بین دو مقوله مذهبی بودن و سلامت روان ارتباط مستقیم وجود دارد. 
 

معنویت و مذهب

کوئنیگ (۱۹۹۸؛ به نقل از بائومل، ۲۰۰۰) ۵۵۷ بیمار بستری در بیمارستان را که بیش از ۵۵ سال سن داشتند، مورد بررسی قرار داد. او دریافت که گرایش ها و رفتار های مقابله ای مثبت مذهبی رابطه معکوسی با احتمال ابتلا به اختلالات روانی از حمله افسردگی دارد. منظور از گرایش های مذهبی مثبت، اعتقاد به مهربانی خداوند و داشتن تصویری خوب از مذهب است. کوئینگ به نتایج جالب دیگری نیز دست یافت.
 
او بیان داشت که اعتقاد به تصویری تنبیه کننده از خداوند، عجز و لابه برای شفاعت، هیجانات منفی نسبت به خداوند مانند ترس و خشم و نگرش منفی نسبت به کلیسا رابطه ی معکوس با سلامت روانی نشان داده است.
 

پژوهش های کوئینگ

کوئنیگ (۲۰۰۴) بیان می کند که تا قبل از سال ۲۰۰۰ بیش از 700 تحقیقکمی در حیطه رابطه بین معنویت و مذهب با سلامت روان صورت گرفته است که نزدیک به ۵۰۰ مورد از آنها وجود رابطه بین مذهبی بودن با سلامت روان و حمایت اجتماعی را تأیید کرده اند. نکته قابل توجه دیگر این است که تنها در فاصله سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ بیش از۱۱۰۰ پژوهش و بازنگری در این حیطه منتشر شده است (چراغی و مولوی، ۱۳۸۵). این مسأله نشان دهنده ی افزایش علاقه محققان به بررسی در حیطه ی مورد نظر است.
 
وی با تحلیل پژوهش های موجود در این زمینه به نتایج زیر نایل گردید:
 
- از ۱۱۴ تحقیق کمی انجام شده که به بررسی رابطه بین دینداری با هیجانات مثبت و روابط اجتماعی مناسب پرداخته بودند، ۹۱ مورد وجود رابطه ی معنادار و مثبت بین آنها را تأیید کردند.
-از ۱۶ تحقیق انجام شده در مورد رابطه ی بین مذهبی بودن با هدف و معنا در زندگی، ۱۵ مورد گزارش کردند که بین این دو مقوله رابطه وجود دارد.
-35تحقیق از ۳۸ تحقیق نشان دادند که بین دینداری با ثبات و رضایت از زندگی زناشویی رابطه مثبت وجود دارد.
-۱۹ تحقیق از ۲۰ تحقیق انجام شده حاکی از وجود رابطه مثبت بین دیداری با حمایت اجتماعی بودند.
-در مورد رابطه ی مذهبی بودن و افسردگی ۹۳ تحقیق انجام شده بود که ۶۰ مورد از آنها نشان دادند بین آنها رابطه معکوسی وجود دارد.
- ۶۸ پژوهش در زمینه ی گرایش به خودکشی، اقدام به خودکشی و موفقیت آمیز بودن خودکشی و ارتباط آنها با خودکشی صورت گرفته بود که ۵۷ مورد از آنها گزارش دادند افراد با گرایش های مذهبی قوی تر، نسبت به خود کشی نگرش های منفی داشته و اقدام به خودکشی کمتری داشته اند.
-۳۵ پژوهش از ۶۹ پژوهش نشان دادند که نشانه های اضطراب با مذهب رابطه منفی را دارن.د
-در ۹۸ تحقیق از ۱۲۰ تحقیق گزارش شده بود که بین مذهب با الکلسم و سوء مصرف مواد رابطه منفی وجود دارد.
در ایران نیز تحقیقاتی به منظور بررسی رابطه بین باورهای معنوی و مذهبی با سلامت روان انجام گرفته است که در ادامه چند نمونه از آنها ذکر می شود.
 

