درمان میان سیستمی یکی از راه های مناسب در درمان خیانت زناشویی است. 
 

مقدمه

در هر رابطه متعهدانه، یک تعهد آشکار یا ناآشکار نسبت به صمیمیت وجود دارد. البته ماهیت تعهد هر زوج منحصر به فرد و متفاوت است؛ تعهد هم وفاداری جنسی و هم وفاداری عاطفی افراد نسبت به همسرانشان را در بر می گیرد و تعاملات بین آنها را در چارچوب و نیز در خارج از چارچوب رابطه زناشویی تنظیم و تعیین می نماید. در واقع، خیانت به هر نوع عدم پایبندی به قرارداد ضمنی یا روشن، بین دو همسر در خصوص انحصار رابطه صمیمانه اطلاق می شود. خیانت موجب می شود تا یک رابطه صمیمانه عاطفی و ایا جنسی بدون رضایت همسر از یک رابطه متعهدانه منحرف شود. نقض تعهد از بسیاری جهات بر رابطه زناشویی تأثیر می گذارد و در بیشتر مواقع منجر به از بین رفتن اعتماد، ایجاد آشفتگی و رنج بسیار می شود.
 

[شروع درمان خیانت زناشویی]

در بیشتر مواقع، بر ملا شدن خیانت، اتفاق آغازین و محرکی است که موجب می شود تا زوج ها جهت درمان مراجعه نمایند (گلس و رایت، ۱۹۹۷). بنابراین، لازم است تا درمانگران از واکنش های احتمالی هر دو طرف و پیامدهای احتمالی آن واکنش ها در رابطه زناشویی آگاه باشند و داشتن شناخت کامل از وقایع احتمالی پیش رو می تواند به درمانگر کمک کند تا زوج ها را به درستی در طول دوره زمانی پر التهاب پس از بر ملا شدن اولیه و در طول فرایند بهبودی، راهنمایی و هدایت نماید. در غالب اوقات، درمانگران هنگامی قادرند به زوج ها کمک نمایند که یک نقشه راه، جهت شناخت بهتر زوج ها از واکنش های عاطفی متداول، از آنچه ممکن است پس از بر ملا شدن خیانت تجربه کنند و نیز فرایند بخشش و بهبودی پیش روی آنها ترسیم نمایند (ألسون، راسیل، هیگینز-کسلر و میلر، ۲۰۰۲).
 
این امر بدان سبب است که اگر زوج ها بدانند که چه چیز یا چیزهایی در انتظار آنهاست و نیز اینکه مطمئن شوند درمان ارائه شده می تواند به بهبود آنها کمک کند، احتمال مشارکت آنها در مراحل مختلف درمان افزایش می یابد.
 
به سبب احاطه کردن و شکل گرفتن شرایط خاص و شکننده پیرامون مسئله خیانت، درمانگران اغلب به موارد مرتبط با خیانت با تردید و نگرانی نزدیک می شوند. همچنین، می دانیم خیانت یکی از متداول ترین مشکلات مشاهده شده در بین زوج هایی است که برای درمان مراجعه می نمایند. با این وجود درمان این مشکل یکی از دشوارترین مسائل است و درمانگران اغلب آمادگی لازم جهت مواجهه با این قبیل موارد را ندارند (ریزمن، دیکون و جانسون، ۱۹۹۷). درست همانطور که ارائه نقشه راه در بهبودی زوج ها مؤثر است. درمانگران نیز می توانند از داشتن یک نقشه راه با راهنما و پیگیری آن در هنگام درمان مسائل دشوار مرتبط با رابطه زناشویی، نظیر خیانت، بهره ببرند. در این فصل قصد داریم تا یک راهنمای مفید برای متخصصان بالینی جهت مراجعه و مطالعه در هنگام کار کردن با زوج ها را ارائه نماییم.
 

رویکرد میان سیستمی در درمان خیانت

رویکرد میان سیستمی، یک الگوی بالینی جامع و مبتنی بر مشاهدات تجربی است که برای کمک به بهبود زوج ها در رهایی از عواقب مسئله خیانت طراحی شده است (ویکس، گامبسیا و جنکینز، ۲۰۰۳). بر اساس متون مربوطه و تجربی موجود و تجربیات گسترده بالینی مؤلفین، رویکرد میان سیستمی می تواند چارچوب نظری لازم را برای مفهوم سازی معضلات زوج ها و نیز دستورالعمل ها و رهنمودهایی برای مداخله درمانی فراهم آورد. رویکرد میان سیستمی می تواند با در نظر گرفتن جهت گیری نظام مند موجود در آن، حساسیت به زمینه رابطه و ترکیب نظری و فنی رویکردها و شیوه های درمانی گوناگون، ابزاری موثر در درمان خیانت باشد (ویکس، ۱۹۹۴).
 
