گاه نقد مخرب خود باعث پدیدآمدن احساس گناه می شود.
 
چکیده: احساسات منفی شما را رنج می دهند و موجب از دست دادن بسیاری از عوامل موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی می شوند. به خودتان نگیرید و حساسیت را کنار بگذارید تا راه رهایی از این احساسات مخرب را بدانید. با ما همراه باشد.

تعداد کلمات 1075 / تخمین زمان مطالعه 5 دقیقه

 

خودارزیابی

 آیا والدینم عشق و محبت خود را نسبت به من نشان دادند؟
آیا والدینم احساس گناه و تقصیر را در من القا کردند؟
آیا من مستحق اتفاقات خوب در زندگی هستم؟
آیا خود یا دیگران را مورد سرزنش قرار می دهم؟
آیا من فرد غمخوار و دلسوزی هستم؟
آیا نسبت به کسی بخل می ورزم؟
 

خلاصه

هر فرد عادی در اوایل عمر خود از احساسات منفی کمی برخوردار است. هرچقدر بیشتر وارد زندگی می شود، احساسات منفی به تدریج همانند خاطرات روی هم انباشته می شود. پی بردن به تمام توانایی های خود، امری ناممکن است، مگر زمانی که احساسات منفی خود را رها کنیم.
 

احساسات منفی از کجا ناشی می شوند؟

 احساسات منفی در اوایل عمر به دو دلیل بروز می کنند: دلیل نخست انتقاد مخرب است. انتقاد مخربی که قبل از شش سالگی از کودک به عمل آید، تأثیر ماندگاری بر ذهن ناخودآگاه کودک می گذارد. ذهن ناخودآگاه این انتقاد را ذخیره کرده، شروع به ساختن تمام جملات و اعمال کودک طی سالهای بعد مطابق با همان الگوی احساس منفی می نماید. و دومین عامل بروز احساسات منفی، کمبود محبت است. برای اینکه کودک بتواند احساس مهر و محبت واقعی را در خود پرورش دهد، سه عامل ضروری است: ابتدا، والدین باید خود را دوست داشته باشند. ممکن نیست والدین فرزند را بیش از خود دوست داشته باشد. دومین عامل ضروری این است که والدین باید یکدیگر را دوست داشته باشند. کودکانی که در محیطهایی پرورش می یابند که والدین یکدیگر را دوست ندارند، درک و فهمی را که بخشی از روابط عاشقانه در بزرگسالی است، نمی تواند در خود پرورش داده و ایجاد کند. سومین عامل ضروری برای اینکه کودک واقعا احساس کند مورد مهر و محبت قرار دارد، این است که والدین باید کودک را دوست داشته باشند.

چنانچه کودک قربانی انتقاد مخرب بوده و کمبود محبت داشته باشد، به تدریج در اعماق وجود خود احساس می کند به طور اساسی مرتکب اشتباه شده است. این احساس گناه و تقصیر بعدها به تدریج رشد کرده و در شخصیت کودک نفوذ می کند و در دوران بزرگسالی نیز خود را بروز خواهد داد. احساس گناه و تقصیر، یکی از بدترین احساسات منفی است. احساس گناه در مقایسه با سایر عوامل، موجب ناامنی بیشتر، احساسات منفی بیشتر، شکست های در زناشویی بیشتر، شکست بیشتر در برقراری روابط و تخریب روابط فردی است.
بسیاری از والدین به طور مرتب و دائم احساس گناه و تقصیر را به کودک القا می کنند.
 

فردی با احساس گناه

  • فردی که با احساس گناه رشد کرده باشد، احساس کمبود، عدم شایستگی و بی لیاقتی به ویژه در زمینه ی مسائل مثبت دارد.
  • یکی دیگر از نمودهای بیرونی احساس گناه در افراد بزرگسال این است که فرد، هم خود و هم دیگران را آماج انتقادهای مخرب می سازد.
  • سومین نمود بیرونی احساس گناه در افراد بزرگسال این است که فرد به راحتی آلت دست دیگران قرار می گیرد.
  • چهارمین ویژگی افرادی که با احساس گناه رشد کرده اند، این است که آنها دائما می کوشند در دیگران نیز احساس گناه ایجاد کنند.
  • پنجمین ویژگی این افراد این است که از زبان قربانی استفاده می کنند؛ عباراتی مانند: «آرزو می کنم»، «سعی می کنم»، «نمی توانم»، «مجبورم»، «منظورم این نبود»، «متأسفم»، «معذرت می خواهم»، «تقصیر من نبود»، «من با چنین احساسات منفی مخربی پرورش یافته ام.»

