ملیت :  ایرانی   -  قرن : 13 منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)
فرزند جعفر قلیخان ایل بیكى، از رؤساى خوانین بختیارى، در 27 رجب سال 1299 بدست ظلّ السلطان كشته شده است، در اشار «سیّاره» تخلّص مى‏كند. در كتاب تاریخچه ی دو قرن اخیر شعراى چهار محال (: 186) شرح حال نسبتاً مفصّلى از او مذكور است. در آنجا گوید كه با عمّان سامانى معاصر و معاشر بوده و این رباعى را در وصف او گفته است: عمّان كه محیط باشد از علم و هنر شعرش همه لؤلؤ است و ریزد ز دو لب دریاى خزر به پیش فضلش جویى است و ز قطره پدیده گشته، این است عجب از اشعار اوست (باید به لهجه ی لرى خوانده شود). دونى ز چه سر نزیده افتو یارم نوریستاده از خو ابروى كج تو در همه خلق دادم مو نشان كه هو مه نو مو، با دل زار سى تو ایم تو بانگ زنى كه اى كره رو یارم تو بساز كلك و كشتى ترسم كه بگریمت بره او
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / شعر