ریش سفیدان در اسلام دارای جایگاه بالا و ارزشمندی هستند. 

مقدمه

حفظ احترام بزرگتر، امری است که می تواند در دایره نظام خلقت، احترام به انسان را داشته باشد. به گونه ای احترام به بزرگتر، آموزش دادن به کوچک تر است که یاد بگیرد به بزرگتر از خودش چگونه احترام بگذارد. پس با این امر، انسان هم کار نیکی انجام می دهد و هم در مقام مربی، آداب احترام به دیگران را به کوچک ترها می آموزد.

در روایتی از امام علی (علیه السلام) آمده است: «یکرم العالم لعلمه و الکبیر لسنه‏؛ دانشمند را به خاطر علمش و بزرگسال را به خاطر سن او، بایداحترام کرد.»[1]

امام علی (علیه السلام) در یکی از سخنان خویش در انتقاد به زمانه، رفتارهای ناشایستی که از مردم سر می زنند را نام می برند که یکی از این موارد عدم احترام به بزرگترهاست.[2]
حال به بیان ادامه حقوقی که امام سجاد (علیه السلام) به عنوان حق بزرگتر بیان کرده اند، می پردازیم.
 
وَ لَا تَسْبِقْهُ إِلَى طَرِیقٍ (در پیمودن مسیر از او پیش نیفت)
پیش نیفتادن در راه، یکی از حقوقی است که باید نسبت به بزرگترها انجام داد. به گونه ای این کار می تواند پشت کردن به بزرگتر و بی احترامی به او باشد. در این موضوع باید به سالمندانی که در راه هستند، توجه بیشتری کرد، چرا که گاه این افراد نیاز به آن دارند که دستی از ایشان گرفته شود و یا باری که دارند را به منزل برسانند.
اسلام اینگونه هست که برای همه این موارد دستورات اخلاقی و فقهی دارد و انسان مومن را ملزم به رعایت آنها می کند.
 
وَ لَا تَتَقَدَّمْهُ (و از او پیشی نگیر)
حضرت (علیه السلام) در این فراز از حدیث، بیان می دارند که از او انسان بزرگتر نباید پیشی گرفت. این دستور مصادیق بسیاری می تواند داشته باشد. برخی از مصادیق آن عبارتند از: وارد شدن و یا خارج شدن از مکانی، شروع هر کار مگر با گرفتن اجازه از ایشان، دست بردن در سفره، زودتر نشستن از او. این موارد بخشی از مصادیق احترام به بزرگتر و پیشی نگرفتن از اوست. در روابط اجتماعی امروزین به خاطر مراودات بیشتر میان انسان ها، مصادیق بیشتری را می توان نسبت به گذشته یافت که این امر نیازمند، تیزهوشی مومن در عمل کردن به این فرایض است.
 
وَ لَا تَسْتَجْهِلْهُ (و با او نادانی نکن)
این فراز رو می شود به دو گونه بیان کرد، با او به گونه ای جاهلانه و بدمنشانه برخورد نکن و یا اینکه سعی کن با او از سرعلم رفتار کنی، یاد بگیری که با او چگونه رفتار کنی. جهل در رفتار می تواند زمینه ساز خطاها و خطرهای بسیار باشد. آنچه استحکام بخش روابط میان افراد است، نظام مندی این روابط بر اساس چارچوب های عالمانه و دیندارانه است.

امروزه برخی از افراد به راحتی سالمندی که در کنار ایشان زندگی می کند را به آسایشگاه سالمندان می برد، در حالیکه با این کار خانه و خانواده خود را از برکت وجود سالمند محروم می کند. برخی با این توجیه که سالمند نیاز به سلامت و درمان دارد او را از بستر خانه دور و او را در محلی به عنوان آسایشگاه سالمندان رها می کنند در حالیکه سالمندان قبل از نیاز به درمان، نیازهای دیگری دارند که باید این نیازها تامین شود تا بتوانند زندگی خوبی را در پیش داشته باشند.

نیازهای عاطفی، اقتصادی، اجتماعی، اوقات فراغت، احساس موثر بودن و داشتن کرامت و حرمت از دیگر عواملی هستند که برای داشتن یک سالمندی شایسته ضرورت دارند.
 
