پرسش :

نشان دادن فيلم هاى عاشقانه و صحنه هاى روابط دختر و پسر، چه اشكالى دارد؟ بعضى از فيلم سازان مى گويند: ما حقايق جامعه را نشان مى دهيم همچون سرقت و اعتياد و يا معضلات ديگر اجتماعى؟ و هم چنين دكتر «سروش» گفته است: اگر به خرق عادت، عادت مى كرديم، ديگر مخالفتى نبود. فرهنگ ما، ادبيات ما، به شعر عاشقانه عادت كرده است؛ اما به رمان ها و سينماى عاشقانه عادت نكرده ... حالا چه اشكالى دارد كسى فيلم عاشقانه بسازد؟


شرح پرسش :
پاسخ :
سينما و تلويزيون، از وسايل مؤثّر ارتباطى است و مى تواند نقش سازنده اى در اعتلاىِ فرهنگ عمومى داشته باشد و اگر نقش واقعى خود را ايفا كند، تأثير مثبت آن در سطح جامعه به خوبى مشاهده مى گردد و روشن است كه اقشار مختلف جامعه، خواستار سينمايى سازنده و پويا و هدفمند مى باشند و هنرمندانى كه در عرصه ى سينما فعّاليّت دارند نيز مدّعى چنين مطلبى هستند. حال بايد ديد فيلم هايى كه ساخته مى شود، در همين راستا گام بر مى دارند يا خير؟
يكى از وظايف سينما، بيانِ مشكلات و معضلات اجتماعى است تا عموم مردم، به ويژه مسئولين، بيش تر به فكر افتاده و در صدد رفع آن ها بر آيند.
گفتنى است كه ساخت فيلم هايى كه به اين موضوعات مى پردازند و دست مايه ى آن ها مشكلاتى از قبيل وقوع جنايات، قتل و سرقت و اعتياد و ... مى باشد، بسيار ظريف و حسّاس است؛ زيرا از طرفى موضوع اصلى فيلم، ارائه ى اين نوع مشكلات و واقعيّاتِ جامعه است كه گريزى از آن نيست و از طرف ديگر، وجود بارِ منفى در نوع اين اعمال است و چه بسا با نمايش و پردازش آن ها، سبب ترويج اعمال خلاف و وقوع جرم ديگرى شود.
بنابراين در تهيّه ى اين فيلم ها، دو نكته بايد رعايت شود:
1. تأثيراتى كه فيلم از لحاظ محتوا بر بيننده مى گذارد؛ 2. در نشان دادن صحنه ها و تصاوير افراد.
بنابراين در نگارش فيلم نامه و چگونگى ساخت و تصويربردارى آن، بايد دقت كرد تا بيان معضلات و واقعيات تلخ، آثار مخرّبى بر جاى نگذارد؛ زيرا هنر را به خدمت مى گيريم و از ابزارى همانند سينما و تلويزيون استفاده مى كنيم تا با زبان تصوير با مردم سخن گفته، جامعه ى بهترى بسازيم. و اگر به خدمت گرفتن اين ابزار، سبب نابودى فرهنگ سالم اجتماع گردد از هدف اصلى بازمانده ايم.
و فيلمى كه درباره ى قتل و سرقت و اعتياد هم ساخته مى شود، از اين قانون كلّى خارج نيست و اگر در ارائه ى آن ها به جاى تبيينِ مسائل منفى و آگاه نمودن مردم، سبب بد آموزى و ترويج اعمال خلاف شود، قابل قبول نيست و اشكال دارد.
درباره ى فيلم هاى عاشقانه و صحنه هايى كه روابط دختر و پسر را نشان مى دهد، جداى از مطالب فوق، بايد بگوييم: در فرهنگ اسلامى هر چيزى كه موجب تهييج و تحريك شهوانى شود و خارج از چارچوب قانون و شرع باشد، حرام است. انواع التذاذهاى جنسى، چه لمسى و چه بصرى و ... تنها در محدوده ى ازدواج قانونى صحيح است.[1] و در غير اين صورت، در حرمت تحريك و تهييج جنسى شكى نيست.[2] خواه در چگونگى بيرون آمدن زن باشد، يا در پوشش و لباس و يا در انتشار تصويرها و صحنه هاى حرام؛ همان گونه كه در مجلات و روزنامه هاى مبتذل يا در رمان هاى مهيّج جنسى و يا فيلم هاى عاشقانه متداول است.
با توجه به قانون كلّى حرمت تهييج شهوانى، روشن مى شود كه به بهانه ى نشان دادن واقعيّات، نمى توان صحنه هاى مهيّج را نشان داد و روح جوانان را متلاطم نمود و احساس آن ها را تحريك كرد. از اين جا فرق ادبيّات عاشقانه و عارفانه با فيلم هاى عاشقانه روشن مى شود و تأثير فيلم با شعر و ادبيات، قابل قياس نيست و جداى از آن اگر شعر و ادبيات و رمان نيز به گونه اى مبتذل در آيد، از مصاديق كتب ضالّه بوده، مطالعه و انتشار آن حرام مى باشد.
در پايان شايان ذكر است كه سازندگان فيلم هايى كه دست مايه ى آن ها، عشق و ارتباط است، با نشان دادن صحنه هاى كذايى و چهره هاى كلوزآپ دختران و زنان آرايش كرده، چه هدفى را دنبال مى كنند؟
آيا هدف، مطرح ساختن وجود يك معضل اجتماعى به نام فساد است؟ اگر چنين است كدامشان راه حلّى مؤثّر ارائه داده اند؟ آيا جز عنايت به گيشه هدف ديگرى مطرح است؟ پس اين گونه فيلم ها رسالت اجتماعى خود را از دست داده اند.
نكته ى ديگر آن كه روى آوردن فيلم سازان به «فيلم فارسى» و به تصوير كشيدن صحنه هاىِ عشقِ جنسى، فرياد بسيارى از فيلم سازان را نيز در آورده است و آن را خطرى براى آينده ى حرفه اى سينما تلقّى نموده، نوعى سطحى نگرى و قشرى شدن سينما به حساب مى آورند.[3]
پی نوشتها:
[1]. مرتضى مطهرى، مسئله ى، ص 83.
[2]. ر.ك: بازى گرى زن در سينما و تئاتر، فصل نامه ى فقه اهل بيت، شم 23/1379، ص 93.
[3]. مهدى فخيم زاده در مصاحبه اى با روزنامه جمهورى، 14/10/79، ص 10.
منبع: جوانان و روابط، ابوالقاسم مقيمى، مركز مطالعات و پژوهشهاى فرهنگى حوزه علميه (1380)