ملیت :  ایرانی   -  قرن : 13 منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)
فرزند میر سید محمد. آخرین امام جمعه‏ى مقتدر اصفهان، از رؤسا و متنفذین بوده، و در اوایل، زاهد و عابد و مورد وثوق مردم بوده، و مردم از محلات مختلفه جهت درك نماز ایشان به مسجد جمعه مى‏رفته‏اند، لكن در اواخر در اثر حركات ناشایسته برخى از اطرافیان ایشان، آن توجه و اعتماد از بین رفته، و دیگر بعد از ایشان امام جمعگى رونقى نیافت. مشارالیه در 1250 متولد، و در شب 4 شنبه 16 رمضان المبارك سال 1321 وفات یافته، در مقبره‏ى سر قبر آقا مدفون گردید. قبرش در شاه‏نشین غربى بقعه قرار دارد. یك نمونه از نفوذ و قدرت مرحوم حاج میرزا هاشم: در سال 1307 به شرحى كه در كتب تاریخ مفصلا نگاشته شده است در اصفهان پیش آمدهایى روى داد كه منجر به كشته شدن دو نفر از بهائیان گردید. ظل السلطان به دستور ناصرالدین شاه جهت ارعاب و تهدید علما جلسه‏اى تشكیل داده، و ضمن بیاناتى، از سیاست خارجى دول و قدرت شاه و خودش و این كه چنین و چنان خواهم كرد صحبت مى‏كند، و نسبت به جمع علما و بالاخص آقا نجفى، كه شهرت داشت عمل به دستور ایشان و یا لااقل اطلاع ایشان انجام گردیده توهین نموده، و از كشتن و زندان كردن و تبعید سخن مى‏گوید. با مقدمه چینى كه قبلا نموده بود طورى سخن مى‏گوید كه حاضرین عموما ساكت و مرعوب شده، رنگ‏ها از صورت مى‏پرد. همگى متحیر كه چه باید گفت، و چه باید كرد؟ در این موقع ناگهان حاج میرزا هاشم در حالت عصبانى از جاى برمى‏خیزد، و رو به ظل السلطان كه عوام او را زلزله سلطان مى‏گفتند نموده و مى‏گوید: به چه قدرت به خودت حق مى‏دهى به نایب امام زمان علیه‏السلام جسارت كنى؟ و از مجلس خارج مى‏شود. علما نیز به یك مرتبه از جاى برمى‏خیزند. ظل السلطان وحشت‏زده به یك یك علما متوسل مى‏شود كه امام را برگردانید و از او عذرخواهى كنید. بالاخره آقامیرزا محمد هاشم چهارسوقى واسطه شده، امام را برمى‏گرداند، و ظل السلطان از او و دیگران عذرخواهى مى‏كند، و مخالفین امام جمعه پى به عظمت روحى و قدرت و نفوذ كلام او مى‏برند [!] و وى را براى این عملش ستایش مى كنند. ضمنا باید دانست كه اختلاف سلیقه و دو دستگى ما بین آقایان مسجد شاه و امام جمعه زیاد بوده، و از همین اختلاف، ظل السلطان چندین مرتبه حد اعلاى استفاده را برده بود.