فرسودگی شغلی یکی از عوامل موثر بر عدم رضایت از زندگی است. 
 

تعاریف فرسودگی شغلی

صاحب نظران تعاریف متعددی از فرسودگی شغلی ارائه داده اند. گروهی فرسودگی شغلی را با استرس شغلی یکی می دانند در حالی که برخی دیگر استرس شغلی را دلیل اصلی فرسودگی شغلی بیان می کنند؛ وجه اشتراک تعاریف ارائه شده این است که تمامی متخصصان به نوعی فرسودگی شغلی را در ارتباط با استرس شغلی می دانند.[1]
 
- فروید نبرگر به عنوان اولین کسی که از واژه فرسودگی شغلی با مضمون امروزی آن استفاده کرده است فرسودگی شغلی را یک حالت خستگی مفرط که از کار سخت و بدون انگیزه و بدون علاقه ناشی می شود تعریف کرده است. وی این پدیده را سندرم تحلیل جسمی و روانی نامیده است و آن را حالتی از خستگی عاطفی و جسمانی می داند که از شرایط موجود در محیط کار نشأت می گیرد.[3]
 
- فرسودگی شغلی را حالتی از رنج و محرومیت می داند که در اثر روش زندگی و یا روابطی که موفق به کسب ارزش های مورد انتظار فرد نمی گردد پدیدار می شود.[4]
 
- باید توجه کرد که فرسودگی شغلی نوعی بیماری است که دارای علائم و نشانه های جسمی و روحی دیگری نیز هست و نباید این خستگی مزمن را با خستگی های معمولی و زود گذر اشتباه گرفت.
 
- فابر معتقد است: فرسودگی شغلی، حالتی از خستگی جسمی، عاطفی و روحی است که در نتیجه مواجهه مستقیم و دراز مدت با مردم در شرایطی که از لحاظ عاطفی طاقت فرساست ایجاد می شود.
 
- رایج ترین تعریفی که از فرسودگی شغلی ارائه شده است عبارت است از خستگی جسمی، روحی و ذهنی که ناشی از کار بلند مدت در شرایط روحی طاقت فرسا است.
 

تعریف دیک از فرسودگی شغلی

- دیک" اظهار می دارد فرسودگی شغلی عبارت است از خستگی شدید و احساس مورد سوء استفاده قرار گرفتن شخص، که این نوع خستگی با استراحت و استفاده از مرخصی نیز برطرف نمی شود. او همچنین معتقد است فرسودگی شغلی حالتی است که فرد از نظر شخصیتی خود را کم تر از دیگران تصور کرده و احساس می کند کار و عملش مورد توجه قرار نمی گیرد.[5]
 
- چرنیس نیز فرسودگی شغلی را کاهش انگیزه در کار، پاسخ و واکتس به فشار کار، عدم رضایت، کناره گیری روانی و خستگی عاطفی تعریف می کند. وی فرسودگی شغلی را فرآیندی متشکل از مراحل زیر می داند: ۱- یک موقعیت متضاد و تعارض گونه بین توقع بالا و توانایی پایین در برخورد با مسائل، یعنی عدم تعادل بین منابع و در خواست ها؛ ۲- خستگی مفرط؛ ۳- رفتار دفاعی به منظور کسب یک دوره ایمنی از استرس ناشی از موضوعی که روی داده است.
 
- درابیو (۱۹۹۵) از شرایط کاری سخت و تنش زا تحت عنوان فرسودگی شغلی نام می برد.
 
- فرسودگی شغلی فرآیندی روان شناختی است که از الگوی دراز مدت تعامل ناسالم بین فرد و محیط ناشی می شود .
 
- لنگستر (۱۹۸۸) فرسودگی شغلی را انطباق تامؤثر با استرس بیان می کند. به عنوان یک استعاره فرسودگی شغلی اشاره به خاموش شدن شمع یا آتش دارد، اگر آتش منابع کافی دریافت نکند، پس از مدتی خاموش خواهد شد.
 
