یکی از مهمترین ابزارهای دستیابی به موفقیت، مهارت حل مسأله است.
 

مقدمه

توانایی برای حل مسائل تنها مربوط به حل مسائل ریاضی نمی شود. تفکر تحلیلی و مهارت های حل مسأله پایه و اساس موفقیت در انجام بسیاری از کارها محسوب می شوند. کارهایی مانند برنامه نویسی رایانه ای، شغل های نظامی مانند کارآگاه و حتی هنر، بازیگری و نویسندگی، نیازمند مهارت حل مسأله هستند. از آنجا که مشکلات فردی منحصر به فرد هستند، نمی توان برای همه آن ها نسخه ای واحد پیچید. اما رویکردهایی وجود دارد که می توان با کمک آن ها به شناسایی و حل مشکل پرداخت. یکی از این رویکردها، روشی است که توسط ریاضی دانی به نام جورج پولیا در سال 1945 مطرح شد. این روش 4 مرحله دارد که عبارتند از: فهم مشکل، طراحی یک برنامه، انجام برنامه و بررسی نتایج به دست آمده. با پیروی از این مراحل می توانید هر مشکل و موضوعی را به صورت سیستمی حل نمایید.
 

 فهم مشکل

1. مشکل را به صورت واضح تعریف کنید
این قدم، گامی ساده اما بسیار مهم و حیاتی است. اگر نتوانید به صورت واضح و روشن مشکل موجود را دریابید، راه حلی که برای حل آن ارائه می دهید نیز، چندان مطلوب و ثمر بخش نخواهد بود. برای تعریف دقیق مشکل باید سؤالاتی از خود بپرسید و آن را از زوایای مختلف بررسی کنید. مثلاً آیا چند مشکل وجود دارد یا یک مشکل؟ آیا می توانید مشکل را با بیان خود بگویید؟ هر چه بیشتر برای این قضیه وقت بگذارید و به عبارتی با مشکل ور بروید، یافتن راه حل مناسب، بهتر اتفاق خواهد افتاد.
 
سعی کنید سؤالات را فرمول بندی کنید. مثلاً شما دانشجو هستید و پول اندکی در دست دارید و برای حل این مشکل می خواهید راه حل مؤثری بیابید. مشکل کجاست؟ آیا درآمدتان کم است یا زیاد خرج می کنید؟ یا شاید هزینه هایی غیر مترقبه برای شما پیش آمده یا موقعیت مالی شما تغییر کرده است.
 
2. هدف خود را تعریف کنید
اهداف خود را به عنوان وسلیه ای برای حل مسأله مد نظر، بیان کنید. واقعاً می خواهید به چه برسید؟ به دنبال کشف چه هستید؟ یادتان باشد که شما باید به دنبال اطلاعاتی باشید که در نهایت شما را به اهدافتان برساند.
 
مثلاً فرض کنید مشکل شما پول است. هدف شما چیست؟ شاید به اندازه کافی پول ندارید که آخر هفته ها برای تفریح به سینما، پارک و یا رستوران بروید و دوست دارید چنین تفریحاتی را در برنامه هفتگی خود بگنجانید. پس هدف شما این است که بتوانید درآمد بیشتری داشته باشید. با تعیین دقیق هدف بهتر می توانید مشکلتان را تعریف کنید.
 
3. اطلاعات را به صورت سیستماتیک جمع آوری کنید.
در کنار تعریف مسأله و هدف، لازم است تا می توانید پیرامون مسأله خود به جمع آوری اطلاعات مفید بپردازید تا در نهایت به تصویری واضح از مسأله خود دست یابیرد. اطلاعات را می توانید از افراد مختلف، متخصصین مربوطه، مطالعه کتاب ها و مجلات، سایت های اینترنتی و غیره، به دست آورید. پس از به دست آوردن اطلاعات لازم است آن ها را سازماندهی کنید. می توانید اطلاعات به دست آمده را به صورت خلاصه و منظم در جایی یادداشت کنید. حتی ممکن است بتوانید اطلاعات را در قالب نمودارهایی ثبت نمایید. هر چه مسأله پیچیده تر باشد، انجام دادن این کارها نیز مهم تر و ضروری تر خواهد بود.
 
