جواد ملکی تبریزی
ملیت : ایرانی
-
قرن : 14
منبع : گنجینه دانشمندان (جلد اول)
عالمى عامل و عارفى كامل عابدى یگانه و سالكى فرزانه از شاگردان مرحوم جمال السالكین و قطب العارفین صاحب نفس قدسیه آخوند ملا حسینقلى همدانى رحمة اللَّه علیهما بود. آن مرحوم داراى علوم و معارف و معنویات كامله بود ولادش در تبریز واقع شد و پس از دیدن مقدمات و سطوح به عتبات عالیات و نجف اشرف عزیمت نمود وفقه را از مرحوم حاج آقا رضاى همدانى صاحب مصباحالفقیه در سامرى فراگرفت و اصول را از مرحوم آخوند خراسانى و علم حدیث و درایه را از خاتم المحدثین مرحوم حاجى نورى و در همان اوقات ملازمت و مصاحبت مرحوم جمال الصالحین صاحب النفس الزكیة والاخلاق الملكوتیه مولینا آخوند ملا حسین قلى همدانى را كه شهرت و فضائلش نزد ارباب علم و دانش و عرفان و بینش بسیار و مستغنى از توصیف نالایق ماست و در رساله التقوا اشارهاى به مقام ایشان و شاگردانش نمودم اختیار كرده و نفس خود را مهذب و مكمل نموده و در حدود سال 1321 به ایران مراجعت و اولا در تبریز سكنى نمود و در قضیه انقلاب مشروطه سال 1329 هجرى از آنها به حرم اهلبیت عصمت علیهمالسلام شهرستان قم مهاجرت و مشغول به تدریس (فقه كه عنوانش مفاتیح مرحوم فیض بود) و تربیت شاگردان مكتب جعفر بن محمد علیهماالسلام شدند و سه ماه رجب و شعبان و رمضان را متوالیاً روزه گرفته و در مدرسه فیضیه درس اخلاق عمومى مىگفتند و اكنون نزدیك پنجاه سال است از فوت آن عالم ربانى مىگذرد در و دیوار مدارس و فضاء مدرسه صداى حزین و گریان و نالههاى پرشوق و سوزان او را كه مىگوید اللهم ارزقنا التجافى عن دارالغرور والانابة الى دارالخلود والاستعداد للموت قبل حلول الفوت به گوش ارباب هوش مىرساند فضائل و كرامات آن مرحوم بیشتر از آنست كه در این كتاب توان آورد درباره اخلاق و زهد و تقوا و عشق و عرفان او شاگردان او كه از علماء معروف حاضرند داستانهائى گفته و او را از بكائین این زمان آوردهاند نماز جماعتش در مسجد بالاسر و گاهى در مدرسه فیضیه و درس گفتنش شاهد این مدعاست
ارتباط و مراودهاش با حضرت ولى عصر ارواحنا له الفداء بسیار ملازمتش به تقوا و ورع بىاندازه و مراقبتش به نوافل و حضور و توجه دائمى، آنى غافل نبود و لحظهاى از یاد خدا بیرون نمىرفت.
حكایت كرد براى این نگارنده جناب آیتاللَّه حاج سید جعفر شاهرودى كه از شاگردان خاص آن مرحوم و علماء مبرز فعلى تهرانست مكاشفه مفصلى را كه مجمل آن اینست فرمود كه شبى در شاهرود خواب دیدم كه در صحرائى حضرت صاحبالامر عجلاللَّه فرجه الشریف با جماعتى تشریف داشتند و گویا به نماز جماعت ایستادهاند نزدیك رفتم كه جمالش را زیارت كنم و دست مباركش را ببوسم شیخ بزرگوارى را دیدم كه متصل به آن حضرت و آثار جمال و وقار و بزرگوارى از سیمایش پیداست چون بیدار شدم در اطراف آن شیخ فكر كردم كه كیست كه تا این حد نزدیك و مربوط به مولاى ما امام زمان علیهالسلام است از براى یافتن او به مشهد مشرف شدم وى را ندیدم در تهران آمدم نیافتم به قم مسافرت كردم او را در حجرهاى از حجرات مدرسه فیضیه مشغول تدریس دیدم پرسیدم این آقا كیست گفتند آقاى حاج میرزا جواد آقاى تبریزى است.