نقش معنویت و مذهب در سلامت روان

 نتایج تحقیق بهرامی(۱۳۸۱) نشان داده است که بین جهت گیری مذهبی و عزت نفس همبستگی مثبت بالایی وجود دارد. همچنین نمرات جهت گیری مذهبی و دو جنبه حالت و رگه ی اضطراب دارای رابطه معکوس بودند. وی بیان می کند که مذهب قادر است نقش درونی در تأمین سلامت روانی افراد ایفا نماید. از طرفی، چارچوب های مرجع مذهبی، همچون مکانیزم های مقابله ای، عزت نفس و اضطراب را کنترل می نماید.
 
میر زمانی و محمدی (۱۳۸۰) نیز ارزش های مذهبی تعدادی از بیماران روانی را مورد بررسی قرار داده اند. آنها در این مطالعه از آزمون ارزش های مذهبی آلپورت برای سنجش ارزشهای مذهبی و 90-SCL برای سنجش علایم روانی استفاده کرده اند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که ارزش مذهبی در بیماران روانی به شکل معناداری کمتر از افراد گروه کنترل است. از دیگر یافته های تحقیق مذکور این بود که بین شدت اضطراب و افسردگی و ارزش های مذهبی همبستگی منفی و معناداری مشاهده شد. نتایج تحقیق خدایاری فرد (۱۳۸۰) نیز حاکی از وجود رابطه ای مثبت و معنادار بین مذهبی بودن و سلامت روانی و جسمانی است. از طرف دیگر، آنها دریافتند که مذهب می تواند در مقابله با عوامل فشارزا کمک شایانی به فرد بنماید.
 
اسلامی و همکاران (۱۳۷۸) نیز به بررسی رابطه ی بین افسردگی و نگرش های مذهبی در دانش آموزان پرداختند. نتایج تحقیق آنها نیز مؤید وجود رابطه معکوس بین شدت افسردگی و نمرات آزمون نگرش های مذهبی بود. از دیگر یافته های این تحقیق این بود که تفاوت معناداری در میزان جهت گیری مذهبی و افسردگی در دانش آموزان دختر و پسر وجود ندارد.

رابطه بین سلامت جسمانی و دینداری نیز توسط برخی از محققان مورد بررسی قرار گرفته است. موئلر (۱۹۹۸) نشان داد که عقاید مذهبی و معنویات با سطح بالای کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان، ایدز، ناراحتی های قلبی، قطع عضو و آسیب نخاعی همراه است.
 
فیتچت، ریبارکزی، در مارکو و نیکلاس (۱۹۹۹) نیز گزارش گرده اند که مذهب اگر چه در تسریع بهبودی جسمی افراد قطع نخاعی یا سازگاری آنها با شرایط خود تأکیدی ندارد، اما در افرادی که بهبودی کمی داشته اند، به عنوان تسلی بخش عمل می کند.
 
کوئنیگ (۱۹۹۸) نیز در تحقیقی از ۳۸ بیمار بستری یک سوال باز پاسخ را پرسید که مضمون آن عبارت بود از: مهمترین عاملی که آنها را در مقابله با بیماری توانا ساخته بود چیست؟ حدود 3/42 % از این افراد در پاسخ ایمان مذهبی را مطرح کرده بودند.
 
تحقیقات ابراهیمی(۱۳۸۶)، فقیهی و همکاران (۱۳۸۱)، سادات الهی، معلمی، یعقوبی و مهدوی (۱۳۸۱)، خدایاری فرد (۱۳۷۹)، دوستدار قلی (۱۳۷۹)، عرب ور (۱۳۷۷) و جان بزرگی (۱۳۷۹) نیز حاکی از اثربخشی روان درمانی های مبتنی بر مذهب در درمان اختلالات خلقی و اضطرابی بوده است.
 
با توجه به نتایج تحقیقات انجام شده در مورد ارتباط دینداری و سلامت روانی و اجتماعی می توان چنین نتیجه گرفت که بین گرایش های دینی افراد و سلامت جسمانی و روانی رابطه وجود دارد. از طرفی، موفقیت آمیز بودن درمان های اختلالات روانی مبتنی بر مذهب نیز مؤید رابطه ی معکوس بین اختلالات روانی و دینداری است.
 
منبع: کتاب معنویت درمانی. سیدرضا میرمهدی، مجید صفاری نیا و احسان شریفی. صص 120-123، انتشارات آوای نور، سوم. 1396.