وَ إِنْ جَهِلَ عَلَیْکَ احْتَمَلْتَهُ (و اگر او با تو نادانی کرد، تحملش کن)
انسان ها ممکن است به خاطر دلایلی، رفتارهایی کنند که مناسب جایگاه و شان ایشان نباشد. بزرگترها هم از این قاعده مستثنی نیستند. برخی با گفتن این که او بزرگتر ما بود و ازش توقع این رفتار را نداشتیم، توقع یک رفتار معصومانه و به دور از خطا را از بزرگترهای اطراف خود می خواهند.

این نکته را باید همیشه در ذهن داشت که انسان خطا می کند و خطا باید از سوی طرف مقابل نادیده و چشم پوشی شود و حتی در مقام توجیه این خطا برآمد تا آبروی مومن خدشه دار نشود.

خدای متعال آیاتی از جمله آیه 34 سوره فصلت، به برتری عفو و گذشت دیگران در مقایسه با درگیری با بدیها و برخورد کریمانه و چشم پوشی از آزار و اذیت دیگران را مورد تأکید قرار می‌دهد. در آیه 60 سوره مبارکه حج نیز خدای متعال به مسلمانان مورد ستم واقع شده از سوی مشرکان، در مورد عفو و گذشت آنها توصیه می‌کند تا برتری ببخش را نسبت به مجازات و عقوبت مورد تأکید قرار دهد.

این توصیه ها در مورد مشرکان است، حال باید دید در مورد مومنین و مسلمانان دیگر این امر به چه گونه ایست.

خداوند در آیه 128 سوره نساء عفو و گذشت در اختلافات خانوادگی را موجب خیر و برکت دانسته است و این نشان از آن دارد که  عفو دیگران و گذشتن از حق خویش، موجب برکت و خیر در زندگی عفو‌کننده می‌شود.
 
وَ أَکْرَمْتَهُ لِحَقِّ الْإِسْلَامِ وَ حُرْمَتِه[3]‏ (و به خاطر حق اسلام و حرمتی که دارد بزرگش دار)
فلسفه همه این حقوق بزرگتر و ادای آن در این است که اسلام برای مومن جایگاه خاصی قائل است و بزرگتری در اسلام دارای ارزش است به خصوص که اگر این بزرگتری همراه با ریش سفید باشد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «موی سفید- برای شخص مؤمن- مایه وقار در دنیا و باعث نور درخشان- در آخرت- می گردد و خداوند متعال حضرت ابراهیم (علیه السلام) را بوسیله عطای موی سفید گرامی داشت.هنگامی که موی حضرت ابراهیم (علیه السلام) سفید گشت به خداوند متعال عرض نمود:- بار خدایا- این چیست؟ خداوند متعال به او فرمود: این وقار است. سپس حضرت ابراهیم (علیه السلام) فرمود:- بار خدایا- وقار مرا افزون نما.[4]

در روایت دیگری آمده است پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مردی را مشاهده نمودند که در ریش او موی سپید بود. حضرت (صلی الله علیه و آله) در توصیف موی سفید محاسن فرمود: این نور است. سپس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «شخصی که یک تار موی او در اسلام سپید گردد. آن تار مو- در روز قیامت- برای او نور خواهد بود.»[5]

همه این روایات نشان دارد که موی سفید در نزد خدای متعال دارای احترامی است که این احترام باید از سوی دیگران نیز محترم شمرده شود.

پی نوشت:
[1]  .غرر الحکم و درر الکلم، ص 49.
[2] .«أَنَّکُمْ‏ فِی‏ زَمَان‏ ... لَا یُعَظِّمُ صَغِیرُهُمْ کَبِیرَهُم‏» (نهج البلاغه، خطبه 233)
[3] . علی بن الحسین (علیهماالسلام)، رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام)، مترجم: محمدحسین افشاری، قم: نشر مشهور، اول، 1388، ص 82.
[4] . الأمالی للشیخ الطوسی- علیه الرحمة- ص 699 المجلس 39.
[5] . قال الإمام الصادق (صلى الله علیه و آله): جاء رجل إلى النبیّ صلى الله علیه و آله فنظر إلى الشیب فی لحیته. فقال النبیّ (صلى الله علیه و آله): نور.
( ثمّ قال صلى الله علیه و آله): من شاب شیبة فی الإسلام کانت له نوراً یوم القیامة (الکافی، ج 6، ص 480 ؛ من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 77 و مکارم الأخلاق ج 1 ص 159 و ص 184).