راه خلاصی از احساس گناه

  • به منظور رفع احساس گناه از احساسات و از زندگی خود کارهای متعددی می توانیم انجام دهیم. نخستین کار این است که از انتقادهای مخرب دست برداریم. هرگز خود را به خاطر انجام کاری سرزنش نکنید و هرگز به دیگران اجازه ندهید در مورد شما سخنان منفی یا مخرب بر زبان بیاورند.
  • دومین قدم در خلاص شدن از احساس گناهی که از اوایل دوران کودکی در وجود ما شکل گرفته، این است که بکوشیم آلت دست دیگران قرار نشویم.
  • سومین قدم برای رهایی از احساس گناه این است که از گناهکار جلوه دادن یا سرزنش دیگران خودداری کنیم.
  • قدم چهارم و شاید مهمترین آن، بخشیدن است. تنها راه پی بردن به توانایی های کامل خود این است که بیاموزیم با کمال میل، دیگران را ببخشیم. ابتدا باید والدینمان را به دلیل انجام تمام کارهایی که موجب ناخرسندی ما شده است، مورد بخشش خود قرار دهیم. دوم، باید دیگران را ببخشیم، یعنی تک تک افرادی را که تا کنون به هر نحوی آسیبی به ما وارد کرده اند، ببخشیم. سوم، باید خودمان را ببخشیم. ما باید خودمان را به خاطر تمام کارهای ناپسند، بی معنی، احمقانه، ظالمانه، مضحک و کارهایی که از روی بی فکری انجام داده ایم ببخشیم.
در پایان، چنانچه احساس می کنیم در مورد فردی کاری انجام داده ایم یا سخنی بر زبان آورده ایم که درون خود احساس ناراحتی و پریشانی می کنیم، باید نزد وی رفته و عذرخواهی کنیم.
به نظر می رسد در جامعه ی ما یک احساس منفی وجود داشته باشد و آن عبارت است از نگرانی. نگرانی نوعی ترس دائمی است که به دلیل عدم تصمیم گیری به وجود می آید؛ بدین معنی، به محض اینکه تصمیم به انجام کاری در شرایط نگران کننده می گیرید، ترس و فشار و اضطراب به تدریج کاهش می یابد. نگرانی، تعیین هدف منفی است. نگرانی اندیشیدن، صحبت کردن و تصور دقیق آن، چیزی است که دوست نداریم رخ دهد. تنها پادزهر نگرانی اقدام هدفمند برای رویارویی با شرایط نگران کننده و غلبه بر آن است.
روش تسلط یکی از قدرتمندترین روش ها برای رویارویی با نگرانی است. ابتدا به طور شفاف مشخص کنید از چه چیزی نگران هستید. در مرحله ی دوم، از خود بپرسید: «بدترین پیامد این وضعیت چه می تواند باشد؟» در مرحله ی سوم تصمیم بگیرید بدترین اتفاقی را که ممکن است رخ دهد بپذیرید. در پایان، هرکاری که می توانید انجام دهید تا این اتفاق رخ ندهد. اگر از روش تسلط به منظور رو در رو شدن با نگرانی استفاده نمایید، اگر بیاموزید همه را ببخشید، اگر بیاموزید بر احساس گناه غلبه کنید و اگر مسئولیت کامل کارهای خود را بپذیرید، امکان این وجود دارد که بتوانید احساسات منفی را در زندگی خود از بین ببرید.
 
منبع: کتاب «روانشناسی موفقیت»
نویسنده: برایان تریسی
مترجم: زهرا نسیمی

بیشتر بخوانید :
رها شدن از احساسات منفی
هفت ریشه‌ی احساسات منفی که باید بیابید و ریشه کن کنید
مقابله با احساسات منفی به روش مثبت
قدرت احساسات مثبت