داستين هافمن
Hoffman, Dustin
بازيگر (1937، لس آنجلس کاليفرنيا - امريکا)
با نام داستين لي هافمن به دنيا آمد. پس از يک سال تحصيل در کالج سانتا مانيکا به کلاس هاي بازيگري تماشاخانه ي پاسادنا راه يافت. بازيگري را با فيلم هاي تلويزيوني و نمايش هاي برودوي آغاز کرد و با بازي در سفر اسب پنجم در «دور از برودوي»، بسيار مورد ستايش قرار گرفت. نخستين فيلم سينمايي اش، ببر وارد عمل مي شود بود و سال پس از آن، فارغ التحصيل پيروزي بزرگي را براي او رقم زد. براي فارغ التحصيل، کابوي نيمه شب، جان و مري، لني، محبوبه و سگ را بجنبان کانديداي دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش اول شد و اين جايزه را براي کريمر عليه کريمر و رين من دريافت کرد.
چهره ي هافمن، با قد يک متر و شصت و هفت سانتي متر به او اين امکان را مي دهد تا برخلاف بسياري از بازيگران سينماي امريکا، هر تغيير شخصيتي را بپذيرد؛ از «راتسو ريزو» ي از کارافتاده در کابوي نيمه شب تا «جک کراب» 121 ساله در بزرگ مرد کوچک و «دوروتي مايکلز» در محبوبه. هافمن معتقد است که صحنه هاي خوب، پيش تر اوقات به طور تصادفي از کار درمي آيند اما در مورد خود او اين نظر صدق نمي کند. ميان باريگران بااستعداد و حرفه اي، هافمن آن چنان مجذوب نقش خود مي شود که داستان هر فيلمي با بازي او، از ديدگاه اغراق آميز شخصيت «عاقل» او روايت مي شود! براي نمونه، حرف هاي «بن براداک» در فارغ التحصيل در اواخر دهه ي 1960، براي کسي که بيش تر از سي سال داشته باشد، باور کردني نيست. برخلاف آن چه که گفته مي شود هافمن بازيگر ضدقهرمان است، بيش تر شخصيت هايي که او نقش آنان را ايفا کرده، همواره هم دردي و نظر مساعد تماشاگران را جلب کرده اند. حتي بعضي از آنان آن قدر بر مخاطبان تأثير گذاشته اند که اشک شان را درآورده اند. اين شخصيت ها اگر مغرور بوده اند («لني بروس» در لني و «کارل برنستاين» در همه ي مردان رئيس جمهور) يا خشن («ديويد در سگ هاي پوشالي) همه تحت تأثير انگيزه هاي سياسي يا ضرورت هاي حرفه اي بوده اند و رفتارهاي ضداجتماعي آنان، امتيازات اخلاقي جلوه کرده است. هافمن در نقش قهرماناني پُرشور و شر، سرانجام به نوعي يأس رواني مي رسد که صداي تودماغي او نيز در تقويت اين احساس بي تأثير نيست. برخي از اين شخصيت ها («تد کريمر»، «بن براداک»، «مايکل دورسي») عليه ارزش هاي قراردادي به مبارزه برمي خيزند. اما از سوي ديگر، هافمن در نقش محکوماني مثل «لويي دگا» (پاپيون) و «ماکس دمبو» (دوره ي عادي) که هم چنان به آزادي خود اميدوار مي مانند نيز ظاهر شده است. چهره ي سوم هافمن، ايفاي نقش مردان شکست خورده اي است که قرباني مناسبات خشن اجتماعي در امريکا هستند.
از فيلم ها: 1967 - ببر وارد عمل مي شود (آ. هيلر)، فارغ التحصيل (م. نيکولز)؛ 1969 - جان و مري (يتس)، کابوي نيمه شب (شله زينجر)؛ 1970 - بزرگ مرد کوچک (آ. پن)؛ 1971 - سگ هاي پوشالي (پکين پا)، هاري کلرمن کيست و چرا آن حرف هاي وحشتناک را درباره ي من مي زند؟ (گروسبارد)؛ 1972 - آلفردو، آلفردو (جرمي)؛ 1973 - پاپيون (شفنر)؛ 1974 - لني (فاسي)؛ 1976 - دونده ي ماراتون (شله زينجر)، همه ي مردان رئيس جمهور (پاکولا)؛ 1978 - دوره ي عادي (گروسبارد)؛ 1979 - کريمر عليه کريمر(بنتن)، آگاتا (آپتد)؛ 1983 - محبوبه (س. پولاک)؛ 1985 - مرگ يک فروشنده (شلوندورف)؛ 1987 - ايشتار (ا. مي)؛ 1988 - رين من (لوينسن)؛ 1989 - کار خانوادگي (لومت)؛ 1990 - ديک تريسي (بيتي)؛ 1991 - بيلي بت گيت (بنت)، هوک (اسپيلبرگ)؛ 1992 - قهرمان (فريرز)؛ 1995 - شيوع بيماري (پترسن)؛ 1996 - بوفالوي امريکايي (کورنت)، خوابيده ها (لوينسن)؛ 1997 - شهر ديوانه (کوستا گاوراس)، سگ را بجنبان (لوينسن)؛ 1998 - کُره (لوينسن)؛ 1999 - پيامبر: سرگذشت ژان دارک (بسون).
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}