خدمتش رسیدم تفقد زیادى كردند و فرمودند كى آمدى گویا مرا دیده و شناخته و از قضیه آگاهند پس ملازمتش را اختیار نموده و چنان یافتم كه او را دیده بودم و مىخواستم تا شب یازدهم ذىالحجه 1343 كه نزدیك سحر در بین خواب و بیدارى دیدم درهاى آسمان به روى من گشوده و حجابها مرتفع گشته تا زیر عرش الهى را مشاهده كردم و دیدم كه آن مرحوم را كه ایستاده و دست به قنوت گرفته و مشغول تضرع و مناجات و گریه است و من از مقام و قرب او به حق تعالى تعجب مىكردم كه صداى كوبه در خانه را شنیدم فوراً برخاستم و درب را باز كردم دیدم یكى از دوستان است گفت فلانى بیا منزل آقا گفتم چه خبر است؟ گفت تسلیت مىگویم شما را آقا از دنیا رفت
پس تشییع عجیبى از آن مرحوم شد و در مقبره شیخان و در نزدیكى قبر مرحوم میرزا ابوالقاسم قمى صاحب قوانین مدفون گردید ماده تاریخ آن بر سنگ قبرش به عربى چنین است (رفع العلم و ذهب الحلم) و در قصیدهاى كه به فارسى در مرثیه ایشان گفته شده این بیت (از جهان جان رفت و از ملت پناه) 1343 قمرى هجرى.
تألیفات آن مرحوم متعدد است از جمله اسرار الصلوة كه در سال 1328 به طبع رسیده و دیگر مراقبات السنه كه در چند سال قبل در تهران منتشر شد و دیگر كتاب سیر و سلوك كه نسخه خطى آن نزد مرحوم مغفور رسید الزاهدین و سندالسالكین آقاى حاج آقا حسین فاطمى قمى كه از خواص شاگردان و ملازمین دائمى ایشان بود و نیز حضرت آیتاللَّه آقاى حاج سید ابوالقاسم خوئى مدظله و بعضى از تلامذه دیگر ایشان است.
شاگردان مبرزى در اخلاق سیر و سلوك و معارف الهى دارد كه بعضى از دنیا رفته و بعضى در قید حیات و از مراجع بزرگ عصر حاضرند.
(وف 1344/ 1343 ق)، فقیه اصولى، عالم دینى و مدرس. به جهت انتساب به خانوادهى ملكالتجار تبریزى به ملكى معروف شد. در تبریز به دنیا آمد. پس از فراگیرى مقدمات علوم به نجف رفت و در محضر شیخ آقا رضا همدانى، صاحب «مصباح الفقیه»، فقه و آخوند ملا محمدكاظم خراسانى اصول، و محدث نورى علم حدیث و درایه را فراگرفت و از آخوند ملا حسینقلى همدانى تهذیب نفس آموخت. پس از رسیدن به درجات علمى بالا در 1321 ق، به ایران بازگشت و در تبریز سكنى گزید و عهدهدار تدریس فقه و اصول و اخلاق و تفسیر گردید. در جریان نهضت مشروطه از تبریز به قم مهاجرت نمود و در آنجا سالها به تدریس پرداخت و در مدرسهى فیضیه درس اخلاق عمومى گفت. حاج آقا حسین فاطمى قمى، آیتاللَّه خویى، امام خمینى و آیتاللَّه مرعشى نجفى و آقا سید محمود یزدى از جمله شاگردان وى بودند. وى در قم درگذشت و در قبرستان شیخان به خاك سپرده شد. از آثارش: «اسرار الصلاة»؛ «المراقبات السنه»؛ رساله «لقاءاللَّه» یا «رسالهى لقائیه»، در سیر و سلوك، به فارسى.[1]
تازه های مشاهیر
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}