ملیت :  ایرانی   -  قرن : 5 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
(471 -385 ق)، حافظ، محدث، زاهد و ادیب. اصل وى از وخش، قریه‏اى در حوالى بلخ است. در طلب حدیث به عراق، جبال، شام و مصر سفرهاى طولانى نمود و در بلخ، نشابور، بغداد، اصفهان، دمشق، بصره، مصر، عسقلان، تنیس، رمله، قدس، عكا، حلب و همدان از ابوالقاسم خزاعى و ابوسعید صیرفى و یحیى بن ابراهیم مزكى و ابوعمر بن مهدى فارسى و ابونعیم حافظ و ابوحسین بن بشران و ابومحمد نحاس و تمام بن محمد رازى و محمد بن احمد بن محمد بن مزدین و ابوسعید بن حسنویه و ابوالحسن على بن قاسم نجاد و عقیل بن عبدان و قاضى ابوبكر حیرى و عبدالواحد بن محمد بن مهدى و محمد بن حسین بن فضل قطان و محمد بن احمد بن ابوالفوارس و از جماعتى دیگر حدیث شنید. خطیب بغدادى و عمر بن محمد سرخسى و عمر بن على محمودى و جماعتى دیگر از او روایت كرده‏اند. خواجه نظام‏الملك در بلخ از وى حدیث شنید. در بغداد خلیفه عباسى به اتهام قدرى بودن دستور به غرق كردن او داد. پس به مصر گریخت و بعد از چندى دوباره مخفیانه به بغداد آمد و از آنجا به بلخ بازگشت، در بلخ به امر خواجه نظام‏الملك براى وى مدرسه‏اى بنا نمودند تا در آن حدیث گوید. او در بلخ درگذشت. وى برگزیده‏اى از احادیثى را كه از ابونعیم حافظ شنیده بود، در پنج جزء تحت نام «وخشیات» نگاشت. در «كشف‏الظنون» و به تبع آن در «هدیةالعارفین»، «الامالى»، در حدیث و كتاب «التوقیر» از آثار وى شمرده شده است.