ايرج اسکندري
ليسانس و دکترای حقوق و تاريخ، فارغ التحصيل عالي امور حزبي؛ فعال سياسي و رهبر اسبق حزب توده ايران، تولد حدود 1907 (پسر يحيي ميرزا اسکندري، نوه کفيل الدوله، و نتيجه محمدطاهر ميرزاي اسکندري-اولين مترجم کتاب «سه تفنگدار» به فارسي- و برادرزاده سليمان ميرزا اسکندري پايه گذار حزب توده ايران)، تحصيلات دانشکده حقوق «گرونوبل» فرانسه، مدرسه عالي حزبي «کوتو» (KUTV) در شوروي.
عزيمت به فرانسه و سکونت و تحصيل در شهر «گرونوبل» در سن 16 سالگي حدود 23، به هنگام اقامت در فرانسه ارتباط و همکاري با «مرتضي علوي» (برادر «بزرگ علوي») و دکتر «تقي اراني» (که در آلمان فعاليت کمونيستهاي ايراني را سازمان ميدادند)، (و نيز در همان دوران دوست دکتر «علي اميني» (نخست وزير اسبق) و نيز ارتباط با «اميرعباس هويدا» (نخست وزير اسبق) ؛ پس از بازگشت به ايران عضو در «حزب کمونيست ايران» و گروه »53 نفر» و همکاري با دکتر تقي اراني (رهبر گروه) در انتشار مجله «دنيا»-36، بازداشت و زنداني به اتهام فعاليتهاي اشتراکي جزء گروه «53 نفر»37-، پس از بازگشت به ايران (پس از اخذ درجه ليسانس حقوق) اشتغال در وزارت دادگستري به عنوان قاضي) و نيز انجام وکالت حقوقي-46، عضو کميته مرکزي موقت حزب توده ايران (پس از تأسيس آن) و تدوين اولين مرامنامه حزب (با همکاري سيّد جعفر پيشه وري) اکتبر 41-، عضو هيأت تحريريه روزنامه «مردم» (ارگان حزب توده به سردبيري عباس نراقي) 31 ژانويه 42- (11 بهمن 1320 به بعد)، امضاء اعلاميه ائتلاف حزب توده و حزب ايران (به عنوان يکي از سه نفر نمايندگان حزب توده) ژوئن 46، وزير پيشه و هنر و بازرگاني در کابينه هفتم احمد قوام 3 اوت-17 اکتبر 46، پس از شکست غائله آذربايجان عزيمت به فرانسه و ادامه تحصيل تا اخذ درجه دکتراي حقوق (با استفاده از «پاسپورت ديپلماتيک، اعطايي احمد قوام به وي» دسامبر 46-، محکوم به اعدام به اتهام فعاليتهاي کمونيستي (بوسيله دادگاه جنايي فرمانداري نظامي) ماه مه 49، اخراج از فرانسه و عزيمت به وين (اتريش) و سپس اشتغال در «فدراسيون جهاني کارگري» (اف.اس.ام.) مستقر در آنجا (به رهبري لويي سايان فرانسوي)، سپس عزيمت به شهر «پراگ» (چکسلواکي)، به دليل درگيري با لويي سايان اخراج از فدراسيون جهاني کارگري و عزيمت به مسکو (بنا به درخواست لويي سايان رئيس فدراسيون) 55-، انتقال محل زندگي و فعاليتهاي سياسي از شوروي به آلمان شرقي (شهر لايپزيگ) 57-79، محکوميت غيابي به اعدام توسط دادگاه دادرسي ارتش ژانويه 66، دبير کل حزب توده ايران (پس از برکناري دکتر رضا رادمنش) در خلال پلنوم چهاردهم حزب 70-، مسئول شعبه امور بين الملل حزب در خارج از کشور (تا قبل از پيروزي انقلاب ايران) و نيز عضو هيأت اجرايي و عضو کميته مرکزي و عضو هيأت تحريريه انتشارات حزب-79، ملاقات و مذاکره با «برلينگوئر» (دبيرکل حزب کمونيست ايتاليا اکتبر 76، دريافت نشان طلاي «دوستي خلقها» از حزب کمونيست متحد آلمان در آلمان شرقي حدود 77، برکناري از دبيرکلي حزب توده در خلال پلنوم شانزدهم در شهر لايپزيگ آلمان شرقي مارس 79، پس از انقلاب ايران بازگشت به کشور (براي مدتي) و سپس مجدداً برگشت به اروپا و زندگي در آنجا.
آثار
ترجمه فارسي کتاب «سرمايه» کارل مارکس (از زبان فرانسه)، خاطرات سياسي (به کوشش علي دهباشي) 89.
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}