) در برابر آن نقطه مقابلي وجود دارد كه عبارت است از عدل و علم، موجودي كه مي‏تواند«ظلوم» و «جهول» باشد الزاما بايد بتواند «عادل» و «عالم» نيز باشد بنابراين نه تنها اين دو صفت در آيه شريفه مذمتيبراي انسان نيست بلكه به گونه‏اي ظريف مدح انسان است بنابراين مي‏توان آيه را اينگونه تفسير نمود: « ما امانت را به آسمان و زمين عرضه نموديم از تحمل آن ابا كردند ولي انسان آن را پذيرفت زيرا او مي‏تواند عادل و يا ظالم عالم و ياجاهل باشد.»
اما منظور از امانتي كه در آيه ذكر شده نيز تفاسير متعددي هست:
1. منظور از امانت ولايت الهيه و كمال صفت عبوديت است كه از طريق معرفت و عمل صالح حاصل مي شود.
2. منظور صفت اختيار و آزادي اراده است.
3. منظور عقل است كه ملاك تكليف و مناط ثواب و عقاب است.
4. منظور معرفه الله است.
5. منظور ولايت اهل بيت است.
و جمع اينها به اين است كه امانت الهي همان قابليت تكامل به صورت نامحدود، آميخته با اراده و اختيار و رسيدن به مقام انسان كامل و بنده خاص خدا و پذيرش ولايت الهيه از مسير ولايت اهل بيت كه البته همه مواهب الهي امانت هاي خداوند هستند ولي اين امور از اهميت بالاتري برخوردار است.
eporsesh.com