مثلاً برای حل مشکل مالی خود، باید تا به صورت دقیق اطلاعاتی در مورد وضعیت اقتصادی خود ارائه دهید. به عنوان نمونه لازم است کلیه حساب های بانکی خود را بررسی نموده و از سویی پرینتی از حساب خود تهیه کنید. با استفاده از این پرینت به اطلاعاتی جامع در مورد درآمد ها و هزینه های خود دست خواهید یافت. سپس ببینید پولتان را بیشتر در چه زمینه ای مصرف می کنید. احتمالاً با استفاده از این اطلاعات متوجه خواهید شد در برخی مواقع دچار اسراف شده اید.
 

طراحی یک برنامه

1. تحلیل اطلاعات
اولین گام برای یافتن یک راه حل، تحلیل اطلاعاتی است که در مرحله قبل جمع آوری کرده اید. وقتی اطلاعات را تحلیل می کنید به ارتباط میان اطلاعات دست یافته و در نتیجه درک بهتری از شرایط به دست می آورید. با داده های خام شروع کنید. گاهی اوقات لازم است اطلاعات به داده های کوچکتری طبقه بندی شوند تا بر اساس اهمیتشان رتبه بندی گردند. نمودارها، گراف ها و مدل های علت معلولی می توانند ابزارهای مفیدی در این زمینه باشند.
 
حالا با استفاده از اطلاعات به دست آمده از خودتان بپرسید: چه موقع، چگونه و از کجا پولتان را به دست می آورید؟ کجا و چگونه آن ها را خرج می کنید؟ الگوی مالی شما به چه نحوی است؟ چه مقدار کسری دارید و ...
 
2. راه حل های احتمالی را کشف کنید
مثلاً ممکن است با استفاده از اطلاعات به دست آمده به این نتیجه برسید که با کمبود بودجه مواجه هستید و این بدان معناست که بیش از درآمدتان هزینه می کنید. مرحله بعد این است که مجموعه ای از راه حل های ممکن را فهرست کنید. البته در این مرحله لازم نیست به بررسی آن ها بپردازید و فقط باید هر راه حلی که به ذهنتان می رسد را یادداشت کنید. برای دستیابی به راه حل می توانید هم خودتان فکر کنید و هم از دیگران مشورت بخواهید.
 
در اینجا مشکل شما بی پولی است. هدف شما این است که پول بیشتری به دست آورید. گزینه های پیش روی شما کدامند؟ بدون اینکه بخواهید در مورد آن ها نظر دهید، تمام راه حل های ممکن را یادداشت کنید. ممکن است با یک کار پاره وقت بتوانید درآمدتان را افزایش دهید. می توانید از صندوق دانشگاه وام بگیرید. از سویی با کاستن از هزینه های غیر ضروری ممکن است بتوانید پول مورد نیاز خود را تأمین کنید.  
 
برای یافتن راه حل ها می توان از راهبردهای زیر بهره برد:

- تفرقه بیانداز و حکومت کن! مسأله خود را به مسائل کوچک تر تقسیم کنید و برای هر کدام از آن ها به صورت جداگانه به دنبال راه حل باشید.
- از قیاس و تشبیه استفاده کنید. سعی کنید شباهتهایی میان مشکل خود یا مشکلات حل شده پیشین خود بیابید. اگر بتوانید نقاط مشترک میان موقعیت های مختلف را بیابید، بهتر می توانید راه حل هایی منطقی و کارآمد برای حل مسأله کنونی خود بیابید.
 
3. راه حل ها و انتخاب های خود را ارزیابی کنید
همانطور که پیش از این به تحلیل اطلاعات خام پرداختید، در اینجا باید به تحلیل تمام راه حل های پیشنهادی خود بپردازید. پس از بررسی راه حل ها، راه حلی را بیابید که بهتر بتواند نیازهای شما را حل کند و از سویی مشکلی بر مشکلاتتان نیافزاید.
 
مثلاً ممکن است برای حل مشکل مالی به این نتیجه برسید که یک همخانه پیدا کنید تا اجاره خانه به این وسیله نصف شود و در نتیجه در هزینه های شما صرفه جویی شود. سپس باید به بررسی فواید و مضرات احتمالی این تصمیم و راه حل پرداخته و در نهایت به یک تصمیم صحیح برسید.

ادامه دارد...

منبع: سایت ویکی هاو