در طول نیم قرن گذشته، تغییرات زیادی در هنر، علوم، صنعت، تجارت و خانواده رخ داده است.
 

مدرن تا پست مدرن

در طول نیم قرن گذشته، تغییرات زیادی در هنر، علوم، صنعت، تجارت و خانواده رخ داده است. این روند را انتقال از مدرنیسم به پست مدرن نام نهاده اند. در یک کلمه، مدرنیسم شورشی علیه استبداد دنیای ماقبل مدرن است. مدرنیته جنبه های فرهنگی و معرفت شناختی متعددی دارد. مدرنیته به شیوه هایی از زندگی با سازمان اجتماعی مربوط می شود که از سده هفدهم به بعد در اروپا پیدا شد (گیدنز، ۱۳۷۷، ص۴).
 
جنبش مدرنیسم در نهایت، اشکال قرون وسطایی دولت، دین، علم، هنر و آموزش را مضمحل کرد. البته مدرنیسم یک انقلاب مستمر بود، به این معنا که یک باره اتفاق نیفتاد و به یک کشور با حوزه خاصی از جامعه محدود نشد. عقل گرایی، اومانیسم، دموکراسی، فردگرایی و رمانتیسم مفاهیمی هستند که با مدرنیسم به وجود آمدند.
 
مدرنیسم در زمان ها و مکان های مختلفی ظهور کرد، ولی موضوع واحدی داشت؛ افراد را برای مقابله با نظام موجود تشویق می کرد. تفوق عقل، فرد و آزادی فردی، اصول مدرنیسم را ماندگار می ساخت. پروتستانتیزم در دین، خودبیانگری در هنر، تجربه در علم، و دموکراسی در حکومت، همه و همه انعکاس موضوع مدرنیسم هستند. مدرنیسم سه باور اساسی را نهادینه کرد که برای فهم ما از جهان غرب، حائز اهمیت است.
 

پیشرفت اجتماعی

نکته اول پذیرش معنای پیشرفت اجتماعی بود؛ بدین گونه که جامعه و افراد درون آن به تدریج پیشرفت می کنند. این ایده با رشد دانش علمی و سود آن برای بشریت پیوند می خورد و علم از انحصار حاکمیت خارج می شود. در جهان مدرن، علم به صورت انباشتی و حاصل تلاش علمی است. انسان از طریق رشد دانش و فهم، می تواند به سوی جهانی قدم بردارد که در آن، تلاش برای زندگی و آزادی افراد ممکن می شود.
 

جهان شمولی در مدرنیسم

دومین ویژگی اساسی مدرنیسم، باور به جهان شمولی بود. باور به قوانین طبیعی، زیربنای نظریه های علمی مهم هم چون نظریه نیوتون، داروین، مارکس، فروید و انشتین را به وجود آورد. همه این افراد معتقد بودند که قوانین جهان شمول طبیعت را کشف کرده اند. در این معنا تلاش های نظری افراد می تواند مرزهای اجتماعی و تاریخی را درنوردد؛ به عبارت روشن تر، مدرنیسم معتقد است که سه ویژگی؛ عقل، حقیقت و نفس، بدون تأثیر از فرهنگ ها و زبان ها وجود دارد؛ یعنی عقل انسان توانایی نامحدود و مستقل دارد. «حقیقت» امری بیرونی است که خارج از ما وجود دارد و در هیچ فرهنگ و زبانی متغیر نمی باشد و «نفس» انسان هم به هیچ زبان و فرهنگ خاصی تعلق ندارد. سومین باور اساسی مدرنیسم قاعده مندی بود؛ یعنی باور به وجود نظم در پدیده های طبیعی، پیشرفت انسان، جهان شمولی قوانین علمی تازه تأسیس و استحکام و قاعده مندی قوانینی که جهان را اداره می کند، زیربنای این عرصه جدید است.
 
در مقابل، اندیشه پست مدرن (صرف نظر از این که پست مدرن را ادامه مدرنیسم بدانیم و یا واکنشی علیه آن)، به جای عقل بر زبان تأکید می کند. این اندیشه به فردیت و تنوع در مقابل کلیت ارج می نهد. نیچه، کیرکیگارد و ویتگنشتاین از حامیان این اندیشه اند. زبان، بیشتر با فرهنگ ها گره خورده است و علوم و نظریه ها در زبان ریشه دارند؛ بدین معنا که نمی توان نظریه را از زمینه فرهنگی آن جدا کرد، چرا که زبان مقوله ای فرهنگی است که ساختار پیچیده ای دارد، لذا نظریه هایی هم که از زبان استفاده می کنند، پیچیده خواهند بود؛ به تعبیر دیگر، اگر ویژگی مدرنیسم، طبیعی و جهان شمولی است، ویژگی پست مدرن، فرهنگی و فردیت است.
 
با الهام از نظریه های دوره مدرن، به نظر می رسید که خانواده هسته ای، جهان شمول ترین و ایده آل ترین شکل خانواده برای والدین و تربیت کودکان در سراسر جهان است و لذا به تدریج در سراسر دنیا نهادینه خواهد شد. امروزه توافق گسترده ای بر این امر وجود دارد که خانواده هسته ای مدرن، با زن و شوهر و دو یا سه فرزندشان، شکل ایده آل خانواده است. امید به زندگی، وضعیت تغذیه، فرصت های آموزشی و دیگر شاخص های یک زندگی با کیفیت در این شکل از خانواده قابل دسترسی است؛ به عبارت دیگر، خانواده هسته ای، خانواده ایده آل مدرنیسم است. خانواده هسته ای بر عشق رمانتیک میان همسران استوار است در این صورت ازدواج با انگیزه های مالی و موقعیت اجتماعی صورت نمی گرفت و عشق رمانتیک بر این معنا استوار است که ما فکر می کنیم که در جهان، فقط و فقط یک فرد است که برای ما آیده آل است و ما با دیدن او عاشق می شویم و سپس ازدواج می کنیم و در کنار هم با خوش بختی به زندگی زناشویی ادامه می دهیم. عشق رمانتیک دلیلی است بر این که زوجین می توانند زندگی زناشویی شان را حفظ کنند. عشق رمانتیک همچنین بر این عقیده استوار است که مادران به طور غریزی به مراقبت کودکان نیاز دارند.
 
ادامه دارد...
 
منبع: تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن، گروه نویسندگان، صص 148-151، موسسه علمی-پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، سوم، 1388.