پرسش :

چگونه مي‏توان از منظر وحدت و كثرت، و نگرش توحيدي و با توجه به آيه 30 سوره روم ثابت كرد آرامش دروني پيامد ازدواج اسلامي است؟ منابع لازم را براي تحقيق در موضوع معرفي كنيد.


شرح پرسش :
پاسخ :
از اين كه به ما اعتماد كرده و با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم، از اين كه پاسخ نامه دير به دستتان مي‏رسد، پوزش مي‏طلبيم، سبب اصلي حجم بالاي سؤالات ارسالي به اين مركز در سه ماهه اخير بوده است.
در مورد اصطلاح وحدت در كثرت بايد گفت: اصطلاحي فلسفي و عرفاني است كه مباحث بسياري در آن صورت گرفته است.
بنابر عيقده ملا صدرا (از فيلسوفان بزرگ جهان اسلام) همه موجودات عالم هستي، در عين تكثر، وحدتي درون خود دارند و آن وحدت بر اساس اصالت وجود است. موجودات مختلف، مراتب گوناگون يك هستي و وجودند و اختلاف موجودات به بودن آن‏ها در مرتبه خاصي از عالم هستي است، يعني اختلاف موجودات به اشتراك آن‏ها است. اختلاف آن‏ها در اصل وجود و هستي و اشتراك شان نيز در همان حقيقت وجود است.
و تمايز و جدايي يك موجود از موجود ديگر به اين است كه چه مقدار از وجود و هستي بهره‏مند است.
بر اين اساس نظام توحيدي جهان نيز معنا مي‏يابد، هيچ يك از موجودات هستي متباين و جداي از ذات باري تعالي نيستند و در عين حال، متفاوت با او هستند، و اين فرايند يادآوري فرمايش اميرالمؤمنان (ع) در خطبه اوّل نهج البلاغه (خطبه توحيد و اخلاص) است كه خداوند با هر موجودي است، نه اين كه ممزوج با آن‏ها باشد، وجداي از هر موجودي است، نه اين كه مباين و مفارق با آن باشد.
اگر مقصود از وحدت و كثرت، همان باشد كه بيان شد، ارتباط خاصي با موضوع ازدواج و در كنار هم بودن زن و مرد و آرامش بخشي (كه در قرآن به آن اشاره شده) به نظر نمي‏رسد.
پ، سكون و آرامش (كه در سوره روم بيان شده است: "از نشانه‏هاي خدا اين است كه همسراني از جنس خودتان آفريد تا در كنار آن‏ها آرامش يابيد" (1) از چندين منظر قابل بررسي است:
اوّلا آرامش به گونه كلي و مطلق بيان شده است، يعني اين نوع سكون و آرامش براي هر يكي از مردان و زناني كه به ازدواج روي مي‏آورند و با جنس مخالف تشكيل خانواده دهند، وجود دارد، چه ازدواج مسلمان باشد يا غير مسلمان و بنابر اين دليلي وجود ندارد كه آيه را براي مسلمانان يا كساني كه به طريق اسلامي ازدواج كرده‏اند، تخصيص دهيم.
دوم: مسئله سكون و آرامش با آن چه در برخي ديگر از آيات الهي به نام آرامش قلب و اطمينان بيان شده (كه با ذكر و ياد خداوند حاصل مي‏شود) متفاوت است.
هر يك از زن و مرد با نقصي و نيازي كه به طرف مقابل دارند و تنها در صورتي به سكون مي‏رسند كه ازدواج محقق شود. در غير اين صورت هيچ گاه نقص و نياز بر طرف نخواهد شد، نيز فشاري كه از ناحيه نياز جسمي و روحي احساس مي‏كنند، بر طرف نشده و آن‏ها را دچار تشويش و اضطراب مي‏كند، تنها در صورت به هم پيوستن زوجين و بر طرف نمودن نياز جسمي و رواني همديگر است كه به آرامش دست مي‏يابند، خواه مؤمن باشند يا كافر.
عقيده ربطي به ازدواج اسلامي و غير اسلامي ندارد. اما از نگاه ديگر تهها با ياد خداوند است كه انسان به آرامش برتر و اطمينان قلب دست مي‏يابد به اين اساس ازدواج بر مبناي ديني و اسلامي معنايي ديگري مي‏يابد. در اين نگاه ازدواج صرفاً ارضاي غريزه جنسي نيست، انسان مي‏تواند در اين جا از نياز خود به جنس مقابل، متوجه نيازمندي خويش شده و از دام خود خواهي و خودپرستي نجات يابد و در قدم بالاتر متوجه موجود بي نياز مطلق شود، يعني كسي كه انسان را موجود نيازمند قرار داد تا مغرور به خويشتن نشود، انساني كه نيازمند به موجودي مانند خود است و تنها در وصال و رسيدن به او مي‏تواند، به سكون و آرامش دست يابد، چگونه به موجود بي نياز مطلق كه همه چيز از او است، نيازمند نباشد؟! در اين منظر كه ذكر و ياد خدا را به همراه دارد، به آرامش برترين يعني اطمينان قلب دست مي‏يابد. سكون و آرامش در ازدواج از نگاهي ديگر نيز قابل بررسي است.