به طور کلی، می توانیم فرسودگی شغلی را نوعی اختلال بدانیم که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت شخص در معرض فشار روانی، در وی ایجاد می شود و نشانه های مرضی آن نیز فرسودگی هیجانی، جسمی و ذهنی است. ضمنا عزت نفس فرد مبتلا به این عارضه کم می شود و احساس ناسودمندی می کند.
 
- ماسلاچ و جکسون در سال ۱۹۸۲ تعریف جامع از فرسودگی شغلی ارائه نمودند. این دو پژوهشگر فرسودگی شغلی را سندرمی روان شناختی می دانند که ترکیبی از سه مولفه تحلیل عاطفی، مسخ شخصیت و کاهش موفقیت فردی است که در میان افرادی که با مردم کار می کنند به میزان های متفاوت اتفاق می افتد.
 

ابعاد فرسودگی شغلی

عدم تعادل میان تقاضاهای شغلی و مهارت های شغلی، تفاوت میان منابع، انتظارات و واقعیات شغلی و استرس شغلی به عنوان عوامل اصلی در فرسودگی شغلی به حساب می آیند.[7]
 
ماسلاچ و جکسون (۱۹۸۱)، تلاش کردند تا شرایطی را که منجر به فرسودگی شغلی می شوند را روشن سازند. این رویکرد با عنوان مدل ماسلاچ و جکسون (رویکرد روانشناختی- اجتماعی) مفهومی سه بعدی از فرسودگی را ارائه می دهد.
 
خستگی هیجانی: کاملا همانند متغیر فشار روانی عمل می کند و به مثابه احساس زیر فشار قرار گرفتن و از میان رفتن منابع هیجانی در قرد قلمداد می شود. در این حالت ممکن است فرد بی رغبت و بی تفاوت شود و دیگر کار، هیچ شور و احساس مثبتی را در او بر نمی انگیزد.
 
 • مسخ شخصیت: تلاشی برای ایجاد فاصله میان فرد شاغل و دریافت کنندگان خدمات او است که به وسیله نادیده گرفتن ویژگی ها و خدمات فرد شاغل صورت می گیرد.
 
عدم کارایی فردی: رابطه بین عدم کارایی فردی با دو بعد دیگر فرسودگی تا حدودی پیچیده است. نتایج برخی از تحقیقات نشان داده است که بعد عدم کارایی فردی، نتیجه دو بعد دیگر فرسودگی است؛ ولی در تحقیقات دیگر این فرضیه مورد تایید قرار نگرفته است و تاکید می کند که این مولفه ها به جای اینکه به صورت زنجیره وار قرار داشته باشند، به طور موازی و به همراه یکدیگر رشد می کنند. به عبارت دیگر، موفقیت و کارایی فردی به احساس کفایت و پیشرفت موفقیت آمیز افراد اطلاق می شود.[8]
 
پی نوشت:
[1] . lee, G. (2015) . Korean Emotional Laborers’ Job Stressors and Relievers:  Focus on Work Conditions and Emotional Labor Properties . Safety and Health at Work 6 , 338-344 .
[2] Physical & Emotional Exhaustion Sandrom
[3] . امیری، حسن؛میرهاشمی،مالک و پارسا معین، کوروش (1390). ارتباط ویژگی های شغل و نقش های شغلی با تحلیل رفتگی شغلی. فصلنامه تازه های روان شناسی صنعتی-سازمانی، 2 (7): 53-69.
[4] . Baraz Pordanjani S, Karimipour F, Ebrahimi Dastgerdi M. Evaluation of the relationship between self-esteem and burnout in nurses of hospitals of Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences.  Iranian Journal of Nursing Research. 2013;7(27):44-51.
[5] . Sheini-Jaberi P, Baraz-Pordanjani S, Beiranvand S. Relationship between self-esteem and burnout in nurses. Clinical Nursing and Midwifery.  2014;3(3):52-62.
[6] Drobbio
[7] . Schaufeli, W.B., Maslach, C., Marek, T. (1994). Professional Burnout:  Recent Developments in Theory and Research. Washington: Taylor and Francis
[8] . Poghosyan L, Clarke SP, Finlayson M, Aiken LH. Nurse burnout and quality of care: cross‐national investigation in six countries. Research in Nursing & Health. 2010;33(4):288-298.