درمان خیانت مستلزم اجرای یک رویکرد منعطف است که نیازهای نظام رابطه زناشویی، دغدغه های زوج ها، همسران به عنوان افراد منفرد و نقش درمانگر را مورد نظر قرار می دهد. رویکرد میان سیستمی، ریشه در یک نگرش فراگیر دارد. بدین معنی که خیانت به عنوان یک مسئله دوجانبه رابطه در زناشویی در نظر گرفته و مفهوم سازی می شود. حتی اگر در آن رابطه زناشویی (فقط) یکی از همسران مرتکب تخلف شده باشد. هنگامی که خیانت در خانواده ای آشکار می شود زوج ها با هم متحمل رنج و عذاب می گردند و لازم است تا هر دوی آنها با هم، جهت غلبه و تسلط بر آسیب های روانی و لطمه های جدی رابطه ای بهبود یابند بنابراین، جنبه های گوناگون درمان انفرادی و زوج درمانی در یک جهت گیری کلی و نظام مند روانی تلفیق می شوند و دغدغه های فردی و رابطه ای هر دو مورد نظر قرار می گیرد.
 
الگوی میان سیستمی متشکل از سه جنبه به هم پیوسته ارزیابی و درمان است که عبارتند از؛ عوامل خطرپذیری فردی هر یک از همسران، رابطه زناشویی زوج و تأثیرات وارده از سوی خانواده های مبدا بر رابطه فعلی، در واقع، یک زوج متشکل است از دو فرد مختلف که باورها، انتظارات، سازوکارهای دفاعی، و.... را به همراه خود به رابطه زناشویی می آورند. هر زوج در نوع خود منحصر به فرد محسوب می شود و خصوصیات و الگوهایی در رابطه زناشویی آنها شکل گرفته است از جمله؛ الگوهای ارتباط کلامی، شیوه های رفع اختلاف، نقش ها، قاعده ها و مواردی دیگر از این دست. همچنین هر یک از همسران زمینه ای را به همراه خود به رابطه زناشویی می آورد که شامل تجربیات آنها از خانواده های مبدأ خود است. رویکرد میان سیستمی به درمانگر کمک می کند تا از عوامل گوناگون مؤثر بر مسائل زوج ها آگاهی یابد و مسیر مداخله درمانی و بهبودی را مشخص نماید. از آنجا که احتمال دارد هم پوشانی قابل توجهی در مسائل فردی، زوجی و خانواده های مبدأ وجود داشته باشد، از این رو ممکن است درمان به طور هم زمان متمرکز بر مسائل متعدد وابسته به هم باشد.
 
رویکرد میان سیستمی مفاهیم نظری و مداخلات درمانی گوناگونی را دربر می گیرد و و در طول دورة درمان در پی تحقق موارد زیر است:
  1. آسان تر کردن هدایت صحیح زوج ها و درمانگران در مقابله با پریشانی هیجانی که بر اثر افشای مسئله خیانت بروز می یابد.
  2. تسهیل ارزیابی مسائل مهم فردی و رابطه ای
  3. تسهیل عمل مهم بخشش
  4. تسهیل شناسایی و کار با عواملی که در بروز مسئله خیانت مؤثر هستند.
  5. تسهیل برقراری ارتباطات کلامی که موجب شکل گیری صمیمیت عمیق تر و فراگیرتر می شود.
هدف این رویکرد بازگرداندن رابطه زناشویی موجود به وضعیت پیش از بروز مسئله خیانت و با صرفا تمرکز بر حل مشکل نیست. بلکه این رویکرد، رشدگرا بوده و در صدد کمک به زوج ها در بهسازی رابطه زناشویی خود است (ویکس و هاف، ۱۹۹۵). بنابراین، در این نوع درمان تأکید بر نقاط قوت و امکانات بالقوة فردی و رابطه ای است و نه صرفا تمرکز بر نقاط ضعف و کاستی ها. درمان خیانت نوعا از مراحل گوناگونی عبور می کند. به جهت مقاصد آموزشی، در اینجا این مراحل را به ترتیب ارائه می نماییم. با این وجود، تجربه نشان می دهد که همپوشانی قابل توجهی بین این مراحل وجود دارد. همچنین، بر اساس همین تجربیات، رویکرد میان سیستمی موجب افزایش میزان انعطاف پذیری درمانگران می شود که این امر به شکل گیری یک فرایند منحصر به فرد به سمت بهبود هر یک از زوج ها منتج می شود.
 
نویسنده: پاول ر. پلوسو
 
منبع: کتاب «پیمان شکنی» (مداخلات درمانی برای بحران های زناشویی)