از آن جا كه نياز جنسي يكي از قوي‏ترين نيازهاي انسان است، مي‏توان با ازدواج موفق اين غريزه سركش را مهار و كنترل كرد، اگر انسان ازدواج نكند، دچار تشويش خاطر مي‏شود، در نتيجه تعادل رفتاري خود را از دست خواهد داد، نتيجه عدم تعادل، اضطراب و نبود آرامش است يكي از مهم‏ترين عوامل ناآرامي در جوان، نداشتن همسر است. وجود همسر سازگار مهم‏ترين عامل آرامش بخش است، البته براي كاهش و فرو نشاندن شهوات راه هايي وجود دارد، از جمله روزه گرفتن و پرهيز از غذاهاي مقوي و شهوت انگيز، ولي اين راه‏ها موقتي است و انسان را به آرمش كامل نمي‏رسانند هم چنين تنها ارضاي شهوت به انسان آرامش نمي‏بخشد، بلكه همسر نوعي دوست و همدم است، پس آرامش بخشي او چند برابر و دو سويه است. (2)
راز ديگر آرام بخشي ازدواج در اين است كه موجب تقويت جنبه‏هاي روحي و رواني است، بهبود وضع روحي و رواني به آرامش فرد منجر مي‏شود. آرامش بخشي همسر در روان‏شناسي و تجربه به اثبات رسيده است، ساپنيگتون مي‏گويد: افراد متأهل از لحاظ رواني و جسماني نسبت به افراد مجرد كاركرد بهتري دارند، احتمالاً به خاطر حمايت دوجانبه‏اي كه در ازدواج به چشم مي‏خورد. (3) محيط گرم و روح افزاي خانواده، امنيت خاطر افراد را بيشتر مي‏كند و تكيه گاه مطمئني براي ايجاد آرامش خواهد بود. نكته ديگر آن است كه ازدواج موفق، ايجاد دوستي و رابطه عميق عاطفي بين زن و شوهر است. هر انساني در طول زندگي خود به همدم و همراز و محرم اسرار نيازمند است، محرمي كه بتواند نزديك فرد بوده و در طول زندگي همراهي اش كند و هنگام اضطراب و گرفتاري‏ها آرامش بخش او باشد. اين مهم فقط از ناحيه همسري مهربان و دلسوز تامين مي‏شود، اگر چه دوستان نيز مي‏توانند چنين اثري را داشته باشند، اما همسر فداكار نزديك‏ترين فرد به انسان است. نمونه چنين ايثارگري‏ها را فقط ميان زن و شوهر مي‏توان ديد. همچنين مردان به طور مستقيم در جامعه با ناملايمات كاري و مشاغل سخت روبرو هستند، از اين جهت مي‏طلبد هنگام بازگشت به خانه با كانون گرم و عاطفه‏مندي روبرو شوند كه بيش از هر چيزي آرامش بخش باشد، نياز به امنيت خاطر، احتياج به معاشرت، نياز به درد دل، به تشويق و تمجيد نيز مقبوليت و جلب توجه، نياز به محبت، اگر به درستي و به موقع ارضا نشوند و از جاده اعتدال خارج گردند، (افراط و تفريط) زيان‏هاي فراواني را در زندگي فردي و اجتماعي پديد مي‏آورند، محبت كردن و محبت ديدن، تعادل رواني زن و مرد را فراهم مي‏سازد.
نكته آخر: ازدواج منشأ حفظ و نگه داري شخص از انحرافات و بزهكاري‏هايي است كه مي‏توان در دوران عزبگي به سراغ او آيد. زندگي در حال تجرد با خطرات ناخواسته‏اي همراه مي‏شود. كشيده شدن به سمت انحرافات اخلاقي، نتيجه مجرد زيستن است، زيرا مجرد چون آرامش نخواهد داشت هيچ گونه مسئوليتي را نسبت به خود و ديگران احساس نخواهد كرد، همين مسئله موجب مي‏شود فعاليت و انرژي خود را در مسائل انحرافي صرف كند، به همين دليل است كه پيامبر گرامي (ص) فرمود: "عزب‏ها (افراد مجرد) برادران شياطين هستند". (4)
نقش آرامش بخشي ازدواج كه در يك كلمه "لتسكنوا"(سوره روم آيه 21) آورده شده است، در عمل ديده مي‏شود، متأهلان كمتر به ناسازگاري‏هاي اجتماعي و بيماري‏هاي رواني، از جمله خودكشي و انحرافات جنسي دچارند، در صورتي كه بين مجردان فراوان‏تر است. (5) خواهر محترم! بحث در اين باره فراوان و پاسخ گسترده به مجال بيشتري نياز دارد، ولي منابع مختلفي در اين زمينه وجود دارد كه به بعضي از آن اشاره مي‏شود:
1 - ازدواج، دكتر پاك نژاد.
2 - اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، (ج 2)، نوشته دكتر پاك نژاد
3 - بهداشت ازدواج، دكتر صفدر صانعي
4 - همسران برتر، دكتر غلام رضا افروز
5ـ جوان و آرامش روان به كوشش علي نقي فقيهي.
پي نوشت ها:
1 - روم (30) آيه 21.
2 - جوان و آرامش روان، به كوشش علي نقي فقيهي، ص 135.
3 - همان، ص 136.
4 - بحارالانوار، ج 100، ص 221.
5 - شهيد پاك نژاد، اولين دا نشگاه و آخرين پيامبر، ج21، ص 79
eporsesh.com