ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
(تو 1379 -1295 ش)، استاد دانشگاه، تذكره نویس، مورخ، مصحح، فهرست نویس و شاعر، متخلص به گلچین. در تهران و در خانواده‏اى مذهبى به دنیا آمد. پس از طى تحصیلات، در 1313 ش، به استخدام وزارت دادگسترى درآمد و تا 1338 ش در آنجا مشغول خدمت بود. او از 1330 ش در كتابخانه ملى نیز خدمت مى‏كرد و بعد از 1338 ش به طور تمام وقت در كتابخانه‏ى مجلس مشغول شد. در 1342 ش به دعوت نایب‏التولیه آستان قدس رضوى، براى تنظیم فهرست كتب خطى آنجا، به مشهد مهاجرت كرد. وى در حین خدمت دولت به تحصیل ادامه داد و از محضر اساتید مختلف بهره برد. در 1356 ش براى تدریس در دوره‏ى فوق لسانس و دكتراى زبان و ادبیات فارسى در دانشگاه مشهد دعوت شد. گلچین از سیزده سالگى شروع به سرودن شعر كرد و در پانزده سالگى رسما قدم در وادى شعر نهاد و آثارش در روزنامه‏هاى «نسیم شمال» و «توفیق» انتشار یافت. او با امیرى فیروزكوهى و رهى معیرى معاشرت و مصاحبت داشت. وى در 1314 ش به انجمن ادبى حكیم نظامى پیوست و با وحید دستگردى همكارى نمود. در آن انجمن، علاوه بر شعرخوانى، «خمسه» نظامى مقابله و تصحیح مى‏شد و گلچین از محضر استادان ادب فنون و رموز شعر آموخت. وى پس از درگذشت استاد وحید براى تأسیس انجمن ادبى ایران در منزل محمد على ناصح زحمات زیادى كشید. گلچین معانى مقالات ادبى، تاریخى و كتابشناسى زیادى در مجلات مختلف از جمله: «ارمغان»، «مهر»، «دانش»، «یغما»، «سپاهان»، «راهنماى كتاب» و غیره نوشته است. از آثار وى: «گلزار معانى»؛ «شهر آشوب در شعر فارسى»؛ «تاریخ تذكره‏هاى فارسى»، در دو مجلد؛ تذكره‏ى «پیمانه»، ذیلى بر تذكره‏ى «میخانه»؛ «كاروان هند»؛ رساله در احول «آل بنجیر»؛ «مكتب وقوع در شعر فارسى»؛ تصحیح و تكمیل تذكره‏ى «میخانه» عبدالنبى فخرالزمانى قزوینى؛ تصحیح «لطایف الطوایف»؛ «راهنماى گنجینه‏ى قرآن»؛ «فرهنگ اشعار صائب»؛ «دیوان» شعر. اهتمام در انتشار كتابهاى: «تاریخ ملا زاده» احمد بن محمود بخارى، در ذكر مزارات بخارا؛ «كنوز الاسرار و رموز الاسرار»، شرح منظوم «السوانج فى العشق» احمد غزالى؛ فهرست مجموعه‏هاى خطى كتابخانه‏ى مجلس؛ فهرست قسمتى از كتب خطى كتابخانه‏ى عبدالحسین بیات.[1] احمد گلچین معانى، از شاعران و محققان نامدار است كه به سال 1295 خورشیدى در تهران متولد گردید و یكى از محققانى است كه كتاب‏هاى وى مأخذى براى همه شیفتگان اهل هنر و تحقیق مى‏باشد. وى در سال 1313 در ادار كل ثبت مشغول خدمات دولتى گردید. «اشك و آه» بى‏تو سوزى بدل انگیخته دارم چون شمع اشك و آهم بهم آمیخته دارم چون شمع چه كشى دامنم از دست، كه سیلى ز سرشك تا بدامن ز غمت ریخته دارم چون شمع همه شب بهر نثارت رهت از مخزن چشم رشته‏هاى گهر آویخته دارم چون شمع اشك من تیره از آنست، كه خاكستر غم بسر از آتش دل بیخته دارم چون شمع چون گهر روشن از آنم كه بجز رشته اشك رشته‏ها از همه بگسیخته دارم چون شمع نیست تا در برم آن آتش سوزان، گلچین شورى از سوز دل انگیخته دارم چون شمع «ماه» دیدى اى ماه كه شمع شب تارم نشدى تا نكشتى ز غمم، شمع مزارم نشدى بى‏خبر از بر من رفتى و این دردم كشت كه خبردار ز دشوارى كارم نشدى روى برتافتى و پشت و پناه دل من نشدى كز همه جا رو بتو آرم، نشدى زاریم دیدى و آنقدر تغافل كردى كه خبردار ز حال دل زارم نشدى غافل از یاد تو بودم كه نگشتى یارم؟ یا بدیدى كه غم روى تو دارم، نشدى؟ یاد آن عهد، كه از یكدلى و یك جهتى لحظه‏ى دور، ز آغوش و كنارم نشدى گفتى آرام ندارد دل گلچین بى من چكنم مایه آرام و قرارم نشدى باز هم مهر تو مى‏پرورم اندر دل تنگ گرچه عمرى بتو دل بستم و یارم نشدى