ملیت :  ایرانی   -  قرن : 5 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
(430 -336 /334 ق)، محدث، عارف و مورخ. معروف به حافظ اصفهانى و حافظ دنیا. به گفته صاحب «ریاض العلماء» ابونعیم نیاى بزرگ علامه مجلسى است. وى فقه و تصوف را با حدیث توأم ساخت. در خانانى ایرانى نژاد در اصفهان متولد شد. در مذهب او اختلاف است. بعضى او را از اهل سنت مى‏دانند ولى یك گمان بر این است كه از شدت تقیه حاكم بر زمانش تشیع خود را از مخالفین مذهب كتمان مى‏كرده است. ابونعیم در هشت سالگى رسما شروع به استماع حدیث از محدثان معروف اصفهان كرد. و از پدرش و ابوالقاسم طبرانى و ابن‏فارس و ابن‏مقرى حدیث شنید. پدرش كه از بزرگان علما و محدثان بود براى وى از علماى شهرهاى دیگر درخواست اجازه روایت كرد. خیثمة بن سلیمان از شام و ابوالعباس اصم از نیشابور و عبداللَّه بن عمر از واسط و ابوسهل قطان از بغداد و ابوبكر بن سنى از دینور به او اجازه حدیث دادند. وى از سال 356 ق براى تكمیل تحصیلات به خراسان، خوزستان، عراق و حجاز سفر كرد و استادان بسیار دید و از ابواحمد حاكم و ابن‏حمدان و ابو عبدالرحمان سلمى در نیشابور و از ابوزرعه استرآبادى در استرآباد و از محمد بن احمد غطریفى در گرگان و از محمد بن احمد بن سختویه در شوشتر و دیگران حدیث شنید. در مورد وى گفته‏اند: كه بیش از چهار صد و سى عالم حدیث به او اجازه‏ى روایت دادند كه براى بعضى از آنان وى تنها راوى شناخته شده است. از جمله آثارش: «منقبة المطهرین و مرتبة الطیبین»؛ «ما نزل من القرآن فى امیرالمؤمنین (ع)»؛ «حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء»؛ «تاریخ اصفهان» یا «ذكر اخبار اصفهان»، در دو مجلد كه در 1931 م در لیدن چاپ شد؛ «المستخرج على الصحیحین»؛ «دلائل النبوه»، در سیره پیامبر (ص)؛ «معرفة الصحابة»؛ «تاریخ بلد»؛ «فضایل الصحابة»؛ «النفاق»؛ «علوم الحدیث»؛ «طب النبى»؛ «كتاب الطب» یا «الشفا فى الطب»؛ «الاربعین» یا «كتاب المهدى»، در حالات حضرت مهدى (عج)؛ «مختصر الاستیعاب»؛ «ریاضه المتعلم»؛ «معجم الشیوخ»؛ «حرمة المساجد».