ملیت :  ایرانی   -  قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
(984 / 982 -930 ق)، شاعر، متخلص به قاسمى. از سادات گناباد و در سرودن شعر، خصوصا مثنوى، و همچنین در معما توانا بود. كلانترى گناباد به خاندان او اختصاص داشت و بعد از پدر، وى به این مقام رسید. ولى این شغل را به برادر خود، میرزا ابوالفتح، واگذاشت. قاسمى در شعر و ادب شاگرد هاتفى بود و در دانش عقلى از محضر غیاث‏الدین منصور دشتكى شیرازى بهره برد. وى به دربار شاه‏اسماعیل و شاه‏طهماسب راه پیدا كرد و دو مثنوى براى آنها سرود، ولى چون شاه‏طهماسب در برابر آنها چیزى به او نپرداخت دربار صفوى را رها كرد و به دیار بهكر رفت و به خدمت محمودخان، والى دیار بهكر، درآمد. در اواخر عمر بیشتر با اهل دانش و ادب سر مى‏كرد و به عبادت و ریاضت مشغول بود و هر چه در تملك داشت وقف بارگاه امام على بن موسى الرضا (ع) نمود. در سخن قاسمى تأثیر مستقیم پیروان نظامى به ویژه جامى و هاتفى آشكار است. قاسمى در منظومه‏هاى خود كوشش كرده تا تاریخ پادشاهى و جنگهاى سه تن از پادشاهان سده نهم و دهم را به نظم آورد. تعداد مثنویهاى او را برخى از تذكره‏ها چهار و بعضى هفت و بیشتر دانسته‏اند. او به رسم مثنوى‏سازان، منظومه‏هاى پنج‏گانه نظامى را جواب گفته اما عدد مثنویهایش از پنج تجاوز كرده و در برابر اسكندرنامه منظومه‏هاى دیگر بر آنها افزوده است. از اختصاصهاى مثنویهایش، آوردن ابیات بسیار در توحید و نبوت و امامت است. از آثار وى «شاهنامه» یا «شهنشاه‏نامه» یا «شاهنامه‏ى قاسمى»، كه عده‏اى آن را به دو دفتر جداگانه‏ى «شاهنامه ماضى» یا «شاه اسماعیل نامه» و «شاهنامه‏ى نواب عالى» تقسیم كرده‏اند؛ «لیلى و مجنون»؛ «خسرو و شیرین»؛ «كارنامه» یا «گوى و چوگان»، در وصف گوى‏بازى؛ «عاشق و معشوق»؛ «شاهرخنامه»؛ «زیده الاشعار»؛ «عمده الاشعار»، در صفت كعبه و مدینه؛ «ساقینامه».
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / شعر